کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘انسداد

فرار شاه

با یک دیدگاه

چند وقت پیش در تاکسی نشَسته بودم و مطابق معمول در تاکسی بحث سیاسی جریان داشت. بحث به جمهوری اسلامی و پهلَوی رسید و نظرات متفاوتی از هر سو ابراز شد. من چیزی نمی گفتم و تنها گوش می دادم. از یک دید گاه (که گمانم راننده آن را بیان کرد) خیلی خوشم آمد. آن جمله این بود: «الهی محمّد رضا شاه با حضرت محمّد محشور بشه!». احتمال این که سی سال پس از سقوط جمهوری اسلامی نظیر این جمله در مورد خامنه ای یا هر شخص دیگری که در رأس این نظام هست بیان شود چه قدر است؟

مَردُم؛ شاد از خروج شاه

این تصویر هم تحریک آمیز است، نیست؟

می خواندم که در آستانه ی بهمن ماه و جشن های پیروزی انقلاب تله ویزیون تصاویری را از آن دوران که جنبه ی محرّک دارند پخش نخواهد کرد. این تصاویر شامل دستان خونین، خون های ریخته شده بَر زمین، حمله، تخریب، آتش سوزی، مبارزه های خیابانی، مقابله با نیروهای گارد، شعارنویسی، بَر عكس گرفتن عكس ‌ها، سنگر بندی وسط خیابان ها، ساخت كوكتل مولوتوف و حضور زنان و مردان در كنار یك دیگر در تظاهرات ها ست. هم چنین پخش برخی شعار های معروف نیز ممنوع شده و پخش نخواهند شد. احتمالن این ممنوعیت به سرود های پُر شور انقلابی نیز خواهد رسید. لابد فکر کرده اَند که با این کار تمام پارازیت ها و انسداد های اینترنت و محدودیت های رسانه ای و دروغ پراکنی های گسترده بی اثر می شود و همان فیلم های موبایلی اِم روز را تمام مَردُم می بینند، منتها با کیفیت پایین و قدیمی و سیاه و سفید و در ضمن سی سال عقب تَر! آن وقت ممکن است یک دفعه هوس کُنند (!) همگی یک بار دیگر همان کار را تکرار کُنند چون تمام ستم ها نعل به نعل دارد تکرار می شود.

هر روز روشن تَر از روز های پیش نزدیک شدن گام به گام حکومت به سقوط را می بینم. ترس از سقوط آن چنان در جای جای حکومت رخنه کرده که حتّا از تصاویر انقلابی که اینان به حکومت رسانده می ترسند. خودِ شان می دانند خون شهدای مظلومی که در راه آزادی ریخته شد و بخش اسلامی انقلاب آن را به نا حق برای خود مصادره کرد، خون آن ها که بیش تَر از آزادی های اجتماعی می خواستند و دوست داشتند آزادی سیاسی را نیز تجربه کُنند و خون های دیگر و ستم های دیگر و سَر کوب ها و شکنجه ها و باز داشت های دیگر بود که کمر پهلَوی را تا کرد. با این همه خون می ریزند و ستم می کُنند و همان اشتباهات محمّد رضای بی تدبیر را انجام می دهند؛ چه، از قدرت و سَر کوبِ شان مست اَند. نمی دانند همین خون نا بود کُننده را اکنون هم دارند می ریزند؟ نمی دانند ستم دامن ستم گر را خواهد گرفت؟ این طور به نظر می رسد که می دانند و گر نه از پخش این فیلم ها جلو گیری نمی کردند. می دانند مَردُم ظرفیت مشخّصی برای تحمّل ستم دارند و پس از آن خونِ شان به جوش می آید. این کار، یک نشانه ی آشکار از سقوط زود هنگام حکومت است. این کار یعنی آن چنان حکومت از مَردُم می ترسد که حتّا اجازه نمی دهد فیلم های انقلابی که خود زاییده ی آن انقلاب است پخش شود. یعنی آن قدر حکومت هراس دارد که نمی تواند اجازه دهد هر گونه تصویری که مَردُم را به فکر قیام می اندازد به آن ها نشان داده شود.

—–

محمّد رضا پهلَوی؛ خروج از ایران.

کَسی فکر می کرد شاهی که زیر دستانش پایش را در انظار می بوسیدند، روزی چنان خوار شود که از کشور بگریزد؟

اِم روز، بیست و ششم دِی ماه است؛ روزی که محمّد رضا پهلَوی از مملکت خارج شد. محمّد رضای مست از قدرتِ سَر کوب که گمان می کرد تنها راه نجات از سقوط سَر کوب و کُشتار است، با شدّت به این کار ها دست زد. به زندان انداخت، کتک زد، در 17 شهریور حمّام خون به راه انداخت، تجسّس کرد و هر چه از دستش بَر می آمد کرد تا «شاه» بمانَد. تاریخ نشان داد که نمی شود با این کار ها جلوی سیل خشم گین مَردُم ایستاد. او نتوانست حتّا با حکومت نظامی و آوردن تانک به خیابان جلوی سیل خشم گین مَردُم را بگیرد، جلوی مَردُم را با این کار های مضحک نظیر پخش نکردن فیلم های انقلاب می خواهند بگیرند؟ گاهی فکر می کُنم تا چه حد می توان بی عقل و ترسو و ضعیف رفتار کرد؟ یعنی این قدر می ترسند که کار را از سَر کوب به پخش نکردن چنین تصاویری رسانده اند؟ این قدر ترسو و ضعیف بودند و ما نمی دانستیم؟

روزی خواهد رسید که افراد نخست مملکت (یکی از بلایای جمهوری اسلامی تبدیل یک فردِ نخست مملکت – شاه – به چندین شاه کوچک بود که هر یک برای خود تصمیم می گیرند و نوعی «ملوک الطّوایفی» به راه انداخته اَند) در پیش گاه ملّت آزاده ی ایران محاکمه خواهند شد. این یک قانون طبیعی است و گریزی از آن نیست. «تاج» با آن شکوه از دست مَردُم گریخت، «عمّامه» که تازه چند صباحی ست شکوهی باسمه ای به دست آورده که جای خود دارد! همان گونه که اِم روز گروه کثیری از مَردُم اذعان دارند که پهلَوی به مملکت خدمت کرد و تنها ایرادش بستن فضای سیاسی بود و جمهوری اسلامی به مملکت خیانت کرد و تنها فایده اش چند سال نخست دوران اصلاحات بود که کمی آزاد بودیم، روزی خواهد رسید که این قضاوت جنبه ی واقعی به خود خواهد گرفت و سَران نظام جمهوری اسلامی در پیش گاه عدالت به سزای اعمالِ شان خواهند رسید. اَبَدَن هم با این کار های خنده دار نمی توان از این قانون طبیعی فرار کرد.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 16, 2010 در 12:44 ب.ظ.

بیانیه ی مشترک سروش، کدیور، مهاجرانی، گنجی و بازرگان

با 9 دیدگاه

(توضیح من: روش کار در این جا درج نوشته های شخصی ست امّا بیانیه ی هفدهم مهندس موسوی و این بیانیه و بیانیه و نامه های مهمّ دیگر به خاطر اوضاع فاجعه بار اینترنت و امکان عدم دست رسی به ابزار های عبور از انسداد اینترنت برای آگاهی این جا درج می شوند. این بیانیه را مشترکن، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطا الله مهاجرانی، اکبر گنجی و عبدالعلی بازرگان نوشته و امضا کرده اند.)

شش ماه پیش میلیون ها نفراز مَردُم ایران به خیابان ها آمدند تا حقّ پای مال شده ی خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمرّ ملّت توسّط حکومت اعتراض نمایند. دست گاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمَردُم در فضای عمومی جلو گیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرّفی کُنند.

تمامیت طلبان تصوّر می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مَردُم را هم چون گذشته متوقّف کرد، اما به رغم همه ی محاسبات، آتش آگاهی افروخته تَر و آهنگ اصلاحات رسا تَر شد وجنبش را روز به روز بالنده تَر و بار وَر تَر ساخت.

درگذشت فقیه عالی قدر آیت الله منتظری که در پنج دهه ی گذشته، به خصوص شش ماهه ی اخیراز حقوق اساسی ملّت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حسّاس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون «رهبر معنوی جنبش» درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و ظلم هایی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملّت را در آستانه ی ماه محرّم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلند تَر کرد. اعتراضات مَردُم، طبق سنّت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیّع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملّت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی ظلم زمانه را نشانه گرفت.

استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مَردُم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مَردُم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه ی نیروهای تحت فرمان کوشید صحنه ی قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متّهم به توهین به مقدّسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با آماج حمله قرار دادن رَه بَران و چهره های شاخص جنبش سبز و دست گیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلّی خاموش سازد.

پوشیده نیست که بخش های افراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خون ریزی و خشونت متوسّل می شوند که خود را فاقد پای گاه وسیع اجتماعی و آینده ی امن می دانند. آن ها می خواهند رویارویی نهایی و «روز واقعه» را تسریع کُنند تا هم نیروهای مردّد درون حاکمیت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مَردُمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز تقلیل دهند.

عمل کرد این رژیم، اقشار بسیار متنوّعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشن فکران، روحانیون، دانش گاهیان، کار گَران و فعّالان سیاسی را به شدّت آزرده کرده است. گفتِ مان «توطئه ی دشمن» که ولیّ جائر در طول ۲۰ سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه میان ملّت می کُنَد (مثل: مطبوعات پای گاه دشمن اَند، روشن فکران مزدوران دشمن اَند، جنبش سبز توطئه ی رنگی دشمنان برای بَراندازی است)، بخش عظیمی از ملّت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سَر کوب باید تکلیف آنان را یک سَره کنند.

کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نا رضایتی ژرف توان تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران، موج گسترده ای از خشونت را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.

افراطیون حاکم بر دست گاه های سرکوب، تعلّق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلّیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتّکا دارند و تنها ضامن بقایِ شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مَردُم است. تخصّص آن ها خشونت است و خشونت را به مهم ترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.

خشم وخشونتی که اِم روز شاهد آن ایم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقّق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند. زمام داران خودکامه البته کوشش می کُنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پُر شکوه میلیون ها ایرانی آزادی خواه تزریق کُنند تا چهره ی دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملّت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.

جنبش سبز ایران در لحظه ی حسّاس کنونی به طرح مطالبات مشخّص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده ی اقشار متنوّع جامعه در تعیین سَر نوشت خود نیاز دارد.

این جنبش به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید بَر تَری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مَردُم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخّص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جای گزین خشونت تحمیل شده از سوی سَر کوب گَران کُنَد.

هم وطنان گرامی!

جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سَر نوشت مَردُم ایران و نگران تحریم های اقتصادی زیان مند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضدّ خشونت است. نزاع جنبش با اقتدار گرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مَردُم، تحقّق جامعه مدنی، مدارای دینی، به رسمیت شناختن تکثّر و تنوّع در فضای سیاسی کشور و بالأخره نفی ولایت جائر است.

ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مَرُدم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهم ترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرّک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه ی هفدهم خود آورده است که با توجّه به تنگ ناهای سیاسی داخل کشور جنبه ی حدّ اقلّی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رَه بَران جنبش در داخل کشور (موسوی، کرّوبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه ی جنبش سبز مَردُم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:

۱- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و بَرگزاری مجدّد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقلّ انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.

۲- آزادی کلّیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بَررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی و جبران خسارات وارده به قربانیان سَر کوب های اخیر و خانواده ی آنان.

۳- آزادی کلّیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانال های تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دست رسی آسان به رسانه های فوق الذّکر، تصفیه ی رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنّج آفرینان.

۴- به رسمیت شناختن حقّ فعّالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجویی و زنان، NGO ها و نهاد های مدنی، اتّحادیه های مستقل کار گَران و کارمندان، و حقّ تجمّعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی.

۵- استقلال دانش گاهها، سپردن امور دانشگاه ها به شیوه ی دموکراتیک به دست دانش گاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانش گاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.

۶. محاکمه ی عاجل شکنجه گَران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته به ویژه چند ماه اخیر.

۷. استقلال قوّه ی قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال داد گاه های ویژه ی غیرقانونی، تصفیه ی قوّه ی قضائیه از قضات ناعادل و گوش به فرمان، بَر حذر داشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات ما فوق (داد گاه های فرمایشی) به جای اجرای بی طرفانه و عادلانه ی قانون.

۸. خروج نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی از قلم روی سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اکتفا به وظایف حرفه ای.

۹. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نماز های جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الأرض، مرتد و یاغی).

۱۰. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخ گو کردن همه ی متصدّیان رده اوّل کشور ومحدود کردن دوره ی تصدّی آنان.

نپذیرفتن این خواست های بهینه ی جنبش سبز و افزودن سَر کوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بَل که ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد و تبعات سهم گینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با «صاحب ولایت مطلقه» است.

سیزدهم دی ماه ۱۳۸۸، سوم ژانویه ی ۲۰۱۰

عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، اکبر گنجی، سید عطاء الله مهاجرانی

پی نوشت: نامه ی سَر گشاده ی 88 استاد دانش کده ی فنّی دانش گاه تهران به خامنه ای

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 4, 2010 در 2:30 ب.ظ.

دور زدن سد

با یک دیدگاه

اسلحه در دست پیش نماز چه می کُند؟!

جمهوری اسلامیِ شجاع!!

از بس که ما کم تعداد هستیم حکومت هر لحظه به شیوه ای با ما مقابله می کُند؛ انسداد اینترنت و کم کردن سرعت آن، ارسال پارازیت روی ماه واره ها، قطع کردن اِس اِم اِس و موبایل و سایر راه های ارتباطی و راه های دیگر و از طرفی آن قدر از ما می ترسد پیش نمازش در روز عاشورا باید کُلت در دست بگیرد (این عکس را مهدی سحر خیز منتشر کرده و از بس جالب بود نتوانستم آن را این جا درج نکُنم. به اندازه ی کافی گویا هست امّا برای مشاهده در اندازه ی واقعی رویَش کلیک کُنید)! برای مقابله با انسداد اینترنت معمولن از روش هایی استفاده می کُنیم که شرح آن را همه می دانند و حتّا ذکر نامش باعث مسدود شدن وبلاگ می شود (نمونه اش وبلاگ من در بِلاگِر)! امّا برای مقابله با سد ها همیشه نباید آن ها را شکست، گاهی می توان سد را دور زد و تمام اثر کار کَسی که سد را ساخته از میان بُرد! روشی ساده برای مقابله با انسداد وب سایت ها و بلاگ ها وجود دارد که بسیار ساده است و عمدتن جواب می دهد و نوعی «دور زدن» است. ابتدا به اینترنت وصل شوید و به این ترتیب کار های زیر را انجام دهید:

1. اگر از ویندوز Vista استفاده می کُنید، در نوار جست و جو (Search) که در پایین منوی آغاز (Start) وجود دارد تایپ کُنید: cmd.exe و روی همین نام که تنها نتیجه ی جست و جو ست کلیک کُنید تا صفحه ی سیاه رنگ DOS  باز شود.

2. در صفحه ی DOS ابتدا تایپ کُنید: ping و با یک فاصله آدرس وب سایت یا وبلاگ مورد نظرِ تان را تایپ کُنید و Enter بزنید.

3. عدد چهار قسمتی ای را که ظاهر می شود (و 4 قسمت آن با نقطه از هم جدا شده اند) در نوار آدرس مرور گرِ تان نوشته و Enter بزنید تا مستقیمن به وب سایت یا وب لاگ مورد نظر وارد شوید.

4. اگر خواستید روی پیوندی در وب سایت باز شده (مثلن پیوند یک خبر در یک وب سایت خبری) کلیک کُنید باید دقّت کُنید اگر پیوند مربوط به صفحه ای از همان وب سایت باشد مسدود است. چون با کلیک کردن روی یک پیوند آن پیوند با ادامه ای در آدرس اصلی وب سایت یا وبلاگ باز می شود، برای مقابله با این موضوع همان عدد 4 بخشی را پیش از ادامه ی آدرس به جای آدرس اصلی سایت یا وبلاگ بنویسید و Enter بزنید تا آن صفحه هم باز شود.

5. اگر از ویندوز های پیش از Vista استفاده می کُنید برای دست رسی به آن صفحه ی سیاه رنگ (Command Prompt) باید از منوی (ُStart) به منوی (Accessories) رفته و از آن جا آن برنامه را باز کُنید. این روش در ویندوز Vista هم قابل استفاده است.

6. آن عدد 4 رقمی IP Address وب سایت یا وبلاگ مورد نظر است که در بیش تر وقت ها با آن می توان به وب سایت ها و وبلاگ ها دست یافت. به چند وب سایت به هم راه IP هایِ شان توجّه کُنید:

جنبش راه سبز (جَرَس): 204.93.154.201

کلمه: 174.129.28.21

خبر نامه ی گویا: 66.63.167.60

نوشته شده توسط بامداد راد

دسامبر 30, 2009 در 7:00 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.