کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘بهار

پیام نوروزی کرّوبی (کامل)

دیدگاهی بگذارید »

(هَر چند با تأخیر ولی برای ثبت در تاریخ درج می شود.)

بسم الله الرحمن الرحیم

سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی‌زبانان و به کل آن‌هایی که نوروز را برگزار می‌کنند، تبریک می‌گویم و از خداوند منان، بزرگی، عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.

متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواری‌ها، سختی‌ها، تلخی‌ها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواری‌ها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای این‌که از آن‌ها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت میلیونی اعتراض کردند و به جای این‌که به خواسته‌های آن‌ها رسیدگی کنند، با آن‌ها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی‌سابقه‌ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه‌ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی‌سابقه‌ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته‌ها عمل نشد.

اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر این‌که اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می‌گوییم بگوید، فتنه‌گر است، آشوب‌گر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آن‌ها هم می‌دانستند که خواسته، خواسته‌های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می‌کنید.

ما می‌گوییم نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزش‌ها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمئنا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می‌گیرد و کشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.

اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می‌دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی‌نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال‌الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل این‌که همه جمعیت‌ها با همه اندیشه‌های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.

من در همین جا عرضم را خاتمه می‌دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مشاهده

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 24, 2010 در 12:09 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , , ,

توان 2

دیدگاهی بگذارید »

در ادامه ی دُر فِشانی هایش سپس به نام گذاری پرداخت:

اِم سال، سالِ همّت مضاعف و کار مضاعف است.

حضّار، الله اکبر گویان گفتند: «زرشک!» و ادامه دادند:

ما «صبر و استقامت»، شُما «همّت مضاعف» توی «کار» هایی که ازتون بَر می آد، ببینیم کی می بَره. بچرخ تا بچرخیم! در ضمن واقعن لازم بود دو بار بِگی مضاعف؟!

پی نوشت: همین اوّلین روز سال نو، تبریک می گویم به ساجده عرب سرخی به خاطر چنین پدری که پس از سال تحویل که با خانه تماس می گیرد با صلابت و بی ذرّه ای خسته گی یا ناراحتی می گوید: «سلام می کُنم به همه گی. امید وار اَم سال جدید، سال رفع محدودیت ها و موانع باشد، برای شما که به ترین مَردُمان هستید. صبور باشید که ان شاء الله موانع و سختی ها از بین رَفتنی است». این به ترین عیدی من در این سال بود، خدا حفظت کُنَد مَرد!

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 21, 2010 در 12:18 ب.ظ.

متن پیام نوروزی کرّوبی به هم راه پیوند های مشاهده و دریافت

دیدگاهی بگذارید »

بخش های بَرگزیده:

اگر شما نظام را سلیقه می گویید، نظام را فرد می گویید، نظام را یک دسته ی خاصی می گویید که یک جمع کوچکی را در درون خودش جا بدهد؛ مثلا روحانیونش آقای جنتی باشد، آقای یزدی باشد، آقای مصباح باشد، آقای حسنی ِ ارومیه باشد، آقای شجونی باشد، آقای طائب باشد، آقای رسایی باشد، آقای حسینیان باشد یا نفراتش قاضی مرتضوی باشد، محمود احمدی نژاد باشد، الهام باشد، نقدی باشد، مرندی باشد، جلال الدّین افغانی ِ قاتل یک بی گناه به خاطر شکار یک کبک باشد و از این قبیل افراد؛ اگر نظام این را بگویید؛ بله، ما مخالف این جور نظامی هستیم! … [در واکنش به خامنه ای که گفته بود همه باید در کِشتی نجات نظام باشند] وقتی روحانی وشخصیت های نظام به جنّتی، احمد خاتمی و محمود احمدی نژاد منحصر شود دیگر نمی توان شعار داد کِشتی نجات، باید گفت قایق نجات نظام!  … به جای رسیده گی به خواسته های افراد معترض با آن ها بَرخورد می کُنند؛ جمعی را به شهادت رساندند، جمعی در شکنجه کُشته شدند، هزاران انسان را به طور بی سابقه ای زندانی کردند، عدّه ی زیادی از مسئولین سابق نظام را در سطوح مختلف زندانی کردند، مطبوعات را تعطیل کردند، مطبوعاتی ها از کثرت زندانی ها متأسّف می شدند و به خواسته ها عمل نشد.

مشاهده در یوتیوب

دریافت

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 20, 2010 در 8:51 ب.ظ.

سال نو!

دیدگاهی بگذارید »

سال کهنه با تمام سختی هایش رو به پایان است. به شخصه دوست داشتم این سال – با وجود تمام پیروزی هایی که ملّت ایران به دست آورد – کم تَر از این سخت می بود. سختی ست که انسان را پخته می کُنَد ولی چه به تَر که سختی و آسانی در یک تعادل زیبا انسان را به پیش ببَرند. سال 88 عیار انسان ها را بیش از هر وقت دیگری نشان داد؛ عیار مهندس موسوی را که ایستاد و اخلاق را در سیاست معنا داد، عیار شیخ کرّوبی را که مردانه واگفت هَر چه ناگفتنی بود، عیار روز نامه نگاران را، اُسَرا را، شهدا را، آسیب دیده ها را و عیار مَردُمی را که حاضر اَند تا پای جان بَر سَر عقیده ی شان بایستند و مسالمت آمیز به جلو بروند و به جهان – که ایرانیان را عقب مانده می پندارد – درس مبارزه ی مدرن، با استفاده از وسایل مدرن و کنار زدن محدودیت ها با به ترین روش ها و هوش مندانه ترین و خلّاقانه ترین راه ها، بدهند.

هرگز نمی توانم دِینی را که خانواده ی اُسَرا و شهدای سبز بَر دوشم دارند اَدا کُنم، با این حال می خواهم فرارسیدن سال «صبر و استقامت» را به تمام مادران داغ دار و صبور و پدران استوار که اجازه ندادند بار مصیبت دو تای شان کُنَد و شغال های حکومت از این خم شده گی پا بکوبند از شادی و به زیبایی و به تنهایی به تمام ملّت درس پای مَردی دادند تبریک بگویم.

برای سال نو تفأّلی به دیوان گران سنگ حافظ زدم، این غزل آمد:

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببَر، خرمن سوخته گان را همه گو باد ببَر؛

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا، گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببَر؛

زلفِ چون عنبر خامَش که ببوید هیهات، ای دل خام طمع این سخن از یاد ببَر؛

سینه گو شعله ی آتش کده ی پارس بکِش، دیده گو آبِ رخ ِ دجله ی بغداد ببَر؛

دولت پیر مغان باد که باقی سهل است، دیگری گو برو و نام من از یاد ببَر؛

سعی نا بُرده درین راه به جایی نرسی، مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببَر؛

روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده، وانگهم تا به لَحَد فارغ و آزاد ببَر؛

دوش می گفت به مژگان درازت بکِشم، یا رب از خاطرش اندیشه ی بی داد ببَر؛

حافظ اندیشه کُن از نازُکی ِ خاطر ِ یار، برو از درگهش این ناله و فریاد ببَر.

به تَر است در مورد این شعر چیزی نگویم، واضح تَر از این نمی شد حافظ سخن بگوید!

عیدِ تان مبارک و سال نو، همیشه اش برای تان بهار و سبزی ِ بهارش مستدام و زیبا تَر از همیشه!

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 20, 2010 در 7:41 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.