نوشتههای برچسب خورده با ‘تولّد’
چهارم اسفند ماه، سال روز تولّد سهراب اَعرابی
اِم روز، چهارم اسفند ماه بیستمین سال روز تولّد سهراب اَعرابی ست که روز 25 خُرداد ماه، هنگامی که تنها نوزده سال سِِن داشت به شهادت رسید. برای من شخصیت مادر گرامی اش بسیار ستودنی ست که با شهادت مظلومانه ی دردانه اش خم نشد و «زینبی» رفتار کرد و مَردانه ایستاد. هرگز حضورش در شورای شهر و سخن رانی پُر شور و تکان دهنده اش را که با قدرتِ تمام صورت گرفت از یاد نمی بَرَم. یادم هست آن موقع فکر کرده بودم اگر حضرت زینب (روحی فداها) – این شیر زن دشت کربلا که با سخن رانی کوبنده اش در دربار یزید آبِ روی اُمَویان را بُرد – اکنون زنده بود، همانند خانم پروین فهمیمی رفتار می کرد که آبِ روی دست گاه ستم ولایت فقیه را بَر زمین ریخت. نامه ی ایشان به غلام علی حدّاد عادل هم بسیار خواندنی ست.
خانواده ی شهید اَعرابی، اِم روز ساعت 15 بَر مزارش در قطعه ی 275 بهشت زهرا گِرد هم می آیند تا نخستین تولّد سهراب را بی حضور او گرامی بدارند. این مراسم قرار است 1.5 ساعت به طول بیانجامد. لازم به گفتن نیست که حضور در این مراسم و زنده نگاه داشتن یاد شهدا و هم راهی و تنها نگذاشتن خانواده ی عزیزانی که برای آزادی ما جان ِ شان را در دست گرفته و خالصانه تقدیم جنبش سبز کرده اَند چه قدر ضروری ست.
پی نوشت: سخن رانی خانم پروین فهیمی در شورای شهر تهران از این جا قابل مشاهده است.
ندا…
اصولن نمی توانم تبریک و تسلیت بگویم، نه که نخواهم بَل که هر کار می کُنم زیاد تبریک ها و تسلیت هایم درست و حسابی از آب درنمی آیند. ولی این بار میلاد انسان جاودانی ست که هر جور می توانم باید دِینم را به خانواده اش اَدا کُنم (این وظیفه ی هر ایرانی ای ست)، حتّا با یک نوشته ی کوتاه با تأخیر در باب تبریک سال روز تولّدش. در واقع دی روز سال گرد میلاد ندا آقا سلطان بود امّا به رسم معمولِ من که تأخیر دارم (در مورد آقا تختی هم نوشته ای با یک روز تأخیر نوشتم) تولّد خواهرم، ندای عزیز را با یک روز تأخیر به مادر و پدر گرامی اش تبریک می گویم. تا پیش از این نمی دانستم سال گرد ولادتش کِی است، آرزو می کردم کاش هرگز این را نمی دانستم ولی او اکنون پیش پدر و مادرش زنده بود و مادر گران قدر و بزرگش این چنین رنجور و تکیده نمی شد (من آن قدر از دیدن عکس مادر ندا متأثّر می شوم که نمی توانم آن را این جا بگذارم). گر چه من بَر همان عقیده که بودم، هستم که انسانی که در دل ها زنده است هرگز نمی تواند مُرده قلم داد شود؛ به ویژه که این انسان شهیدی باشد که با خونش نهال جنبش سبز ملّت ایران را بیش از هر کَس دیگری آب یاری و بالنده کرده باشد.
تولّد این انسان بزرگ، شهید ندا آقا سلطان را که ناجوان مَردانه به خاک و خون غلتید و جهان را با جنایات جمهوری اسلامی تکان داد به تمام مَردُم آزاده ی ایران و به ویژه پدر و مادر استوارش تبریک می گویم و با این که احتمالن نوشته ی خنکی از آب درآمده آن را از صمیم قلبم به مادر داغ دار ندا تقدیم می کُنم، برایش آرزوی صبر می کُنم و به او می گویم من به عنوان یک ایرانی دِین بزرگی به خانواده ی آقا سلطان دارم و این، بخشی از این اَدای دِین است.
+ ترانه ی «ندا»، اثر بسیار زیبای شاهین نجفی (پیوند غیر مستقیم)
