کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘بیانیه

بیانیه ی شیخ مهدی کرّوبی پس از 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

(شخصن تمایل دارم نوشته های مربوط به تحلیل جنبش سبز را پس از اعلام موضع آقایان موسوی و کرّوبی بنویسم – هر چند می دانم چه خواهم نوشت و در این چند روز خیلی به موضوع و متنش اندیشیده اَم -، چرا که فکر می کُنم در شرایط فعلی بالأخره نفر (یا نفراتی) باید موضع مشخّص جنبش را اعلام کرده و طبق آن راه کار ارائه شود. باید توجّه کرد که نقد – حتّا در مورد اندیشه های راه نما های جنبش – باید با قدرت پی گیری شود و به جای احساسی شدن و تند روی، باید به جذب حامیان بیش تَر از تمام طبقات اندیشید و در ضمن از بَرچسب زدن – کاری که جمهوری اسلامی استادِ آن است! – دوری کرد. حال که یکی از دو بیانیه ای که منتظرش هستم منتشر می شود، پس از بیانیه ی مهندس موسوی بحث های تحلیلی جنبش سبز آغاز خواهد شد.

در این بیانیه نکته ای مطرح شده که مدّت ها ست مطرح می شود و شخصن انتظار داشتم به عنوان یک تاکتیک ساده ولی مؤثّر خیلی زود تَر از این ها مطرح شود و آن هم بَرگزاری دو تظاهرات؛ یکی «سبز» و دیگری توسّط حامیان حکومت با امنیت کامل است – همان حماسه ای که 25 خُرداد در واکنش به حضور باسمه ای 24 خُرداد رخ داد و جهان را مبهوت کرد -. گر چه ترس و ضعف حکومت برای ما مُحرَز شده ولی این امر برای پیوستن مَردُمی که هنوز نمی دانند کدام طرفی اَند به جنبش سبز بسیار کار ساز است. به ویژه اگر در این تظاهرات، به جای شعار هایی که از دید من هنوز زود اَند که بیان شوند، دغدغه های اقتصادی و کار گری مطرح شود نور ِ عَلا نور خواهد شد. در مورد پیش نهاد دوم که به نوعی دگر گونی یکی از ساختار های نظام (شورای نگه بان) است، از دید من نوعی گام تکمیلی و رو به جلو در جهت طرح مجمع تشخیص مصلحت نظام بَرداشته شده که کمیسیون ملّی انتخابات را جای گزین شورای نگه بان می کُنَد. این طرح می تواند بسیار مؤثّر باشد و با هم راه شدن با مفاد پیش نهاد شیخ بسیار گام مثبت و رو به جلویی خواهد بود. اگر مجلس مستقل و رییس جمهور منتخب داشته باشیم، تنها دو نکته ی حل نشده باقی می مانَد؛ رَه بَری (ولایت فقیه) و دیگری استقلال قوّه ی قضاییه. با حلّ دو مشکل نخست، مشکلات دیگر هم روند ساده تَری را برای حل شدن در پیش خواهند گرفت؛ هر چند، مشکل ولایت فقیه بسیار پیچیده است و برای حلّ آن راه های عادی پاسخ گو نیست. در مورد دو مشکل بعدی، در آینده – آن گاه که بتوانیم جمعیتی همانند 25 خُرداد را بدون هراس به خیابان های ایران بیاوریم و مطالباتِ مان را مطرح کُنیم – صحبت خواهم کرد؛ همان موقع که همه برای بَرقراری یک «جمهوری» کامل آماده ایم و در واقع به هدف اصلی ِ مان رسیده ایم.

به شخصه، خیلی با کنایه هایی که در این بیانیه زده شده حال کردم که دو تای نخست به خامنه ای و آخِری به حکومت است. آن جا که از شیوه ی حکومت داری مولا علی (روحی فداه) مثال آورده، آن جا که مجلس را مستقل دانسته و با طرح مسئله ی آزادی مطبوعات کنایه ای عمیق به خامنه ای زده که با حُکم حکومتی جلوی تصویب لایحه ی آزادی مطبوعات در مجلس ششم را گرفت و دیگر آن جا که حاکمیت را ضعیف و ترسو خوانده.)

بسمه تعالی

مردم بزرگ و آزاده ایران!

از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناح‌های سیاسی و شخصیت‌ها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنه‌هایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیت‌خواه و خشونت‌طلب می‌کوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی خود، با بی‌اخلاقی تمام و وارونه‌سازی واقعیت و پنهان‌کردن وحشی‌گری‌های جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آن‌را به نفع خود مصادره کند.

جریان خشونت‌طلب می‌خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان امکان پذیر شد، برای پاک‌کردن آثار ناشی از زندانی‌کردن‌ها و جنایت‌ها و شکنجه‌ها و کشتارهای خیابانی بهره برد. می‌خواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشی‌گری‌های خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیروی‌های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده‌بودند. آن‌ها با هر حرکت و نشانه‌ای از عدم موافقت با وضع موجود، به‌شدت برخورد‌ می‌کردند و آن‌را خفه می‌کردند. طرفه آن‌که، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک‌های اشک‌آور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانه‌های داخلی نشان داده‌ نشد!

گویا چشمانشان، با پرده‌هایی از گمراهی پوشیده شده که گمان می‌کنند که توانسته‌اند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آن‌که بدون دعوت جریان‌های سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بی‌رمق یگان‌های نظامی و امنیتی تبدیل می‌شد و امکان چنین بهره‌برداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمی‌آمد.

همه ما می‌دانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقه‌تان به سیاست‌های سرکوب و پرکردن زندان‌ها که به‌دلیل علایق ملی و عشق‌تان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتک‌زدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی می‌دانید که ریختن خون بی‌گناهان با مبانی دین و اخلاق‌تان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیه‌السلام) برای تقویت حکومت خود زندان‌هایش را پرمی‌کرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاه‌های دانشجویی و بی‌حرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبوده‌است.

با این‌حال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن به‌کار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علی‌رغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر می‌شود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور ده‌ها‌هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها را ندانند؟ آیا فکر می‌کنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشان‌شان را نمی‌بینند؟ آیا تصور می‌کنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشده‌اند؟

مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آن‌که صف‌آرایی‌های دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، می‌هراسد و برای‌همین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل می‌کند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمی‌تابد و ملت را مجموعه‌ای از افراد طرف‌دار و تابع خود می‌داند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک می‌خواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادی‌تان، فارغ از ویژگی‌های جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت می‌شناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامی‌خواند.

لذا برای ازمیان رفتن پرده‌های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت‌خواه، براساس آموزه‌های مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همان‌طور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، می‌خواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین می‌کنیم و تضمین می‌دهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آن‌هم یک‌بار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بی‌فشار و تهدید روشن شود.

اما پیشنهاد دوم: درحالی‌که جریان تمامیت‌خواه می‌خواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاست‌های خشونت‌آمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد می‌کنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالت‌هایی که به‌نام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. این دخالت‌هاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل می‌شود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیه‌هایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم می‌شود، آن‌را امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانه‌ها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاه‌های سیاسی و … هم تامین می‌شود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینه‌های میلیاردی، چنان‌که در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.

والسلام

مهدی کروبی

سوم اسفند ۱۳۸۸

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 23, 2010 در 1:19 ق.ظ.

بیانیه ی جبهه ی مشارکت در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

(به یاد ندارم حزبی از احزاب رسمی جمهوری اسلامی – با تَر فند مقایسه ی شرایط تاریخی پیش از سقوط پهلَوی و حالا – این قدر صریح و آشکار نسبت به سقوط جمهوری اسلامی هُش دار بدهد.)

فرارسیدن 22 بهمن پیام آور پیروزی مردمی ترین آخرین انقلاب قرن بیستم است . انقلابی که بنام خدا کاخ ظلم و ستم 2500 ساله شاهنشاهی را در ایران فرو ریخت و برآن بود که نظامی خدامحور و اخلاقی ، عدالت بنیاد ، آزادیخواه ، مردمسالار و توسعه یافته را در قالب « جمهوری اسلامی ایران » مستقر سازد . جبهه مشارکت با تبریک فرارسیدن اینروز به همه ایرانیان و پاسداشت همه مجاهدتها و ایثارگری ها وشهادتها، همگان را به بازخوانی و تحلیل این رخداد در انطباق با شرایط کنونی کشورمان و راهبردی که می تواند به حفظ دستاوردها و میراث این انقلاب بزرگ مدد رساند ، فرا می خواند .

چرا انقلاب شد؟ اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی چه بود؟ و اکنون با گذر سی و یک سال از پیروزی انقلاب در کجا قرار داریم ؟ و چه باید کرد؟ اینها سئوالاتی که در هرگونه تحلیلی بمناسبت سالگرد انقلاب اسلامی باید بدانها پرداخت و پاسخ داد . در این بیانیه به اختصار به این سئوالات از نگاه جبهه مشارکت پاسخ داده می شود به امید آنکه راهگشای ما بسوی آینده بهتر باشد .

چرا انقلاب شد؟

1-عدم مشروعیت رژیم پهلوی : بر سرکارآمدن سلطنت پهلوی ناشی ازانجام یک کودتای نظامی با حمایت خارجی بود و این رخداد با کودتای آمریکایی- انگلیسی 28 مرداد 1332 و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق تشدید و ابرام شد . رژیم پهلوی اصلی ترین میراث و دستاورد جنبش مشروطیت یعنی قانون اساسی را با فرمایشی کردن انتخابات و مجلس شورای ملی از محتوا تهی ساخت و به رغم اظهار پایبندی به این قانون درعمل هیچگاه نتوانست مشروعیت مردمی در قالب نمایندگان واقعی مردم در مجلس را برای خود فراهم سازد و سرانجام کار بجایی رسید که صدای مردم بجای آنکه از طریق مجلس بگوش حاکمیت برسد بطور مستقیم برفراز بامها و خیابانها در اعتراض به رژیم به صدا درآمد و عدم مشروعیت آنرا برآفتاب انداخت.

2- ناکارآمدی : رژیم پهلوی با اجرای مجموعه سیاست هایی که پی گرفت در جلب رضایت اکثریت مردم ناکام بود . کالبدشکافی این مجموعه سیاست ها دراینجا مقدور نیست اما بطور مثال در وجه اقتصادی بااینکه به لحاظ تعاملات جهانی و رابطه با آمریکا و وابستگی به قدرتهای خارجی پس از کودتای 28 مرداد شرایط ایران و کشور کره جنوبی مشابه بود و ایران علاوه برآن از درآمدنفت نیز برخوردار بود رژیم پهلوی دراجرای برنامه های عمرانی و توسعه اقتصادی ناموفق بود و حتی افزایش قیمت و درآمدنفت در سال های دهه 50 نه تنها نتوانست چرخ به گل مانده توسعه اقتصادی کشور را بحرکت درآورد بلکه موجبات هرچه بیشتر دامن زدن به فساد کارگزاران حکومت(هزار فامیل) و شکاف طبقاتی را درجامعه فراهم آورد . درحالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور در فقر و فاقه بسر می بردند و از خدمات اولیه رفاهی محروم بودند پهلوی دوم با اتکا به افزایش درآمد نفت در پی خریدهای کلان ابزار و آلات نظامی و رویای تبدیل شدن به قدرت پنجم نظامی دنیا و اول منطقه و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ بود و 2500 سال شاهنشاهی راجشن گرفت و با پذیرش نقش ژاندارم منطقه ایران را جزیره ثبات لقب می داد اما از نارضایتی روزافزون مردم خود غافل بود.

3- استبدادورزی ودین ستیزی : رژیم پهلوی در گذر زمان بر دامنه استبداد ورزی اش افزده شد و کار به جایی رسید که با انحلال دوحزب دولت ساخته مردم و ایران نوین و تاسیس حزب رستاخیز همه ایرانیان را به عضویت در این حزب دعوت و اجبار کرد و اعلام کرد هرکس نمی خواهد عضو این حزب شود گذرنامه بگیرد و از ایران خارج شود! البته بازتولید این استبداد خشن و انسداد سیاسی خود داستان دیرینه حکمروایی در ایران است وبا کمال تاسف شاهد این روند معیوب هستیم که اگر ساختار حقیقی و حقوقی جامعه ما هراز گاه اصلاح و نوسازی نشود خود موید و مقوم استبدادی تازه می شود. بخصوص با اتکای دولتها به درامد بی حساب نفت و عدم اتکای به مردم در تامین هزینه های دولت این معضل تاریخی همواره سدی در برابر استقرار دموکراسی در ایران محسوب می شود و همین عامل در دوران شاه سبب شد هر روز بردامنه استبداد مطلقه اش افزوده شود بگونه ای که در سال های آخر حیات هر مخالف و منتقدی در معرض زندان و شکنجه بود و هیچ رسانه مستقلی امکان حیات نداشت و فعالیت سیاسی معنا نداشت و اینگونه بود که غالب نخبگان و روشنفکران جامعه از هر فرقه و نحله بتدریج در نهان و آشکار به صف مخالفان رژیم کشانده شدند . در این مسیر سیاست های دین ستیزانه پهلوی پدر و پسر بر فاصله گیری نیروهای مذهبی و روحانیت از حکومت افزود و به ویژه پس از جنایت 15 خرداد 1342 روند رو به رشد نهضت اسلامی شکل گرفت و اسلامگرایان نیز به صف مخالفان رژیم افزوده شدند و از همین تاریخ رهبری بی بدیل امام خمینی جلوه کرد .

4- تحقیر و سرکوب مخالفان و منتقدان : رژیم بادر پیش گرفتن سیاست فرعونی قومش را خوار و تحقیر شده می پسندید تا بنده وار و بی چون و چرااطاعتش کنند.جمله معروف هویدا که به شاه شخص اول مملکت نگویید چون اصلا جز او شخصیتی در کشور وجود ندارد نشانه این تبختر وفرعونیت بود ، و با همین دیدگاه مخالفان و منتقدان خود ( و در یک فضای کلی مردم ) را مستحق هرگونه تخفیف و تحقیری می دانست و اگر کسی جرئت عبور از این وضعیت را بخود می داد با سیاست منکوب و سرکوب مواجه بود . همه شخصیتها و افراد باید در وجود شاه ذوب و مستحیل می شدند و در هر سطحی بودند نباید شخصیتی و وجودی از خود می داشتند . عکس العمل به این وضعیت خیزش سیل آسای مردم بود که راهپیمایی های میلیونی را علیه رژیم رقم زد و سبب شد تا مردمی که تا دیروز تحقیر و دیده نمی شدند بناگاه دیده شوند و شخصیت حقیقی آنها بروز و ظهور یابد.

انباشت مسائل برآمده از این موارد در ذهن و دل ایرانیان موجبات پیوند اکثریت قاطع مردم علیه رژیم پهلوی وهمراهی با انقلاب اسلامی برهبری امام خمینی شد که بزرگترین و آخرین انقلاب مردمی و دینی قرن بیستم را رقم زد و همچون زلزله ای منطقه و جهان را تکان داد .

اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی چه بود؟

شعار « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » که در ماهها و روزهای منتهی به پیرزی انقلاب از زبان مردم در سراسر کشور سر داده می شد به احسن وجه اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را بیان می دارد . اصلی ترین و ارزشمندترین دستاورد انقلاب اسلامی تبدیل نظام سلطنتی و استبدادی 2500 ساله به «جمهوری اسلامی» و میزان بودن رای ملت در اداره امور کشور بود بگونه ای که متضمن « استقلال و آزادی» مردم ایران باشد . از همین رو بود که رهبر و معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی به رغم سردادن این شعار توسط حامیان انقلاب پس از پیروزی به رای مردم برای تعیین نظام برآمده از انقلاب رجوع کرد و با انجام همه پرسی و رای قاطع مردم نظام « جمهوری اسلامی ایران » را مستقر ساخت و نوشتن نقشه راه و برنامه عملیاتی آنرا هم بعهده خبرگان منتخب ملت نهاد و سرانجام «قانون اساسی » را با رای ملت برای تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی به تصویب رساند و قرار بود با به اجرا درآمدن این قانون مردم ایران پس از قرنی مبارزه و جهاد و شهادت طعم استقلال و آزادی و عدالت و پیشترفت را بچشند و الگویی تازه از مردمسالاری ارائه کنند که در ان جمهوریت و آزادی همراه با معنویت و عدالت تحقق یابد و با هیچ بهانه ای حاکمان نتوانند یکی را فدای دیگری کنندو در سایه این دیدگاه بدیع توسعه مادی و معنوی همزمان حاصل شود و سیاست ورزی دیندارانه را به بشر تشنه حقیقت عرضه گردد و طرحی نو برای حکومتداری برانداخته شود .

اکنون با گذر سی و یک سال از انقلاب در کجا قرار داریم؟

با فاصله گیری از صدر انقلاب سوگمندانه باید گفت بجز هدف « استقلال » که دستیابی بدان در پی انقلاب بطور نسبی محقق شده است دیگر اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی یعنی « آزادی ، جمهوریت و اسلامیت » و در یک کلمه اجرای تام و تمام قانون اساسی محقق نشده و شاهد خلاها و ناکامی های بسیار هستیم بگونه ای که کشور هم اکنون با بحران های جدی در عرصه سیاست داخلی و خارجی مواجه است و از مسائلی همانند عدم کارآمدی دولت ، استبداد ورزی و انسداد سیاسی و تحقیر و سرکوب مخالفان و منتقدان رنج می برد و پایه مشروعیتش هم دچار آسیب جدی شده است هرچند هنوز همین وجه مشروعیت و علایق دینی اکثریت مردم بقای نظام را ممکن ساخته است . از نگاه ما اکنون و با گذر سی و یک سال از پیروزی انقلاب و با تکیه بر شاخص هایی که ارزیابی تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب را باید بدانها سنجید در وضعیت مطلوبی قرار نداریم و وضعیت موجود قابل دفاع و دوام نیست و باید برای تغییر این وضعیت اقدام کرد . انتخابات ریاست جمهوری دهم در خردادماه سال جاری می توانست فرصتی برای این تغییر باشد اما متاسفانه اینگونه نشد و در اعتراض به نتیجه اعلامی این انتخابات جنبش اجتماعی خودجوش و کم نظیری درقالب « جنبش سبز » با شعار « رای من کجاست ؟» سر برآورد که صدای آن متاسفانه توسط حاکمیت شنیده نشد و تاکنون ادامه دارد.

چه باید کرد؟

ما « جنبش سبز » را واکنشی به عدم تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و به ویژه محدود شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی و اعمال شیوه های اقتدارگرایانه و استبدادی ، خدشه دار شدن جمهوریت نظام با نظارت استصوابی شورای نگهبان و عبور از میزان بودن رای ملت دراداره امور کشور ، و عدول حاکمیت از پایبندی به آموزه های اسلامی و اخلاقی در رفتار با مردم ، و درادامه جنبش مردمی اصلاحات می دانیم و براین باوریم که این جنبش در پی بازیابی انقلاب اسلامی و یاری نظام برخاسته از آن برآمده است و حاکمیت باید نگاهش به این جنبش از سر فرصت باشد و نه تهدید ، و بجای سیاست سرکوب و ارعاب از در تعامل با رهبران جنبش برآید . بیانیه شماره 17 مهندس موسوی راه عبور از وضعیت موجود بسوی وضعیت مطلوب را باز کرده است و جبهه مشارکت با اعلام حمایت کامل از این بیانیه آنرا راهگشا برای گذر از بحران هایی می داند که کشور بجد اکنون دچار آن گشته است .

براین پایه جبهه مشارکت همه باورمندان به انقلاب اسلامی را به بازخوانی و بازگشت به اهداف و آرمانهای انقلاب دعوت می نماید و در همراهی با رهبران جنبش آقایان خاتمی ، موسوی و کروبی همگان را به شرکت در راهپیمایی این روز دعوت می نماید و به ویژه از افراد « جنبش سبز » می خواهد بطور فعال و با نماد سبز در راهپیمایی 22 بهمن در سراسر کشور شرکت نمایند و با سردادن شعارهایی همچون «الله اکبر» و «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» همراه با آرامش و با پرهیز از هرگونه عملی که بهانه بدست بهانه گیران دهد ، این روز را به روز تجلی اراده ملت در مطالبه حق حاکمیت بر سرنوشت خویش و اجرای کامل قانون اساسی تبدیل نموده و راه را برای انجام اصلاحات در اداره امور کشور باز نمایند . در عین حال جبهه وظیفه خود می داند از همه یاران انقلاب و امام خمینی که امروز بخاطر پایبندی و دفاع از آرمانهای اصیل انقلاب در معرض تهدید و تحدید قرار گرفته اند و هم چنین از شهدا ، آسیب دیدگان و اسرای جنبش سبز یاد و از آنها تقدیر و تجلیل نماید و حضور فعال در راهپیمایی روز 22 بهمن را ما ادامه راه این گرامیان می دانیم .

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 8, 2010 در 2:04 ب.ظ.

بیانیه ی حزب اعتماد ملّی در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

(بیانیه بسیار مفصّل است ولی حوصله کُنید و تا انتها بخوانیدش. اگر نه، بخش های پُر رنگ را بخوانید.)

در آستانه ی یوم‌الله 22 بهمن و سال‌روز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که ثمره مبارزات یک‌صد ساله اخیر ملت ایران با استعمار خارجی و استبداد داخلی است، حزب اعتماد ملی به‌عنوان یکی از احزاب وفادار و متعهد به آرمان‌های متعالی انقلاب اسلامی و مبارزات ملت ایران، بر خود وظیفه می‌داند که در این ایام خاطره‌انگیز، ضمن گرامی‌داشت یاد شهیدان به‌خون خفته مبارزات ملت بزرگ ایران و رهبر فقید آن؛ حضرت آیت‌الله‌العظمی خمینی(ره) و دیگر شخصیت‌ها و بزرگان انقلاب اسلامی به‌عنوان پیشتازان مبارزه با استعمار، استبداد و استحمار، نکاتی چند را به استحضار ملت فهیم و بزرگوار ایران اسلامی برساند.

ملت بزرگوار ایران!

همان‌طوری که مستحضرید انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ثمره مبارزات تاریخی ملت ایران در یک‌صد ساله اخیر و جمع‌بندی این ملت فهیم از مطالبات مردم در نهضت مشروطیت، نهضت ملی نفت، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲و مبارزات پس از آن و نتیجه همگرایی اقشار مختلف ملت به‌ویژه پیوند حوزه و دانشگاه و تعامل مثبت احزاب، سازمان‌ها، جمعیت‌ها، گروه‌ها و … در ظل رهبری فراگیر آیت الله خمینی(ره) و حول محور استقلال، آزادی، عدالت، جمهوریت، اسلامیت و … بود که در واپسین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»‌ متجلی شد.

بدون تردید، دهه فجر، ۲۲ بهمن و در یک کلام، انقلاب اسلامی از آن ملت رشید ایران است و هیچ فرد و جریانی نمی‌تواند این روز‌های بزرگ و انقلاب اسلامی را ملک طلق خویش پندارد و آن‌ها را در انحصار خود درآورد.

از این‌رو در سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی همراه با اقشار مختلف ملت ایران به خیابان‌ها خواهیم آمد و همه شعارهای اصلی انقلاب اسلامی اعم از استقلال، آزادی، جمهوریت، اسلامیت و … را با قرائت امام راحل و دیگر پیشتازان انقلاب اسلامی فریاد خواهیم زد.

بدون تردید، آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد و نفی خودکامگی و انحصارطلبی از مهم‌ترین مطالبات ملت ایران در انقلاب اسلامی بود و در نتیجه ما نیز در سی‌ویکمین سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی یک‌بار دیگر با رهبر فقید انقلاب اسلامی و شهیدان و پیشتازان انقلاب اسلامی تجدید بیعت می‌کنیم و اعلام می‌داریم که راه آنان را تا نیل کامل به آرمان‌های متعالی انقلاب اسلامی ادامه خواهیم داد.

ضرورت جمع‌بندی و بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامی

اینک بعد از گذشت بیش از سه دهه پر فراز و نشیب از پیروزی انقلاب اسلامی، باید به جمع‌بندی و بررسی عادلانه و منصفانه از آن‌چه که می‌خواستیم و امروزه بدان رسیده‌ایم بپردازیم تا نقاط ضعف و عواملی را که سد راه نیل به این اهداف ارزشمند بوده است بشناسیم و برای رفع این موانع و جبران مافات و ناکامی‌ها کمر همت ببندیم؛ زیرا هرگونه عمل سیاسی و اجتماعی باید منبعث از شناخت و معرفت باشد که بدون آن قطعا چیزی جز خسارت و ناکامی را متوجه ملک و ملت نخواهد کرد.

برخی از آرمان‌هایی را که زمینه‌ساز انقلاب اسلامی و از اساسی‌ترین مطالبات ملت در جریان انقلاب اسلامی بود و در اصول مختلف قانون اساسی آمده است، می‌توان به شرح ذیل جمع‌بندی کرد:

  1. تأمین استقلال همه‌جانبه با طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ بیگانگان در عرصه‌های مختلف اداره کشور.
  2. تأسیس نظام برآمده از آرای ملت و حاکمیت اراده ملی از طریق براندازی نظام سلطنتی.
  3. اتکای به آرای عمومی در اداره کشور.
  4. فراهم‌سازی زمینه مشارکت عمومی در عرصه‌های مختلف تعیین سرنوشت.
  5. اداره امور کشور بر اساس شورا و نظارت ملی و امر به معروف و نهی از منکر.
  6. نفی هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
  7. نفی هرگونه ستمگری، ستم‌کشی، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری.
  8. برقراری عدالت همه‌جانبه در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … .
  9. تأمین آزادی‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و … در چارچوب قوانین مورد تأیید ملت.
  10. تأمین آزادی بیان، نشریات، مطبوعات، اجتماعات و راهپیمایی‌ها و … .
  11. برقراری امنیت عمومی و مقابله با سانسور و تفتیش عقاید و اجتناب حکومت از دخالت و تجسس در حوزه خصوصی مردم.
  12. تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس سیاست موازنه منفی و تأمین منافع ملی و معیارهای اسلامی.
  13. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همگان در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا سرحد خودکفایی کشور.
  14. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم در زمینه‌های مادی و معنوی.
  15. برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، ‌رنگ، نژاد و زبان.
  16. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
  17. حاکمیت اصل برائت، منع شکنجه و منع هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد.
  18. جلوگیری از غارت بیت‌المال توسط صاحبان قدرت.
  19. پی‌ریزی برنامه اقتصادی صحیح و عادلانه بر اساس ضوابط علمی و معیارهای اسلامی در راستای تأمین رفاه عمومی و فقرزدایی و ریشه‌کن کردن ساختن هر نوع فقر و محرومیت.
  20. برقراری مناسبات عادلانه در زمینه اشتغال و مبارزه با هرگونه پارتی‌بازی و اجبار افراد در انتخاب شغل و انجام کار معین و مقابله با هر نوع بهره‌کشی و استثمار.

بدون تردید انقلاب اسلامی دستاوردهای بزرگی برای کشور داشته است، اما آیا امروزه ما به مطالبات خویش در انقلاب اسلامی، آن‌چنان که باید و شاید رسیده‌ایم؟

اگر ما امروز ناقد وضعیت موجود هستیم، به‌این دلیل است که معتقدیم شرایط امروز حاکم بر کشور با آرمان‌هایی که ملت بزرگوار ایران برای نیل به آن‌ها دست به انقلاب شکوهمند اسلامی زد، فرسنگ‌ها فاصله دارد.

از این‌رو با ترسیم بخشی از معضلات حاکم بر کشور همگان را به همگرایی و تلاش برای برون‌رفت از این وضعیت فرا می‌خوانیم.

1 – استفاده ابزاری از دین

بدون تردید، انقلاب شکوهمند ۱۳۵۷ انقلابی اسلامی و بر اساس ارزش‌های مورد قبول دین مقدس اسلام و مورد اتفاق همه ادیان الهی و فطرت‌های سلیم انسانی بود و هدف‏ از آن صرفا تغییر عناوین و اشخاص نبود، بلکه هدف برقراری نظامی بود که حاکمان آن دارای صلاحیت‌های مورد نظر اسلام و پای‌بند به موازین و معیارهای اسلامی در تمامی عرصه‌های مختلف نظر و عمل باشند تا در‏ ‏سایه چنین حاکمیتی، زمینه تحقق عدالت و آزادى و دیگر ارزش‌های اسلامی فراهم آید و استبداد و‏ ‏خفقان و اسباب انحطاط ریشه‌کن و موجبات عزت، کرامت و سربلندی ملت بزرگ ایران در منظر جهانیان فراهم آید، نه این‌که از دین به‌عنوان ابزاری برای تحکیم پایه‌های قدرت برخی جریان‌های منحط، ترویج خرافات، تحریف حقیقت، تقدیس خشونت و مقابله با مطالبات مشروع مردم استفاده شود و در نتیجه ما امروز شاهد بروز بدبینی‌های وسیعی در میان اقشار مختلف مردم به‌ویژه جوانان، و بالاخص نخبگان و نیروهای تحصیل‌کرده جامعه باشیم.

اگر دیروز بزرگانی چون آیت الله خمینی(ره)، آیت‌الله‌العظمی منتظری، آیت‌الله طالقانی، آیت‌ا‌لله مطهری، آیت‌ا‌لله ‌بهشتی، دکتر شریعتی، مهندس بازرگان و … منادی دین رحمانی و اسلام ناب محمدی و تشیع علوی بودند و در سایه تعالیم و اخلاق الهی این بزرگواران، دل‌های رمیده جوانان، فوج فوج جذب اسلام می‌شد، متأسفانه امروز، در سی‌و‌یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، بعضا مداحان و روضه‌خوان‌هایی پرچمدار اسلام و سردمدار تبلیغ آن از رسانه ملی شده‌اند که در نظر معتقد به تز ماکیاولیستی«هدف وسیله را توجیه مى‎کند»، «النصر بالرعب» و به‌تصریح خودشان، خواهان بریدن نفس مردم و جویدن خرخره آنان و در عمل مروج خشونت و خرافه می‌باشند.

از این‌رو معتقدیم که باید با قاطعیت از استفاده ابزاری از دین مانع شد و مردم و به‌ویژه نسل جوان را متوجه این معنا کرد که هیچ نسبتی بین این افراد و جریان‌ها با اسلام عزیز وجود ندارد. باید کوشید تا حقیقت دین آن‌چنان که باید و شاید در جامعه مطرح و اصحاب خرافه و خشونت و سوء‌استفاده‌کنندگان از دین به‌مردم معرفی شوند. در چنین فضایی است که ابزارانگاران و اصحاب خرافه و خشونت نخواهند توانست از دین برای ویژه‌خواری و امتیازطلبی‌های بی‌مبنا سوءاستفاده کنند و در نتیجه زمینه خروج فوج فوج جوانان را از دین فراهم آورند.

2 – تبعیض و نابرابری بین اقوام و مذاهب

ملت ایران، ملتی است واحد و متشکل از اقوام مختلف. فارس، ترک، کرد، لر، ترکمن، بلوچ‏، عرب و… و صاحبان ادیان و مذاهب مختلف. این ملت بزرگ با همین تنوع قومی، دینی و مذهبی در طول تاریخ بشری خدمات ارزنده و چهره‌های برجسته‌ای را در زمینه‌های مختلف، تقدیم تمدن بشری کرده و افتخارات بزرگی را برای ایران رقم زده است. ما معتقدیم تنها راه حفظ این وحدت و یک‌پارچگی تاریخی، رعایت اصول عدالت‌خواهانه قانون اساسی در حق آحاد اقوام، ادیان و مذاهب کشور و رفع تمامی اشکال ظلم و ستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … در این زمینه است که متأسفانه تا کنون آن‌چنان که باید و شاید به برخی از اصول قانون اساسی در این زمینه عمل نشده است و در نتیجه، امروزه ما شاهد برخی از نابرابری‌ها در این زمینه می‌باشیم.

3 –  بی‌اعتنایی به حاکمیت اراده ملی

بر اساس اصل ۵۶ قانون اساسی «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد… .»

و در اصل ۶ قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات؛ انتخاب رییس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر این‌ها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد.»

متأسفانه امروزه با حاکمیت جریانی که اعتقادی به حاکمیت اراده ملی ندارد و برخلاف امام راحل که می‌فرمود: «میزان رأی ملت است.»، رأی ملت را منشأ هیچ اثری در نفس‌الامر نمی‌داند و آن را صرفا امری تزیینی می‌داند، حاکمیت اراده ملی به ‌محاق رفته و کسانی بر مسند اکثر مراکز قدرت تکیه زده‌اند که نمایندگان واقعی مردم نیستند و در نتیجه موجبات ایجاد شکافی عمیق بین حاکمیت و ملت را فراهم آورده‌اند.

امروزه، رد صلاحیت بی‌دلیل هزاران نفر از نیروهای ارشمند کشور در انتخابات‌های مختلف ریاست‌جمهوری، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا عملا انتخابات را به انتصاباتی البته با هزینه‌های سنگین مادی و معنوی انتخابات، تبدیل کرده است.

مضاف بر این‌که علی‌رغم این‌همه محدودیت‌های اعمال‌‌شده، باز هم در مرحله انتخابات با هزینه‌های سنگین مادی و معنوی از بیت‌المال و اسلام و به‌کارگیری نیروهای نظامی و … با تکیه بر تئوری نظارت استصوابی عملا رأی مردم بی‌اثر کرده‌اند.

ملت فهیم ایران، امروزه با تمام وجود خود این معنا را دریافته که این جریان با اراده و رأی آنان در انتخابات‌های مختلف چه کرده و در نتیجه در جنبشی که آغاز کرده است به کم‌تر از انتخابات آزاد رضایت نخواهد داد.

رهبر فقید انقلاب اسلامی حکومتی را به مردم وعده می‌داد که اساس آن مبتنی بر انتخابات آزاد و آرای واقعی ملت است: «حکومت اسلامی، حکومت ملى است… با آرای ملت مى‌آید و ملت او را حفظ مى‌کند و هر روز هم که برخلاف آرای ملت عمل بکند قهراً ساقط است.» (صحیفه نور، ج۴، ص۵۸)

از این‌رو از حاکمیت می‌خواهیم که در برابر این خواسته به‌حق ملت ایران که در رأس مطالبات آنان قراردارد و در واقع بازگشت به شعارها و آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی است، تمکین کند که در این‌صورت، بخش مهمی از بحران موجود در کشور فروکش خواهد کرد و مقدمات حل کامل بحران و برقراری آرامش و ثبات فراهم خواهد آمد.

4 – اِعمال خشونت در حلّ منازعات

امروزه، یکی از مهم‌ترین عوامل بحران‌ساز کشور، اعمال خشونت در طریق حل منازعات سیاسی است که هیچ نسبتی با تفکر اسلامی و معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین دموکراسی و مردم‌سالاری ندارد. از این‌رو حزب اعتماد ملی، به عنوان یک نهاد برآمده از قواعد دموکراسی و معتقد به معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین و ارزش‌های اسلام رحمانی از همگان به‌ویژه حاکمیت می‌خواهد که با خویشتنداری مانع بروز خشونت در روابط بین حکومت و مردم شوند؛ زیرا خشونت مانع برقراری تعامل مثبت بین مردم و حاکمیت و در نتیجه موجب افزایش شکاف‌های موجود می‌گردد.

حزب اعتماد ملی، از مردم فهیم ایران نیز می‌خواهد که به‌هنگام حضور در عرصه‌های مختلف از جمله راهپیمایی عظیم و باشکوه ۲۲ بهمن از هرگونه خشونتی اجتناب ورزند و هرگز بهانه‌ای به دست کسانی ندهند که می‌خواهند با تحریکات خویش، حضور مسالمت‌آمیز مردم را به‌خشونت کشند تا زمینه سرکوب آنان را فرهم آورند.

بدون تردید با تجربه‌ای که اکنون در دست ماست، به‌خشونت کشاندن حضور مسالمت‌آمیز مردم و طرح شعارهای ساختارشکن، توسط نیروهای سازمان‌یافته وابسته به محافل اقتدارگرا انجام می‌شود تا با اغتشاشگر و ساختارشکن جلوه‌ دادن مردم زمینه اعمال خشونت علیه آنان را فراهم آورند. از این‌رو حرکت اعتراضی ملت ایران نباید در دام این جریانات خشونت‌طلب بیافتد.

5 – نقض اصول قانون اساسی

یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل بحران‌ساز کشور، نقض اصول قانون اساسی توسط بخش‌های عمده‌ای از حاکمیت است. قانون اساسی علی‌رغم کاستی‌های آن، میثاق بزرگ نظام با ملت است و باید تمامی اصول آن بدون کم و کاست اجرا شود.

قانون اساسی، اساس اداره کشور و حاکم بر تمامی قوانین دیگر است و هیچ فرد، نهاد و … حق ندارد نه از طریق تفسیر نامتعارف و نه از طریق تصویب قانون عادی موجبات نقض و یا بلااثر کردن آن را فراهم آورد.

به‌عنوان مثال، در اصل نهم قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن‌ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به‌نام استفاده از آزادی، به‌استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کم‌ترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به‌نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»

اما با کمال تأسف امروزه ما شاهد نقض بسیاری از اصول قانون اساسی که مشتمل بر دفاع از حقوق ملت است می‌باشیم.

از این‌رو حزب اعتماد ملی خواهان اجرای کامل قانون اساسی است. قانون اساسی برای برون‌رفت از بحران‌های ممکن، راه‌حلی اصولی هم‌چون انجام همه‌پرسی را مطرح کرده است. در اصل ۵۹ قانون اساسی آمده است: «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد.»

از این‌رو حزب اعتماد ملی معتقد است که پس از ۳۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، حداقل برای یک‌بار هم که شده می‌توان برای به‌دست آوردن مطالبات واقعی ملت به همه‌پرسی مراجعه کرد و مقولاتی چون «نظارت استصوابی» و … را به همه‌پرسی گذاشت تا ملت نظر خویش را در این زمینه‌ها ابراز دارد.

6 – نقض موازین عادلانه ی قضایی

در سال‌های اخیر به‌ویژه بعد از انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری صدها نفر بی‌گناه با اتهامات واهی و بدون هیچ‌گونه دلیل موجهی و با روش‌هایی به‌دور از ابتدایی‌ترین موازین قضایی روز، بازداشت و بعضا ماه‌ها در سلول‌های انفرادی محبوس و تحت فشارهای شدید طاقت‌فرسا مجبور به برخی اعترافات شدند که چنین اعترافاتی در هیچ‌یک از نظام‌های حقوقی دنیا از کو‌چک‌ترین اعتباری برخوردار نیست.

از این‌رو حزب اعتماد ملی در آستانه ۲۲بهمن، خواهان آزادی بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی است؛ زیرا آزادی‌ زندانیان سیاسی یکی از مهم‌ترین مطالبات ملت در انقلاب اسلامی بود و می‌تواند به برخی از بدبینی‌های موجود پایان دهد و زمینه برخی همگرایی‌ها را فراهم آورد.

7 – نقض آزادی های مردم

یکی از اساسی‌ترین عوامل بحران‌های اخیر، نقض آزادی‌های مردم با بهانه دفاع از دین و ارزش‌های اسلامی است، و حال این‌که نقض آزادی‌های مردم و تلاش برای برقراری «استبداد دینی» از بدترین منکرات است و در تقابل مستقیم با آرمان‌های کلیه ادیان الهی به‌ویژه اسلام عزیز قرار دارد و می‌تواند بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به‌دین وارد کند.

مرجع عالی‌قدر شیعه در عصر مشروطیت «آیت‌الله‌ علامه‌ شیخ محمد‌حسین نائینی» (ره) در کتاب شریف «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» که با تقریظ «آخوند خراسانی» (ره) و «آیت‌الله شیخ عبدالله مازندرانی» دو فقیه نامدار و رهبران بزرگ نهضت مشروطیت و توضیحات مرحوم آیت‌الله طالقانی به چاپ رسیده است و مانیفست این نهضت محسوب می‌شود، انواع و اقسام استبداد را مردود اعلام کرده و با تحکیم مبانی مشروطیت، در خاتمه‌کتاب از عوامل تحکیم استبداد با عنوان« قوای ملعونه استبداد» نام برده و در پایان، بدترین نوع استبداد را استبداد دینی دانسته و از آن با عنوان «شجره‌ خبیثه‌ استبداد دینی» نام ‌برده و در باره‌ حامیان آن گفته است: «ضرر آنان (حامیان استبداد دینی) بر ضعفای شیعه‌ ما بیش‌تر است از سپاهیان یزید (لعنت خدا بر او باد) بر امام حسین (ع)»!

آیت الله خمینی (ره) بزرگ‌پرچمدار دین در عصر حاضر، زمانی که بزرگ‌ترین انقلاب معاصر را رهبری می‌کرد با وعده‌ آزادی مردم را به میدان مبارزه با رژیم سابق دعوت می‌کرد و جوانان عصر انقلاب نیز برای رسیدن به جامعه‌ای با مختصات ذیل در برابر ارتش تا دندان مسلح شاهنشاهی سینه خود را سپر گلوله‌ها کردند:

«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای این‌که یک‌دسته می‌گویند مرگ بر فلان‌کس، آن‌ها را نکشند.» (پاریس، در مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷)

«حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد.» (پاریس، در مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷)

«جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و هم‌چنین استثمار از میان خواهد رفت.» (مصاحبه با اشپیگل، ۷ نوامبر ۱۹۷۷)

«خون‌های جوان‌های ما برای این جهات ریخته شده، برای این‌که آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق به‌سر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام‌جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ‌یک از اقشار ملت کارشان را می‌توانستند ادامه بدهند.» (سخنرانی بهشت زهرا ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

«در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند.» (پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، ۱۹ آبان ۵۷)

بر این اساس حزب اعتماد ملی از حاکمیت می‌خواهد که با مراجعه به وعده‌های رهبر فقید انقلاب اسلامی که بر اساس تفکر اسلامی به‌عنوان میثاق بین رهبر و ملت لازم‌الوفا می‌باشد و در صورت تخطی از آن‌ها به تصریح امام راحل، حاکمیت را از مشروعیت می‌اندازد، نه تنها زمینه آزادی‌های مشروع مردم را فراهم آورد، بلکه کسانی را که سد راه آزادی‌های مردم بوده‌اند به مجازات برساند.

سخنی با ملت بزرگوار ایران؛ احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر

بدون تردید، تنها راه غلبه بر مشکلات موجود و نیل به مطالبات مردم و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی، حضور گسترده مردم در صحنه و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است.

امر به معروف و نهی از منکر از تعالیم اساسی قرآن کریم، سنت رسول اکرم (ص) و سیره ائمه معصومین (ع) است و در صورت ترک آن همه افراد ملت مسؤول‌اند.

مولا علی (ع) در بستر احتضار و در آخرین وصیت‌های خویش فرمود: «امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که اشرار بر شما مسلط مى‏شوند و سپس هرچه دعا کنید مستجاب نمى‏گردد.»

در اصل۸، قانون اساسی نیز آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه‏ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت…»

از این‌رو باید فریضه امر به‌ معروف و نهی ‌از منکر به‌عنوان نظارت ملی بر حکومت و جامعه احیا گردد تا با تبیین نابسامانی‌ها و مقابله با آن‌ها زمینه حل معضلات کشور و برون‌رفت از بحران موجود فراهم آید.

اگر امروزه ما مبتلای به وضعیتی هستیم که شایسته انقلاب بزرگ اسلامی ما نیست، باید بدین نکته متفطن باشیم که خداوند متعال فرموده است: «… ان‌الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ به‌راستی خدا حال و مال قومی را تغییر نمی‌دهد، تا آنان خود آن (جان و جانان) را تغییر دهند.»(رعد / 11)؛ مدلول مطابقی این کلام خدا پیوند اعمال انسان با حوادث جهان است، هر چند که از مدلول التزامی آن نوعی تنبیه و اعلان خطر به انسان‌ها نیز بر می‌آید.

از این‌رو اگر خواهان تغییر سرنوشت کشور و بازگشت به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هستیم باید با نصب‌العین قرار دادن آیه ۵۴ سوره مائده از کسانی باشیم که خداوند متعال در وصف آنان فرمود: «در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند.» و فرمود: «… کسانی که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از او می‌هراسند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند.»

حزب اعتماد ملی از مراجع عظام تقلید، علما، اساتید دانشگاه، دانشجویان، فرهنگیان و اقشار مختلف ملت بزرگوار ایران می‌خواهد که با حضور آگاهانه خویش در عرصه‌های مختلف و مقابله با هرگونه تخطی از آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی، زمینه اصلاح نا‌بسامانی‌های حاکم بر کشور را فراهم آورند و نگذارند انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد.

سخنی با حاکمیت

حزب اعتماد ملی از مسؤولان حاکم بر کشور نیز می‌خواهد که فریاد بلند ملت ایران را بشنوند و دست از هرگونه لجاجت در برابر ملت بردارند.

امروز، اساسی‌ترین مطالبات ملت رشید ایران در سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی به‌شرح ذیل است:

  1. آزادی بی‌قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی.
  2. ایجاد فضای باز مطبوعاتی و به‌رسمیت شناختن نقد و نقادی و اجرای عدالت در استفاده از رسانه ملی برای کلیه اقشار مردم و جریانات مختلف سیاسی.
  3. رفع موانع فعالیت احزاب، سازمان‌ها، جمعیت‌ها و گروه‌های سیاسی.
  4. برداشتن فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت.
  5. لغو نظارت استصوابی و تمکین در برابر انتخابات آزاد و اجتناب از انتخابات مهندسی شده.
  6. جلوگیری از ورود نظامیان در عرصه سیاست و اقتصاد کشور.
  7. اجتناب از مشابه‌سازی‌های رذیلانه توسط برخی از رسانه‌ها و محافل قدرت که می‌کوشند، صاحبان اصلی انقلاب اسلامی و پیشتازان عرصه دفاع مقدس و یاران برجسته امام راحل را با تروریست‌های خائن به ملک و ملت تشبیه کنند و از این طریق زمینه سرکوب آنان را فراهم آورند. این محافل برای نیل به این هدف شوم خود به امام راحل نیز رحم نمی‌کنند و به تحریف و استفاده گزینشی از بیانات امام راحل می‌پردازند، به‌طوری‌ که فریاد بیت امام راحل را نیز درآورده‌اند.
  8. رعایت موازین عادلانه قضایی در اتهامات سیاسی و برگزاری دادگاه‌های علنی با حضور هیأت منصفه و اجرای اصول قانون اساسی در این زمینه.
  9. اجرای همه‌پرسی برای کشف صریح و قانونی نظر ملت در خصوص برخی از اساسی‌ترین مسائل کشور.

حزب اعتماد ملّی

88/11/16

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 7, 2010 در 9:39 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

بیانیه ی سازمان مجاهدین انقلاب در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

(من در بین تمام بیانیه هایی که تا حالا به مناسبت 22 بهمن صادر شده اَند، این یکی را از بقیه بیش تَر پسندیدم؛ هم از لحاظ متن و هم از لحاظ محتوا. در مقایسه با بیانیه های محدود کُننده و آبَکی بقیه، این یکی با وجودی که از سوی یک سازمان رسمی جمهوری اسلامی صادر شده، لحن و محتوای به تَری دارد – مثلن نگاه کُنید به آن جا که تعمّدن به جای واژه ی «جمهوری اسلامی»، از «جمهوریت در پرتو معنویت و دیانت» یاد می کُنَد، جنبش سبز و آرمان های انقلاب 57 را «ملّی» می داند و نه احیانن «دینی» و صراحتن به «آمریت» و «مطلقیت فردی» اشاره می کُنَد و آن را در برابر «دموکراسی» و «جمهوریت» قرار می دهد. «مطلقیت» شُما را یاد چه چیز می اندازد؟ -.)

ملّت شریف ایران!

سی و یکمین سال گَرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را در حالی گرامی می داریم که کشور با شرایط حسّاس و سَر نوشت سازی رو به رو ست. از یک سو روند رو به گسترش جنبش اصلاحی سبز به رغم تمامی محدودیت ها و فشارها و سَر کوب ها از عزم راسخ و اراده ی استوار ملّت در استیفای حقوق شهر وندی، پی گیری مطالبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشروع و قانونی خویش تا تحقّق کامل آن و مقابله با تعرّض وتحدید وجه جمهوریت نظام حکایت دارد و از سوی دیگر تحریف و وارونه نمایی آرمان ها و اهداف اصیل ملّت بزرگ ایران در انقلاب اسلامی و بَرخورد متکبّرانه و لجوجانه با اعتراضات و مطالبات قانونی و مشروع مَردُم، آشکارا نشان دهنده ی عدم تمایل جریان حاکم در به رسمیت شناختن موجودیت جنبش و بی تفاوتی عامدانه نسبت به مطالبات آن است. در این میان نا کار آمدی کم نظیر دولت مردان کنونی در اداره ی امور وضعیت کشور را پیچیده تَر و بحرانی تَر کرده است.

این وضعیت اگر چه دغدغه آفرین و نگران کُننده، اما از وجهی دیگر مغتنَم و امید بخش است؛ چرا که بیش از هرچیز از حیات و مانده گاری پیام و فرهنگ انقلاب در عمق جان جامعه ی ایران و خود آگاهی و دل بسته گی و مسئولیت ملّی ایرانیان نسبت به آرمان های اصیل انقلاب خویش حکایت دارد. بدان گونه که پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب نه تحریف و انحراف از آن و دست بُرد به دست آوردهای آن را بَرمی تابد و نه در عزم راسخ خود در روز آمد کردن آرمان های والای انقلاب و تلاش برای تحقّق آن تَر دیدی به خود راه می دهد.

از این رو جنبش سبز را باید خیزش امید بخش دیگری، در ادامه ی حرکت اصلاح طلبانه ی ملّت ایران، برای دفاع و پاس داری ازاهداف و آرمان های اصیل انقلاب دانست. تأکید بر مطالبه و خواسته ی آزادی و حقوق شهر وندی با شعار های «الله اکبر» و «یا حسین»، بیان گر این حقیقت انکار نا شدنی است که جنبش سبز با پیوند نسل اِم روز و نسل 57 زیر چتر انقلاب اسلامی، در پی تحقّق آرمان های اصیل و جاویدان ملّت ایران در انقلاب اسلامی یعنی استقلال، آزادی و جمهوریت در پرتو معنویت و دیانت است. و چرا چنین نباشد؟ ملّتی که مصادره ی رأی و انتخاب خویش را بَر نمی تابد چه گونه می تواند انحراف و تحریف انقلابی را که مظهر اراده و پای مردی خویش بَر والا ترین آرمان های اِلاهی و انسانی و ثمره ی مجاهدت های صادق ترین فرزندان و پاک ترین خون های عزیزان خویش است، با سکوت به نظاره بنشیند؟

22 بهمن اِم سال فرصتی مغتنَم و یگانه است تا جنبش سبز ملّی ایران فارغ از انحصار و محاصره ی رسانه ای و دروغ ها و تزویرها و اتّهام ها و هتّاکی های نا جوان مردانه، در متن ملّت بزرگ ایران ضمن اعلام پای بندی و دل بسته گی مجدّد با آرمان های ملّی انقلاب اسلامی بَر عزم خسته گی نا پذیر خویش در تحقّق این آرمان های بُلَند تأکید ورزد و انزجار خود را از تلاش های حاشیه نشینان دی روز انقلاب و فرصت طلبان اِم روز و فرقه های بنیاد گرای منحرف جدید التّأسیس برای تحریف هویت و اهداف انقلاب اعلام کُنَد.

22 بهمن ملّت بزرگ ایران بار دیگر از عزم جاودانه ی خود در دفاع از اسلام رحمانی در برابر خشونت و کینه توزی به نام اسلام، از آزادی در برابر خود کامه گی، از استقلال مبتنی بر موازنه ی منفی در برابر روابط مبتنی بر موازنه ی مثبت و حاتم بخشی از منابع و منافع ملّی کشور برای جلب حمایت این و آن، از عدالت اقتصادی و برابری حقوقی در برابر ظلم و نا برابری و اجحاف، از جمهوریت و مردم سالاری در برابر آمریت و مطلقیت فردی، از رأفت و سماحت دینی در برابر کینه ورزی و خصومت آفرینی و تشویق به خشونت و ستاندن جان انسان ها به نام دین، از صداقت و اخلاق در برابر فریب و ریا کاری و از جمهوری اسلامی در برابر حکومت خود کامان تأکید خواهد کرد و به تقدیس کُننده گان خشونت و پرستنده گان قدرت ثابت خواهد کرد که خواست و اراده ی معطوف به جمهوریت و آزادی در پرتو دین رحمانی و آرمان رسیدن به جامعه ای عاری از فقر و ستم در این سَر زمین هرگز خاموش شدنی نیست.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن گرامی داشت یاد و خاطره ی شهیدان همیشه جاوید انقلاب اسلامی و معمار و رَه بَر بزرگ آن آیت الله خمینی، از ملّت آگاه و فرهیخته ی ایران از هر قوم و مذهب و قشر و طبقه ای دعوت می کُنَد تا با حضور در راه پیمایی این روز ملّی همانند روز های انقلاب، اراده و خواست ثابت و همیشه گی خود را در تحقّق نظام مبتنی بر آرمان های اسلامی و حقّ حاکمیت ملّت و نفی استبداد با هر نام و رنگی مجدّدن به نمایش بگذارند و به همه گان تفهیم کُنند مادام که آرمان های انقلاب در جان این ملّت زنده است، خود کامه گی در این سَر زمین ممکن نیست.

سازمان تأسّف عمیق خود را از برخی اقدامات و اظهارات که ظاهرن با هدف جنگ روانی و ایجاد نگرانی و تَر دید در بدنه ی اجتماعی نسبت به شرکت در راه پیمایی 22 بهمن می شود، اعلام می دارد. در عین حال از مَردُم آگاه و فهیم می خواهیم در حضور آرام و سبز خود در این روز مراقب تحرکّات مشکوک و سازمان یافته و شعار های تحریک آمیز برخی عوامل باشند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

88/11/17

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 7, 2010 در 1:45 ق.ظ.

اعتراض انجمن اسلامی دانش گاه تهران به باز داشت های اخیر و دعوت به تظاهرات برای آزادی دانش جویان زندانی دانش گاه شریف

با یک دیدگاه

(بد بختانه فعالیت انجمن اسلامی دانش گاه شریف به شدّت محدود شده و در عمده ی روز ها حتّا نمی توانند بُرد های خود را – که گزیده ای از اخبار و رخ داد ها ست و اگر دانش جویی را از دانش گاه شریف بگیرند معمولن نخستین مکان اطّلاع رسانی آن جا ست – در هم کف ساختِ مان اِبن سینا بَر پا کُنند. در اعتراض به باز داشت های اخیر، فردا قرار است در دانش گاه شریف تجمّعی بَرگزار شود که متن اطّلاعیه ی آن را پس از بیانیه ی انجمن اسلامی دانش گاه تهران می آورم.)

بسمه تعالا

المُلک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظّلم

بیانیه ی انجمن اسلامی دانش جویان دانش گاه تهران و علوم پزشکی تهران در باب آغاز موج جدید باز داشت فعّالان دانش جویی

در حالی که بیش از 8 ماه از حمله ی نا جوان مردانه ی عدّه‌ ای جنایت کار به کوی دانش گاه تهران نمی‌ گذرد و هیچ خبری از محاکمه ی عاملان آن حمله ی دَد منشانه به گوش نمی‌ رسد و حتّا قرائت گزارش کمیته ی حقیقت‌ یاب مجلس در باب قضایای کوی دانش گاه، تحت الشّعاع بَررسی بودجه و امور جاری مجلس قرار گرفته است، متأسّفانه موج جدیدی از باز داشت دانش جویان، زخمی دوباره بَر پیکره ی دانش گاه وارد می‌ نماید.

مسامحه در محاکمه عاملان اصلی کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ که متاسفانه امروز نیز این مسامحه، پس از ۱۰ سال در حوادث ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در حال تکرار است، عاملی شد تا جنایت‌پیشگان و جاهلان و نیروهای معلوم الهویت تحت عناوین بی‌مسمایی چون لباس شخصی، ۱۶ و ۱۷ آذر امسال، دانشگاه تهران را آماج تاخت و تاز خود قرار دهند و بر دانشگاهیان مظلوم و مستضعف، ظلمی دیگر روا دارند و آنگاه بر بدن مظلوم دانشگاه نماز فتح با قبله اشتباه بخوانند.

بی‌شک اگر عاملان اصلی انتقال غیرقانونی دانشجویان به وزارت کشور در سحرگاه ۲۵ خرداد ۸۸ محاکمه و به سزای اعمال خود می‌رسیدند و در برابر اعمال غیرقانونی، وزارتی دیگر! پاداش نمی‌گرفتند، امروز شاهد بازداشت گسترده دانشجویان به بهانه‌های واهی نبودیم.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان قدیمی‌ترین نهاد مدنی-دانشجویی کشور، که مدتها است خود تحت فشار و دروغ پراکنی‌های بسیار قرار گرفته و تنی چند از اعضایش در کنار انبوهی دیگر از بی‌گناهان در بند شده‌اند، لازم می‌داند نکاتی را جهت استحضار دانشجویان، عموم ملت ایران و مسئولین (اگر گوش شنوایی مانده باشد) عرض نماید:

۱- درطول هفته گذشته متاسفانه تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه‌های مختلف و از جمله دانشگاه تهران بازداشت شدند که برخی از اعضای شورای مرکزی اسبق و فعلی دانشکده‌های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز در میان آن‌ها حضور دارند. علاوه بر سید مجتبی هاشمی که مدت مدیدی است در بازداشت به سر می‌برد، در طول هفته گذشته رضا زینالی و محمد علی رفیعی از اعضای فعلی و وحید عابدینی از اعضای سابق بازداشت شده‌اند. متاسفانه روند حاکم بر دانشگاه از آغاز سال جاری تحصیلی نشان می‌دهد با نزدیک‌شدن به روزهای حساس در کشور (روز قدس، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر، عاشورا و اکنون ۲۲ بهمن) انبوهی از دانشجویان به دلایل واهی بازداشت و زندانی می‌شوند. این روند غلط و فضای امنیتی، علیرغم خویشتنداری و آرامش دانشجویان در طول چند ماهه گذشته نه تنها کاهش نیافته بلکه شدیدتر شده و دامان بسیاری از دانشجویان را گرفته است، به طوری‌که بنا به گفته آقای فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران، بیش از ۸۰ درصد وقت ریاست دانشگاه به پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی می‌گذرد. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکومیت چندباره همه بازداشت‌های ناعادلانه و کور صورت گرفته، بار دیگر تاکید می‌کند، امروز متاسفانه جریانات رادیکال و تندرویی که حیات خود را در بقای بحران در جامعه می‌یابند، در بسیاری از امور، سکان‌دار شده‌اند و با اقدامات خود بحران‌هایی پیاپی را بر دانشگاه و جامعه تحمیل می‌کنند. اگر این جریانات افراطی، توسط نیروهای معتدل و عقلای قوم مهار و به حاشیه رانده نشود، بی‌شک در آینده‌ای نزدیک شاهد بحرانهای جدی در دانشگاه‌ها و جامعه خواهیم بود و آنگاه دیگر با به حاشیه رفتن نهادهای واسطه و نیروهای معتدل دانشگاهی، مهار بحران امکان پذیر نخواهد بود.

۲- تداوم روند فعلی به هیچ عنوان به نفع نهاد دانشگاه نیست. فضایی که امروز دانشگاه‌های کشور و به خصوص دانشگاه مادر یعنی دانشگاه تهران را در بر گرفته، فضایی ناسالم، امنیتی، پر از تنش و استرس و ظالمانه است که امکان پرداختن به فعالیت‌های علمی را از دانشجویان و اساتید سلب می‌کند و بی‌شک حتی در کوتاه مدت ضربه‌ای کاری بر پیکره نهاد علم وارد خواهد آورد. اینکه دانشگاه تهران آن قدر ضعیف شود که به گفته رئیس آن، رئیس دانشگاه از لباس شخصی‌ها کتک بخورد و از بسیاری از مسئولین امنیتی و قضایی “جواب سربالا” بشنود از سویی نشانه ضعف و عدم توانایی رئیس دانشگاه در پیگیری حقوق دانشجویان علیرغم وعده‌های داده شده است و از سوی دیگر نشان‌دهنده مظلومیت و استضعاف دانشگاه و دانشگاهی در مجموعه نهادهای کشور. واقعیت هم این است که وقتی مسئولین رسمی کشور که خود دانشگاهی‌اند، در تلویزیون رسمی مملکت استاد و دانشجو و دانشگاه را به “غرب زدگی”، “داشتن گرایش سکولار” و عناوینی از این دست متهم می‌کنند، نباید از بقیه انتظار برآورده کردن آرمانهای عملی انقلاب اسلامی یعنی آزادی و عدالت و اخلاق داشت.

۳- بی‌توجهی مسئولین قضایی به خواسته‌های اساتید و دانشجویان که از جمله در نامه سرگشاده اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران به رهبر معظم انقلاب، نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به حجه الاسلام ابوترابی مسئول کمیته پیگیری مجلس در باب قضیه کوی دانشگاه و سایر نامه‌ها و بیانه‌های علنی و خصوصی اساتید و دانشجویان مندرج شده است، نتیجه‌ای جز تضعیف و حذف تدریجی واسطه‌هایی چون انجمن‌های اسلامی، کانون‌های دانشجویی و اساتید و تشکلات رسمی ندارد. در چنین فضایی بی‌شک دانشگاه به زودی با فضایی کور و رادیکال مواجه خواهد شد که مجموعه‌های معتدل و عقلانی در آن فضا توان هیچ اثرگذاری نخواهند داشت. برخورد گسترده با دانشجویان و اساتید و افزودن بر تعداد زندانیان دانشجو، نه تنها هیچ مشکلی از مشکلات فعلی را حل نمی‌کند، بلکه با عصبانی کردن دانشجویان، ناامید شدن آنها از برقراری عدالت در چارچوب نظام و پاسخ نیافتن مطالبات آنها از مسئولین، سبب ایجاد فضای رادیکال و غیر قابل مدیریت در دانشگاه خواهد شد.

۴- متاسفانه در جلسه عمومی هفته گذشته اساتید دانشگاه تهران با رهبر معظم انقلاب، هیچ یک از مطالبات اصلی اکثریت اساتید و دانشجویان و فضای واقعی دانشگاه در شرایط فعلی به حضور رهبری عرضه نشد. این در حالی است که از دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر کشور، انتظار می‌رفت نه تنها منعکس کننده مصائب و مشکلات دانشگاه تهران باشد، بلکه سخنگوی ظلم‌هایی باشد که امروز بر همه دانشگاه‌های کشور می‌رود. امروز پرسش از مسئولین دانشگاه تهران این است که چگونه سخن گفتن از وضعیت دانشجویان بازداشت شده‌ای که بیش از ۸۰ درصد وقت رئیس دانشگاه تهران به پیگیری امور مربوط به آنها می‌گذرد، هیچ جایگاهی در اظهارات مسئولین دانشگاه و به اصطلاح نمایندگان اساتید نمی‌یابد؟ چرا رئیس دانشگاه تهران در حضور رهبر انقلاب از اینکه خود او در مراسم تشییع پیکر شهید دکتر علی‌محمدی مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفته که قصد بازداشت دانشجویان بی‌گناه را داشته‌اند سخن نمی‌گوید؟ چگونه است که خواست پیگیری عاملان جنایت حمله به کوی در ۲۵ خرداد و حمله به دانشگاه تهران در ۱۶ و ۱۷ آذر که هر دو توسط رئیس دانشگاه تهران در علن و خفا محکوم شد، در بیانات اساتید خطاب به رهبر انقلاب غایب است؟ آیا به راستی صداقت حکم می‌کند که اینگونه فضای نابسامان فعلی دانشگاه، به هیچ عنوان مورد اشاره قرار نگیرد؟ آیا مسئولین دانشگاه تهران متوجه این موضوع نیستند که امور علمی دانشگاه نیز در همین کوتاه مدت به شدت تحت تاثیر فضای امنیتی و بازداشت دانشجویان قرار خواهد گرفت؟ آیا انبوه دانشجویان بازداشتی و احکام صادره برای آنان نباید در آن جلسه مورد اشاره قرار می‌گرفت؟ آیا نظرات اکثریت دانشجویان و اساتید هیچ ارزشی برای انتقال یافتن به عالی‌ترین مقام نظام نداشت؟

۵- متاسفانه در فضای فعلی شاهد صدور احکام زندان برای برخی دانشجویان به بهانه‌های واهی و به خصوص به دلیل حوادث کوی دانشگاه تهران هستیم. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم کردن روندهای ناعادلانه اینچنینی بار دیگر هشدار می‌دهد عوض شدن جای متهم و شاکی در حوادث کوی دانشگاه ظلم آشکاری است که بی‌شک توسط بدنه عدالتخواه و آزادی‌طلب دانشجو تحمل نخواهد شد. در حالی که آمران و عاملان اصلی اقدامات غیر قانونی حوادث کوی دانشگاه آزادنه در مناصب بالای حکومتی حضور دارند، محاکمه دانشجویان بی‌گناه چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟

در پایان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران چونان همیشه بر میثاق همیشگی خود یعنی وفاداری به همه خواسته‌های اصیل ملت ایران در انقلاب اسلامی و امام راحل، یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تاکید می‌کند و برعهد همیشگی خویش برای پیگیری اجرای عدالت، به عنوان مهمترین رکن اسلام در صحنه اجتماع پای می‌فشارد و هشدار می‌دهد تداوم روند بی‌عدالتی در حق دانشجویان که در قالب بازداشت‌های گسترده و صدور احکام زندان متجلی شده است، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی دانشگاهیان نسبت به نظام اسلامی نخواهد داشت و بر این مبنا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران خواستار رفع فضای امنیتی شکل گرفته پیرامون دانشگاه‌ها، رفع فشار از روی دانشجویان، انجمن‌های اسلامی، کانون‌های دانشجویی و اساتید دانشگاه، آزادی هرچه سریعتر بی‌گناهان بازداشته شده و لغو احکام ناعادلانه‌‌ای است که اکنون شاهد صدور آن هستیم.

و سیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران

88/11/16

دعوت به تظاهرات در دانش گاه شریف برای آزادی دانش جویان زندانی:

دوستان ِ مان را به گناهی گرفته اَند که ما نیز در آن شریک ایم. همه جُز فریاد آزادی و پی گیری عدالت جُرم دیگری نداریم. از سویی با توجّه به شرایط فعلی چندان امیدی به آزادی این عزیزان نیست و شواهد و قرائن حاکی از افزایش فشار بَر دانش جویان زندانی ست.

لذا ما، دانش جویان سبز دانش گاه شریف در روز یک شنبه، 18 بهمن، در ساعت 12:30 در برابر ساختِ مان اِبن سینا گِردِ هم می آییم تا نشان دهیم دوستان خویش و وظیفه ی اخلاقی خویش در قبال آنان را فراموش نکرده ایم و اعلام داریم آنان که دانش گاه را ساکت و مطیع می خواهند، آب در هاوَن می کوبند و به فشار و سَر کوب نتوان که دانش جویان را از پی گیری حقوق اوّلیه ی خویش منصرف ساخت.

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 7:27 ب.ظ.

بیانیه ی کار گُزاران در آستانه ی 22 بهمن

با یک دیدگاه

بسم الله الرّحمان الرّحیم

آیت الله خمینی: «22 بهمن از ایام الله است».

ملّت شریف ایران؛

22 بهمن 1357، روز تاریخی اعلام وجود هویت ایرانی – اسلامی ملّت ایران به جهان بود. روزی که جنبش چند صد ساله ی استبداد ستیزی ایرانیان به نتیجه رسید و امید را در دل تمامی آزادی خواهان زنده کرد. انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و نظام جمهوری اسلامی ایران برای تحقّق عدالت، استقلال و آزادی تأسیس شد.

اِم روز که در آستانه ی سی و یکمین سال روز پیروزی انقلاب قرار داریم امّا اوضاع کشور نه به سامان است و نه شیرین. به دنبال انتخابات پُر حاشیه ی ریاست جمهوری دهم که می توانست نقطه ی عطفی برای شکوفایی و توسعه ی کشور در همه ی زمینه ها باشد، حوادثی تلخ و نا گوار ایران را دست خوش نا آرامی،خشونت و بحران کرد. عدّه ای از همان کَسانی که سی و یک سال قبل در چنین روز هایی نتایج تلاش های خود در به ثمر رساندن نهال نو پای انقلاب اسلامی را به شادی گرامی می داشتند اِم روز یا در زندان هستند و یا نا امید از هر اصلاح و تغییری، کنج عزلت گزیده و با افسوس از وحدت و هم دلی مَردُم در روز های نخستین پیروزی انقلاب یاد می کُنند.

از علّت یابی حوادث هفت ماه گذشته و آسیب شناسی عمل کرد برخی از نهاد های رسمی در رابطه با انتخابات اخیر که بگذریم باید بار دیگر متذکّر شد که ایران اسلامی دوران بسیار سختی را سپری می کُنَد.اعتماد مَردُم به نظام مخدوش شده و در بسیاری از موارد آزادی های اساسی و حقوق شهر وندی آنان تحدید شده است. فعالیت سیاسی احزاب قانونی به دلیل فشار های امنیتی و فضای بسته ی سیاسی به حالت تعلیق درآمده و در نتیجه مطالبات مَردُم و اختلافات سیاسی در کف خیابان ها پی گیری می شوند. شرایطی که در مجموع نظام و کشور را دچار بحران های جدّی ساخته و زمینه ی تفرقه افکنی و فتنه انگیزی دشمنان خارجی را بیش از پیش فراهم کرد. در چنین شرایطی ست که عدم چاره اندیشی مسؤلان و خیر خواهان، منجر به تعمیق بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. وضعیتی که هیچ یک از دوست داران نظام و انقلاب و مَردُم فهیم و دور اندیش ایران خواهان آن نبوده و تمام تلاش ِ شان را در جهت جلو گیری از درافتادن کشور به ورطه ی نابود کُننده ی رادیکالیسم کور و خشونت طلبانه از هر طَرَفی که باشد به کار خواهند بست.

حزب کار گُزاران سازنده گی ایران در سی و یکمین دهه ی فجر انقلاب اسلامی ضمن تأکید بَر کلام ارزش مند و راه گشای آیت الله خمینی که «جمهوری اسلامی،نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» و با ردّ حرکت های افراطی و شعار های انحرافی و ساختار شکن در این روز و هر زمان دیگری؛ مَردُم شریف ایران را به حضور یک پارچه و وحدت آفرین در راه پیمایی ملّی 22 بهمن فرا خوانده و شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را مناسب ترین شعار برای یاد آوری و احیای آرمان ها و اهداف اصیل انقلاب اسلامی مَردُم ایران در این روز می داند.

حزب کار گُزاران سازنده گی ایران

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 7:08 ب.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

بیانیه ی ستاد 88 در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

بسم الرّب الصّدّیقین

به نام خدای راست گویان

«ما اميد داريم که ايران اوّلين کشوري باشد که کوچک ترين فرد ايراني بتواند آزادانه و بدون وجود کم ترين خطر به بالا ترين مقام حکومتي انتقاد کُنَد و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد» (آیت الله خمینی؛ صحيفه ی نور، جلد پنجم، صفحه ی 532)

سي و يکمين سال گَرد انقلاب اسلامي را در شرايطي گرامي مي داريم که آن چه در روز هاي پس از کودتاي انتخاباتي اخير بَر اين سَر زمين رَفته است، در تبايُن آشکار با آرمان هاي بنيان گذار کبير انقلاب اسلامي قرار دارد.

حکومتي که آیت الله خمینی بنيان گذاشت، قرار بود که بزرگ ترين نگاه بان خواست و مطالبات مَردُمي باشد. قرار بود تجسّمي عيني از حکومت عدل علي (ع) باشد که در آن حاکم اسلامي، مرگ خويش را به خاطر باز شدن خلخالي از پاي زني يهودي در قلم رو حکومتش روا مي داند. قرار بود مصداق «اسلامي» باشد که به گفته ی آیت الله خمینی در آن «ديکتاتوري اصلن وجود ندارد». قرار بود در آن «شخص اوّل حکومت اسلامي با آخرين فرد مساوي باشد». انقلاب ما قرار بود پايه گذار حکومتي باشد که به گفته ی بنيان گذار کبيرش «بدون رضايت مَردُم هيچ اساس ندارد». امّا در سي و يکمين سال گَرد انقلاب عظيم مَردُم ايران براي نِيل به آزادي و سَر نگوني ديکتاتوري فردي، مردان انقلاب، ياران و هم راهان آيت الله خميني تنها به جرم اين که به تأسّي از امام کبير انقلاب، به نا ديده گرفته شدن خواست و مطالبات جامعه از سوي حاکميت اعتراض کرده بودند، به بند کشيده شده اَند و فرزندان خميني ِ کبير، اينک به جرم فرياد کردن آرمان هاي بنيادين انقلاب و آموزه هاي پدر معنوي خود، در گوشه ی زندان ها به سَر مي بَرند و خون جوانان اين سَر زمين، تنها به جرم پي گيري اصل اصيل باور هاي رَه بَر کبير انقلاب در «ميزان» بودن رأي ملّت، به زمين ريخته مي شود و درد ناک تَر آن که اين فجايع از سوي کَساني صورت مي گيرد که شعار «وا اماما»ی شان، گوش ها را سخت مي آزارد. تشنه گان قدرت، اِم روز برای التیام این عطش سیری نا پذیرخود راهی جز اتّکا به سَر کوب خواست عمومی جامعه ، دست یازیدن به شیوه هایی چون اعدام های عجولانه با هدف ارعاب مَردُم و سپردن زمام امور به دست عناصر بی هویت و سَر سپرده نمی یابند و این اراده ی شوم، سَر نوشتی جز تباهی برای سَر زمین ِ مان در بَر نخواهد داشت و اعتراض به همین شیوه های قدرت طلبانه است که قدرت طلبان و چاکران قدرت را چنین بَر آشفته است.

22 بهمن، به عنوان سال روز پيروزي خون بر ديکتاتوري فردي سلطنتی، سال روز استيلاي ستم دیده بَر ستم گر، سال روز سَر نگوني رژيم مطلقه و جاي گزيني حکومتي مبتني بر خواست عمومي جامعه، نمادي ست از مبارزه ی هميشه گي ملّت آگاه ايران براي نِيل به آزادي و دموکراسي که «آزادي»، سوداي جاودان مَردُم ايران، از مشروطه تا اِم روز بوده است.

بيست و دوّم بهمن هشتاد و هشت به عنوان سَمبُلی از اين مبارزه ی هميشه گي مَردُم ايران، به روزي تاريخي در نفي آن چيزي تبديل خواهد شد که هيچ نامي جز انحراف از آرمان هاي هويت بخش انقلاب 57، بَر آن نمي توان نهاد. در راه پیمایی 22 بهمن حضور خواهیم داشت تا مسیری را که پدران ِ مان متجاوز از 3 دهه پیش به پیشوایی خمینی، در رویارویی با استبداد علنی پیمودند، بپیماییم و یک بار دیگر مرگ دیکتاتوری، آزادی زندانیان سیاسی، طَرد دولت بی هویت و غارت گر بیت المال و حفظ شأن روحانیت معظّم و شخصیت های محبوب ملّی را خواستار شَویم.

ستاد ملّي جوانان حامي خاتمي و موسوي، ضمن تسلیت اربعین حسینی با دعوت از عموم مَردُم ايران براي حضور در راه پيمايي 22 بهمن و اعتراض به انحراف انقلاب از پايه هاي هويتي آن، با تأکيد مجدّد بَر به رسميت نشناختن دولت کودتا، از مَردُم آگاه مي خواهد که در اعتراض به آن چه که در روز هاي پس از کودتاي انتخاباتي خرداد 88 بَر اين سَر زمين رَفته است، در راه پيمايي اِم سال حضوری اعتراضی داشته باشند و نفی دیکتاتوری عریان و باز گشت به اصول هویتی انقلاب سال 57 را فریاد کُنند.

ستاد ملّي جوانان حامي خاتمي وموسوي (ستاد 88)

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 2:37 ق.ظ.

یاد داشت زهرا رَه نورد در آستانه ی 22 بهمن

با یک دیدگاه

(قبلن نوشتم که مهندس موسوی درست وقتی که انتظار می رَفت نگاهی به مطالبات تمام اقشاری که به گونه ای عضو جنبش سبز هستند بیاندازد و آن ها را مطالبه کُنَد، در مصاحبه ی اخیرش این کار را انجام داد و مطالباتی را که در دوران مبارزه ی انتخاباتی مطرح کرده بود و بخشی از طَرَف دارانش برای این مطالبات بود که به سویش جذب شده بودند و این چند وقت به دلیل مهم تَر بودن خواسته های دیگر درخواست آن ها به تعویق افتاده بود، مطرح کرد. در این میان خواسته های مربوط به «جنبش زنان» مغفول مانده بود که یاد داشت هم سَر مهندس موسوی – دکتر زهرا رَه نورد – وظیفه ی درخواست این مطالبات را به عهده گرفت.)

قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمّدي

سی و یک سال پیش معنای پیروزی انقلاب اسلامی مترادف بود با تحقّق آرمان‌ های بُلَند و مغفول دو هزار و پانصد ساله ی مَردُم ایران. آرمان‌ هایی هم چون آزادی، دموکراسی، قانون‌ گرایی، عدالت و مساوات و رفاه و برابری حقوق زن و مَرد، و احقاق حیثیت فراموش شده ی زنان. و البته این هویت مضبوط همه ی انقلاب ها ست که تبلور تمامیت آرزوهای مَردُم خود باشند. اما حالا، دهه ی فجر پا وَر چین پا وَر چین پا به صحنه ی تاریخ سی ساله ی انقلاب اسلامی نهاده، در حالی که طوفانی از مطالبات مَردُمی را پیش ِ روی خود دارد.

از آن لیست بُلَند بالای مطالبات، یکی، از همه جالب تَر است! آن که پوستین وارونه به تن کرده! مساوات بین زن و مرد که اِم روز یک مساوات مخوف است؛ مساواتی که علا رغم دفاع همیشه گی از حقوق زنان و مساوات‌ طلبی ذاتی نهفته در درون آن از مساوات مذکور و به خاطر آن از حکومت تشکّر نکرده، بل که نهایت انتقاد و تنفّر خود را اعلام می‌کُنم: مساوات در خشونت نسبت به زنان و مردان. «طاعت ار دست نیاید، گنهی باید کرد».

در روز های گذشته، هنگامی که زنان و مردان مطالبات خود را بیان کردند به طور مساوی، زنان و مردان دست گیر شدند، زندان شدند، باز جویی شدند، و در سلّول‌ های انفرادی و نمور پوسیدندیا در کَه ریزک‌ های متنّوع به شهادت رسیدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زیر ماشین له شدند، یا به تیر ِ کین ِ گلوله به شهادت رسیدند

اِم روز – باز هم مثل سی سال پیش – باز خوانی مسائل زنان جز در چار چوب مطالبات اساسی و سیاسی مَردُم ایران بسیار دشوار است. اگر مباحثی چون دیه ی مساوی زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدّد زوجات، لزوم وزارت و مدیریت و اشتغال زنان را در اولویت قرار نمی‌ دهیم، به دلیل آرمان‌ های بُلَندی ست که مغفول مانده و فعلن از حذف آزادی‌ های سیاسی و دموکراسی و قانون‌ گرایی سخن می‌گوییم که بَر تارَک همه ی آن ها، تحقّق یک مساوات عجیب و مخوف، حیرت همه گان را بَرانگیخته است.

فهرست مصائب زنان در روند آزادی‌ خواهی و دموکراسی‌ طلبی ابعاد این مساوات مخوف را بَر مَلا می‌ کُنَد:

  • زنان و دانش جویان گم نام در بند
  • زنان روزنامه‌ نگار در بند
  • زنان وکیل و طرف داران حقوق بشر در بند
  • زنان مساوات‌ طلب و طرف داران حقوق مساوی زنان
  • زنان طرف دار حقوق کودکان
  • و زنان آزادی‌ خواه دیگری که در قلم روهای متفاوت مطالبات خود را بیان داشته‌ اَند و شربت مجازات را نوشیده‌اند.

امّا پیام بَر مصطفا (ص)، در تمام طول حیات درخشان و الاهی خود، رأفت خاصّی نسبت به زنان ابراز داشتند. اگر سیره ی پیام بَر (ص) رَه نمای مدّعیان اسلام است، به پا خیزید و یک‌ بار هم که شده پی رَوی از او را به اثبات رسانید … و رأفت محمّدی پیشه کُنید …

به یُمن و مبارکی بیست و دوّم بهمن، تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی، همه ی زندانیان سیاسی را آزاد کُنید … و این اقدام را با آزادی زنان زندانی کلید بزنید.

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 1:47 ق.ظ.

بیانیه ی شورای هم آهنگی جبهه ی اصلاحات در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

شما مي دانيد كه وحدت و يكپارچگي كشور و اعتماد به مسئولين، به رغم تنوع و تكثر در انديشه، اقوام، مذاهب و سلايق جناح هاي مختلف سياسي، با و جود برخي موانع سبب گرديد تا بحران هاي مختلف كه جنگ تحميلي مهم ترين آن بود با رهبري بي نظير امام خميني(ره) و همراهي قاطع مردم يكي پس از ديگري پشت سر نهاده شود. رمز و راز اين توفيق، همراهي ملت با دولت و فقدان دوگانگي و شكاف بين آنها بود. دولت خود را از ملت و متقابلاً ملت هم دولت را از خود مي دانست تا آنجا كه صفت دولت خدمتگذار توسط آن يار سفر كرده به دولت جناب مهندس ميرحسين موسوي اطلاق گرديد و ملت ايران را بهتر از مردم مسلمان در صدر اسلام ناميدند. همچنين مجلسي كه برآمده از رأي مردم و مواضع بر حق آنها بود، با وجود مشكلات ناشي از جنگ، تحريم ها و بحران هاي اقتصادي، ذره اي در انجام وظايف نظارتي خود مماشات نمي ورزيد و از همين رو بود كه امام مجلس را در رأس امور مي خواست و مي دانست.

مي آييم تا نشان دهيم جنبش سبز با آگاهي سياسي و توانايي، در عين حال با نجابت اجتماعي و با نفي هرگونه خشونت، با اصول و ارزش هاي ملي و ديني عجين بوده و حقوق مصرح در قانون اساسي را مطالبه مي نمايد. مي آييم تا با صدايي رسا فرياد خويش را به گوش رفيق و رقيب و دوست و دشمن برسانيم كه جنبش سبز همچنانكه بزرگان انقلاب چون آقايان خاتمي، كروبي و ميرحسين موسوي اعلام نموده اند، مدافع استقلال و بي نياز از حمايت و دخالت بيگانه است و با اتكا به قدرت خدادادي ملت براي احيا و حفظ ارزش ها، اجراي قانون. آزادي ملت، تعميق دين و نجات جامعه، از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.

در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم تا اعلام نماييم وا اسفا از تنگ نظري و كوته بيني كوچكاني كه بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدي را عامل بيگانه و فريب خورده و برانداز مي دانـند و هـر انتـقادي را تـخريب، كـه ظرفيـت انقـلاب اسـلامي و پويايي آن در گرو تضارب انديشه و افكار است و نابودي كشور، سرنوشت محتوم سيستم هاي تك صدايي. مي آييم تا فرياد زنيم زندانيان سياسي كه اكثراً فجرآفرينان بهمن ۵۷ بودند را آزاد كنيد و به جاي زندان و برخورد و خشونت با ملت، به اصول و آرمان ها برگرديد، به اجراي قانون همت گماريد و به جاي توهم توطئه به تحليل عملكرد خود و نهادهاي همسو همت گماريد، كه آيينه چون نقش تو بنمود راست، خودشكن آيينه شكستن خطاست. مي آييم تا همه با هم فرياد كنيم كه انگ بي ديني و تهمت بيگانه خواهي و دروغ انقلاب مخملي وصله هاي ناچسبند براي جنبش سبز كه صد البته از خصايص ذاتي حاكميت هاي قانون گريز و فرافكن و هنجارشكن و عوام فريب است كه با روش هاي نخ نما شده چون كارناوال عاشورا و پاره كردن عكس و …، ملت را متهم به اخلالگري و اغتشاش كند.

۱) حزب مشاركت ايران اسلامي.
۲) سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران.
۳) مجمع نمايندگان ادوار مجلس.
۴) انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها.
۵) مجمع دانش آموختگان ايران اسلامي.
۶) حزب اسلامي كار.
۷) مجمع نيروهاي خط امام.
۸) حزب اراده ملت ايران.
۹) حزب جوانان ايران اسلامي.
۱۰) حزب مردم سالاري.
۱۱) انجمن اسلامي معلمان ايران.
۱۲) انجمن اسلامي مهندسان ايران.
۱۳) حزب كارگزاران ايران اسلامي.
۱۴) انجمن روزنامه نگاران زن ايران.
۱۵) مجمع فرهنگيان ايران اسلامي.
۱۶) حزب همبستگي.
۱۷) مجمع مدرسين و محققين حوزه علمية قم.

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 4, 2010 در 11:59 ق.ظ.

بیانیه ی شیخ مهدی کرّوبی در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ و سربلَند ایران

اکنون که در آستانه 22 بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

1 – همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز 22 بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب 57 عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. 22 بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

2 - در حالی به استقبال سالروز 22 بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت 25 خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

3 – در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای «فتنه» و عده ای دیگر «بحران» و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار «عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا» نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه 168 کشور دنیا قرار گرفته است.

4 – متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

الف) بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

ب) تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

پ) آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی.

ت) فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد.

ث) فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند. من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای شوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

آخرین کلام، لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین

مهدی کروبی

14 بهمن 1388

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 3, 2010 در 11:54 ب.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.