کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘جنبش زنان

گفت و گوی سایت «کلمه» با زهرا رَه نورد

دیدگاهی بگذارید »

به راستی ما زنان، چرا باید منتظر دیگران باشیم تا برای ما مادری بکنند؟ خودمان باید پا پیش بگذاریم. از ماجراهای زنان بزرگ تاریخ می توان درس ها گرفت، خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد. آن زمان که به قول قران کریم انسانها امت واحدی بودند، یا به قول نظریه پردازان در آن کمون زنها همه کاره بودند و به قول مدارک باستان شناسی ایزد بانوها و الهه ها بر تارک پرستش ها می درخشیدند. حداقل تاریخ تمدن به ما گفته است که اولین صنعتگران، پارچه بافان، سفالگران و کشاورزان (ونه شکار گران) زنان بوده اند، البته در آن زمان یک تقسیم کار نانوشته و خود به خودی بود که بر اساس مختصات فیزیکی و شرایط اقتصادی و پرستشی و آیینی زن و مرد ایفای نقش می کردند، اما در آن زمان زنان اگر نه در راس سر رشته داری امور (چون جامعه مادر سالاری هنوز ثابت نشده) اما همواره با نقش درجه یک در اداره امور و سر منشا بسیاری از قوانین و مناسبات بوده اند. اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم؟ بگذار در هزاره سوم در زمان انتخابات دهم زنان شهروند درجه یک و پس از آن با سرعت نور از مقام و منزلت خود هبوط کنند اما ما همچنان به دنبال آزادی های والا، رفع تبعیض، رفع خشونت، حذف چند همسری و سایر مطالبات خود هستیم و آن را دنبال می کنیم.

جنبش سبز و مطالبات زنان در مواردی عمومی انطباق های آرمانی دارند و در مواردی راه زنان خاص و شاخه ای جداگانه می شود. در مورد مطالبات آزادی خواهانه، عدالت طلبانه، دمکراسی خواهی و قانون گرایی، مطالبات جنبش مردمی سبز و مطالبات زنان یکی است. اما من می خواهم با قاطعیت بگویم که تجربه اقدامات اصلاحی در جهان و انقلاب های بزرگ نشان داده است که زنان برای مساواتهای جنسیتی – حقوقی باید فعالیت جداگانه و متفاوتی از جنبش های دمکراتیک داشته باشند. نمی توان در ایران آرمانهای رفع تبعیض و رفع خشونت و مساوات طلبی های قانونی در قلمرو «دیه» و «قضاوت»، «حضانت»، «چند همسری»، «قوانین طلاق»، «تابعیت» و نظایر آنرا درون جنبش های اصلاحی یا حرکتهای انقلابی به دست آورد. باید مصمم و جداگانه شاخه های زنان، احزاب و جنبش ها و یا گروه های خاص زنان فعالیت کنند. نه در انقلاب صنعتی، نه در انقلاب فرانسه و نه در دمکراسی آمریکا و نه در انقلاب شوروی سابق و پس از فروپاشی شوروی و … هیچ گلی به سر زنان زده نشد. آری هیچ گلی به سر زنان زده نشد و زنان همچنان از تبعیض ها و خشونت ها رنج بردند تا خودشان دست به کار شدند و تا حد زیادی احقاق حقوق کردند.

به طور ایده آلی باید بگویم جنبش سبز در هر صورت باید بداند همچون انقلاب اسلامی که زنان پیشتاز بودند در این جنبش هم زنان پیشگامی، فداکاری و از خود گذشتگی شگفت انگیزی نشان دادند و نباید جنبش، حساب خود را از زنان جدا کند. باید آرمانهای جنبش زنان را در ادبیات خود لحاظ کند و آنرا بخشی از آرمانهای خود تلقی کند. چنانچه موسوی نیزدر یکی از مصاحبه های خود گفت ما با جنبش زنان، دوست هستیم و این دوستی یعنی همراهی. اما واقعیت ملاحظات دیگری را نشان می دهد و آن این است که چند جنبش بزرگ مثل جنبش زنان، جنبش کارگران، جنبش دانشجویان، جنبش معلمان، درون جنبش عظیم سبز قرار دارند که شعارهای عمومی آزادی، رفع تبعیض، قانون گرایی و دمکراسی خواهی، ضمن آنکه این جنبش ها را در بر می گیرد اما چه بسا تکیه بر هر یک یا گرایش بیشتر به هر یک از آنان، خواستها و مطالبات عمومی جنبش را تحت الشعاع قرار می دهد. همانطور که عرض کردم در این میان جنبش زنان، در عین وحدت با جنبش سبز، به دلیل ویژگی کثرت گرایی جنبش اما لازم است به طور جداگانه نیز فعال باشد. در عین حال، جنبش سبز باید در بیانیه ها و نظرات خود به اهمیت و مطالبات هر یک از این جنبش ها اشاره کنند و خواهان بهبود و پاسخ به مطالبات آنان باشند بدون اینکه از مسیر عمومی منحرف شود.

بارها گفته ام، این دولت نامشروع است ولی در هر حال چون مراحل تنفیذ انجام شده و دولت، خودش، خودش را قبول دارد، باید به وظایفش عمل کند و بیش از این با بی اعتنایی به مطالبات زنان، سرکوب زنان، با ارائه لوایح ضد زن، به نام حمایت از خانواده، اما به کام عشرت طلبان، در انهدام خانواده و فلاکت زنان و کودکان، مُصِر نباشد. اگر خیلی مدعی دولت بودن است باید و می تواند فورا لوایح ضد زن را پس بگیرد و کارگروهی را برای اعاده حقوق زنان معین کند و طی تعاملی در این رابطه با مجلس و قوه قضاییه با الهام از آرمانهای جنبش زنان عمل کند. اگر چه این گونه کارها از دست این دولت بر نمی آید.

[در مورد تصویب لایحه ی حمایت از خانواده] این یک مقوله بهت انگیزاست. از یک طرف آنها دلشان را صابون زده اند که از آب گل آلود ماهی بگیرند و تا تنور داغ است نان خود را بپزند و نان زنان آزاده این سرزمین را آجر کنند. آنها فکر می کنند جنبش سبز از مسایل زنان غافل است لذا از فرصت استفاده می کنند تا خواست های ارتجاعی خودشان را جامه عمل بپوشانند اما این یک فرصت برای آنهاست و نه علت. بسیار خوب پس علت چیست؟ اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سالها پیش در زیر بخشی از نا خوداگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می کردند، قتل های زنجیره ای می کردند، تهمت می زدند، جَو می ساختند، مخالفین خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته ای به وجود آورند. اما امروز این جریان قدرت را در دست دارند و با در دست داشتن اتوریته در مقام اعمال نظر و عمل خود به صورت دل بخواه شان هستند. البته حتی اگر کوته زمانی هم موفق شوند در دراز مدت شکست خواهند خورد. باید بدانند آنها همیشه نمی توانند نظریات ارتجاعی خود را به نام اسلام جا بزنند. اسلام دین مترقی است و قابلیت تعامل با دنیای مدرن و اندیشه های جدید را داراست و اجتهاد زنده و پویا فرصت نو آوری و زمانه شناسی را به آن اعطا کرده است. در مجموع من معتقدم این دولت است که به مجلس فشار می آورد تا این لوایح ضد زن را تصویب کند.

[در مورد گفت و گو با «روز»] در آن وقت شایعاتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه سران جنبش هر یک به نحوی راه سازش پیش گرفته اند که البته این برداشت غلطی بود. شانتاژ روانی از سوی روزنامه های دست راستی محافظه کار (حیفم می آید واژه اصول گرا را برای آنها به کار ببرم) در جریان بود که ناخنهایشان را به هم میزدند و لبه های قیچی را به هم می کوبیدند و باتوم هایشان را در هوا می چرخاندند و بر کوس موفقیت می زدند که جنبش سبزی ها ترسیدند، توبه کردند،باختند و نظایر آن تا روحیه مردم را خراب کنند که البته موفق هم نشدند. من به عنوان فردی از جنبش سبز و همدل و همراه مردم حرف مردم را اعلام کردم. نوبر نبود. حرف دل مردمی بود که هر گز حاضر به عقب نشینی نبوده اند و همانها هستند که سران جنبش را به سوی خواست های آزادی خواهانه و دمکراتیک خود هدایت می کنند.

[آینده ی جنبش] اگر قومی بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد حتما پیروز خواهد شد این مژده ی قرآن کریم است یا اگر خدا را یاری دهید او هم شما را یاری خواهد داد و شما را ثابت قدم خواهد کرد: «ان تنصر الله ینصر کم و یثبت اقدامکم». این وعده الهی در قرآن مجید است. در صورت ثابت قدم بودن حتما پیروزی با ما خواهد بود و با جنبش سبز نفس های پر اکسیژنی از آزادی را به ریه های اندیشه و زندگی خواهیم فرستاد.

چهارشنبه سوری یکی از روزهای ملی و باستانی ایرانی است. روز شادی هاست روزی که زردی چهره ها می سوزد و دود می شود و سرخی و شادی و حیات و آفرینش بهاری گونه ها را گل رنگ می کند. به پاس نوروز و عمو نوروز مهربان و هدیه های آزادیش در این روز قطعا جنبش سبز شاد و سر فراز خواهد بود. اما جنبش سبز جنبش مهربانی و مقاومت و آرامش است. یاد نداها، سهراب ها، سید علی ها، اشکانها و روح الامینی ها و… را گرامی خواهیم داشت و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهیم ورزید. همه مردم را دوست خواهیم داشت، چه سبز باشند و چه رنگ دیگر. به نظامی ها هم می گوییم شما را هم دوست داریم، برادر مردم باشید و به آنها گل تقدیم کنید نه باتوم و گلوله. بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی خود حاکمیت است.

آنها خیلی خوب توانایی های ذهنی، علمی و اجرایی زنان را می شناسند و به نقش متعهدانه و دلسوزانه من در جنبش سبز واقفند و چون فعلا زندان کردن من برای شان سودی ندارد، پس سعی می کنند به خیال خود مرا در سطح خیابان و در قلمرو رسانه ها شکنجه دهند اما زهی خیال باطل! هنوز جوهر خادم القرآنی و سی جلد کتابی که نگاشته ام در ذهن مردم خوب مان خشک نشده که چنین تهمت می زنند. باید بگویم آنچه از ذهن و علم و اجرا دارم تفضل خداست و آنرا متعلق به خودم نمی دانم. به قول قرآن کریم «ذلک من فضل ربی» فقط به آنها می گویم با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده را خدا داده است. و ضمنا من از این بیدها نیستم که به آن بادهای سیاه طوفانی جادویی از پا دربیایم. زیرا اکسیژن آزادی خواهی جنبش سبز تمام ریه ها ی روح و جسم مرا سرشار از شوق و وجد و جانفشانی کرده است.

[در مورد شایعه ی معاونت اوّلی خانم رَه نورد در صورت ریاست جمهوری مهندس موسوی] این آقایان دست راستی که این چنین سخن پراکنی می کنند طعم آزادی خواهی، روشنفکری و هنرمندی را که پیشه من بوده است نچشیده اند که بدانند ما طایفه روشنفکران – هنرمندان و آزادیخواهان اگر آفتاب را هم در دست راست و دفتر و دستک و پست ومقام را هم در دست چپ مان قرار دهند، هر دو را به دامن خود آنها پرتاب می کنیم و به توانایی و شرافت قلم خود و هنر خود و یا دیدن روی سرشار ار نجابت دانشجویان عزیزمان پیوسته در جشن و سرور و رضایت هستیم. در عین حال قبلا هم گفتم من در روند انتخابات حضور فعال را پیشه خود کردم تا از وجوه مغفول قانون اساسی، آزادی ها، قانون گرایی و دمکراسی دفاع کنم و باز هم این مطالبات را پی گیری می کنم. اما شاید به قول شما این اقدامات که بیشتر به طنز و فکاهی شبیه است، تعریف از توانایی یک زن است تا تقبیح او و همین جا به آنها می گویم من نمونه کوچکی از زنان جنبش سبز هستم و قطعا همه زنان جنبش سبز و زنان ایرانی از رهنورد تواناترند. با آنها چه می کنید؟

[در مورد تعرّض به مجسّمه ی میدان مادر] ببینید برای هنرمندان، آثارشان مثل پاره تن شان است. چون با عشق قصه های روح خود را، زمزمه های خود را، دردها، شادی ها، ناله ها و زاری ها، حرفهایی را که به هیچ کس نمی توانند بگویند، یا آرمانها و آرزوهایشان را به اثر هنری خود دمیده اند وبا آن نجواها داشته اند. اما وقتی جریانهای واپس گرا، انسان ها را فقط به جرم آزادیخواهی شهید می کنند، حالا یا با دار زدن، یا شهید کردن و یا کتک زدن های وحشیانه یا روش های دیگر حالا از رفتار آنها با یک مجسمه برنزی چه انتظاری داریم؟ آنها چه فهمی از واژه نرگس عاشقان که نام این مجسمه است و چه فهمی از مادرانگی و چه فهمی از هنر دارند؟ شما دیدید که مردم خوب ما هم واکنش نشان دادند و گفتند اگر مجسمه را سرنگون کنید رهنورد را بر میدان می نشانیم. من هم اکنون برای همه آثار هنری ام نگرانم، نقاشی ها، مجسمه ها، همه در معرض این گونه تهدیدها و رفتارهای وحشیانه قرار دارند. امیدوارم خداوند همه ما را از شر توهم این جریان در امان نگه دارد.

انقلاب اسلامی با همه شکوه و عظمتش یک پروژه ناتمام بود که می بایست تکمیل آرمانهایش در جمهوری اسلامی تحقق می یافت که فعلا نشده است. بنابراین مقولات آزادی و دمکراسی حقوق زنان و قانون گرایی اینها مطالباتی است که جنبش سبز در پی تحقق آن است. اما چون پرسیدید جنبش سبز را چه چیزی بیشتر آزرده است از من نخواهید که فهرستی از رنج ها و ناملایمات را که جنبش در طی این ایام چشیده است تنظیم کنم آن وقت مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. بلاتشبیه در تاریخ استبداد، شکستن قلم ها، بریدن دست ها، از سرها مناره، از کله ها پشته ثبت شده است. امیدوارم حاکمیت فعلی و جمهوری عزیز ما از بدنامی فجیع و تلخی این چنین عبرت بگیرد و خود را در این رده تاریخ قرار ندهد. پس چه کند؟ چه انتظاری داریم؟ چگونه راضی خواهیم شد؟ مهم این است که کار درست انجام شود به دست هر کس که شد مهم نیست. پس انتظار داریم که رژیم روزنامه ها و رسانه ها و روزنامه نگاران و زنان و مردان و جوانان و پیران را آزاد کند و به پادگانهایش گل بفرستد تا به جبران جفاهای گذشته به مردم تقدیم کنند. آن چنان زندانی ها را آزاد کند تا در زندان هایش به جای آدم ها و آزادیخواهان در زنجیر گل بکارد و آنها را به باغ های وسیع سرو و گل و سوسن، فرهنگسراها و آزمایشگاه های علمی تبدیل کنند و برای شکوفایی تولید، صنعت و کشاورزی کمربندها را سفت کند تا اشتغال و ازدواج و تحصیل جوانان فزونی یابد. در سطح بین المللی نیز با سیاستهای حساب شده و دوستانه اما از دیدگاه منافع ملی موجب سر افرازی ملی شود. مطالبات جنبش های زنان، کارگران، معلمان و هنرمندان را برآورده کند. آزادی قلم و بیان واندیشه را تضمین کند و این کارها و بیش از آن از دست و قلم و قدم هر نظام دلسوزی بر می آید.اما جنبش سبز در میان این جنبش ها اهتمام ویژه ای به خواسته های جنبش زنان دارد. جنبش سبز خواهان آزادی همه زندانیان بویژه زنان زندانی است که این روزها همسران،مادران و فرزندان شان چشم به راهها آنها هستند.

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 12, 2010 در 1:20 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

نوشته ی زهرا رَه نورد به مناسبت روز جهانی زن

دیدگاهی بگذارید »

(هشتم مارس – فردا، هفدهم اسفند ماه – روز جهانی زن است. نوشته ی زهرا رَه نورد به همین مناسبت دی روز در وب سایت کلمه منتشر شد و با یک روز دیر کرد در این جا هم درج می شود. این نوشته از خیلی جهات – از جمله مناسبتی که برایش نوشته شده – کم نظیر است.)

بسم الله الرحمن الرحیم

جنبش سبز تبلور آرمانهای هر انسان آزاده و عدالت طلبی است و جنبش سبز به خاطر همین آرمانهای والای انسانی و اخلاقی است که زنان را ارج می نهد و نقش بزرگ آنان را در طول تاریخ بشری و در تاریخ ملی و اسلامی ایران قدر می شناسد. زنان پیوسته در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه همپای مردان درسرنوشت ملی و انسانی بشری سهمیم بوده اند.

هشتم مارس(هفده اسفند)، روزجهانی زن در پیش است. جنبش سبز اهمیت این روز بزرگ را می شناسد و می داند چه رنج ها و نامرادی هایی که زنان تحمل کردند تا عصاره مطالبات آنان در این روز رخ نمود و برگی پرشکوه و زرین به فهرست پویش های تعالی خواهانه، آزادی خواهانه و مساوات طلبانه افزود.

تاریخ مذهبی و اسلامی و تاریخ ملی ما سرشار از روزهای بزرگی چون تولد حضرت زهرا ( س ) و پیام آوری زینب ( س) است. و نیز سرشار از شخصیت های بزرگ ایران باستان چون آذر میدخت ها و ایران دخت ها و زنان ایثارگر شاهنامه ای و اسطوره ای چون آناهیتا و تهمینه و رودابه و گردآفرید است. و اینک به پاس همه روزهای بزرگ زنان و همه شخصیتهای والای زن در سرزمین ایران و به پاس بزرگداشت روز جهانی زن فرصت را غنیمت شماریم و شخصیت ارجمند زن ایرانی را در آینه تاریخ بنگریم و ببینیم آیا سزاوار چنین شخصیت بزرگی این گونه رفتارهای تبعیض خواهانه و ضد زنی است که فرهنگ حاکم و قوانین من در آوردی مجلس بدان پرداخته است؟

در کجای تاریخ سرزمین ما، بدون حضور زنان، نقطه اوجی مشاهده شده است؟ همان زنانی که از پیش از مشروطه در جنبش تنباکو به آفریدن حرکتی ضد استعماری و وطن فروشانه قیام کردند و سپس زنانی که در انقلاب مشروطه برای تحقق مجلس و قانون اساسی و مطبوعات زندان و شکنجه شدند و زنانی که برای تحقق انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی حضوری مضاعف داشتند ابتدا خودشان و سپس پدران شان، همسران شان و پسران شان را ترغیب کردند تا قدم در راهی نهند و به آنان بگویند که گر مرد رهی میان خون باید رفت.

اما امروز، زنان پیشتاز در جنبش سبز، حیرت زده همچنان شاهد نگاه ها، رفتارها و قوانین تبعیض خواهانه ای هستند که نقاب زده، هر روز در گوشه ای مطرح می شوند. گویی برای هر یک از مطالبات به حق زنان برای کسب آزادی و رفع تبعیض پاسخی متضاد در آستین نیروهای واپس گرا و حاکمیت پنهان شده و در موعد مساعد روی میز محکمه گذاشته می شود.

در میانه هزار و پانصد سال پس از ظهور اسلام عزیز با همه رافت و شفقت ونگاه های نو آورانه به زنان و در آستانه هزاره سوم میلادی، دنیای ماهواره و دیجیتالیسم و قدرت رسانه ها همچنان متحجرانه به زنان می نگرند در این دنیای مدرن و پیچیده فهرست شگفت انگیزی پیش روی ماست، مالامال از ظلم و تبعیض و بی عدالتی. به بهانه حمایت از خانواده، قانون چند همسری مطرح می شود. توجه کنید اینک زمانه کمون اولیه نیست بلکه دنیای امروزیست، دنیای فردیت ها، دنیای عشق و محبت یک زن و یک مرد به یکدیگر، دنیای فرزندانی که به آغوش یک پدر و یک مادر نیازمندند و نه یک پدر و چندین مادر. راستی آیا لازم است برای ایجاد یک نظام هدونیستی لذت گرا قانون تدوین شود، پیشنهاد این است که لذت گرایان را به حال خود بگذارید! آنان کار خود را خوب بلدند. لازم نیست با هدف دلسوزی برای آنها کانون خانواده، این مهمترین واحد تحقق جامعه ای سالم را منهدم و ویران کنید. بهتر است به جای آن حمایت از خانواده را با ارج نهادن به زنان و حمایت از آنان و کودکان در خانواده و همچنین آموزش عشق و محبت و رافت و گذشت در فرهنگ جامعه جایگزین کنید. به رسانه ملی بیاموزید از ارائه الگوی رفتاری زن سلیطه بد اخلاق، زن مطیع، زن سلطه طلب دست بردارند و زنان واقعی را که در سرزمین ما عزت و عظمت آفریدند الگوسازی کنند.

اما به این فهرست تبعیض هایی هر روزه اضافه می شود. در قوانین واپس گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده. دیه نامساوی زن و مرد، قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت ،سن پایین مسوولیت کیفری برای دختران و… آیا روح وانسانیت و جسم زن را خدا نیافریده؟ مطمئنم که مردان آزاده کشورمان نیز از این تبعیض ها رنج می برند و سر افکنده اند. مشکل قانونی حضانت مادران، صحنه زجر آور دیگری است که به قول سعدی دلی از سنگ بباید به سر راه فراق تا تحمل کند، آن روز را که مادر از فرزند جدا می شود.

اما گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. زنان زندانی که جرم شان عدالت طلبی و آزادی خواهی است و این همه را در جنبش سبز یافته اند. زنان روزنامه نگار زنان مبارز، زنانی که در کوچه و خیابان و در عرصه های مختلف از فعال جنبش زنان تا فعال حقوق بشر و کودکان، زنان کارگر و زنان معلم، همه و همه مصمم و استوار گام برمی دارند و از تحمل زندان و دیگر تهدیدها و مشقت ها نیز هراسی ندارند. کدام را بگویم؟

آبروی یک نظام ومشروعیت آن در گرو احترام به ملت و مطالبات آنان و به ویژه آبروی یک نظام به میزان ارج نهادن به زنان است. باز هم به حاکمیت توصیه می کنم به پاس تمام روزهای بزرگی که به نوعی به شخصیت زن مربوط است زنان را ارج نهید و در جهت سعادت آنان قدم بردارید.

در پایان، با تمام احترام این روز بزرگ را به همه زنان ومردان عدالت خواهی که رفع تبعیض و ارج نهادن به زنان را بخشی از مبارزات آزادیخواهانه بشری می دانند تبریک می گویم و امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدم های بلندی بردارد.

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 7, 2010 در 11:27 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

یاد داشت زهرا رَه نورد در آستانه ی 22 بهمن

با یک دیدگاه

(قبلن نوشتم که مهندس موسوی درست وقتی که انتظار می رَفت نگاهی به مطالبات تمام اقشاری که به گونه ای عضو جنبش سبز هستند بیاندازد و آن ها را مطالبه کُنَد، در مصاحبه ی اخیرش این کار را انجام داد و مطالباتی را که در دوران مبارزه ی انتخاباتی مطرح کرده بود و بخشی از طَرَف دارانش برای این مطالبات بود که به سویش جذب شده بودند و این چند وقت به دلیل مهم تَر بودن خواسته های دیگر درخواست آن ها به تعویق افتاده بود، مطرح کرد. در این میان خواسته های مربوط به «جنبش زنان» مغفول مانده بود که یاد داشت هم سَر مهندس موسوی – دکتر زهرا رَه نورد – وظیفه ی درخواست این مطالبات را به عهده گرفت.)

قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمّدي

سی و یک سال پیش معنای پیروزی انقلاب اسلامی مترادف بود با تحقّق آرمان‌ های بُلَند و مغفول دو هزار و پانصد ساله ی مَردُم ایران. آرمان‌ هایی هم چون آزادی، دموکراسی، قانون‌ گرایی، عدالت و مساوات و رفاه و برابری حقوق زن و مَرد، و احقاق حیثیت فراموش شده ی زنان. و البته این هویت مضبوط همه ی انقلاب ها ست که تبلور تمامیت آرزوهای مَردُم خود باشند. اما حالا، دهه ی فجر پا وَر چین پا وَر چین پا به صحنه ی تاریخ سی ساله ی انقلاب اسلامی نهاده، در حالی که طوفانی از مطالبات مَردُمی را پیش ِ روی خود دارد.

از آن لیست بُلَند بالای مطالبات، یکی، از همه جالب تَر است! آن که پوستین وارونه به تن کرده! مساوات بین زن و مرد که اِم روز یک مساوات مخوف است؛ مساواتی که علا رغم دفاع همیشه گی از حقوق زنان و مساوات‌ طلبی ذاتی نهفته در درون آن از مساوات مذکور و به خاطر آن از حکومت تشکّر نکرده، بل که نهایت انتقاد و تنفّر خود را اعلام می‌کُنم: مساوات در خشونت نسبت به زنان و مردان. «طاعت ار دست نیاید، گنهی باید کرد».

در روز های گذشته، هنگامی که زنان و مردان مطالبات خود را بیان کردند به طور مساوی، زنان و مردان دست گیر شدند، زندان شدند، باز جویی شدند، و در سلّول‌ های انفرادی و نمور پوسیدندیا در کَه ریزک‌ های متنّوع به شهادت رسیدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زیر ماشین له شدند، یا به تیر ِ کین ِ گلوله به شهادت رسیدند

اِم روز – باز هم مثل سی سال پیش – باز خوانی مسائل زنان جز در چار چوب مطالبات اساسی و سیاسی مَردُم ایران بسیار دشوار است. اگر مباحثی چون دیه ی مساوی زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدّد زوجات، لزوم وزارت و مدیریت و اشتغال زنان را در اولویت قرار نمی‌ دهیم، به دلیل آرمان‌ های بُلَندی ست که مغفول مانده و فعلن از حذف آزادی‌ های سیاسی و دموکراسی و قانون‌ گرایی سخن می‌گوییم که بَر تارَک همه ی آن ها، تحقّق یک مساوات عجیب و مخوف، حیرت همه گان را بَرانگیخته است.

فهرست مصائب زنان در روند آزادی‌ خواهی و دموکراسی‌ طلبی ابعاد این مساوات مخوف را بَر مَلا می‌ کُنَد:

  • زنان و دانش جویان گم نام در بند
  • زنان روزنامه‌ نگار در بند
  • زنان وکیل و طرف داران حقوق بشر در بند
  • زنان مساوات‌ طلب و طرف داران حقوق مساوی زنان
  • زنان طرف دار حقوق کودکان
  • و زنان آزادی‌ خواه دیگری که در قلم روهای متفاوت مطالبات خود را بیان داشته‌ اَند و شربت مجازات را نوشیده‌اند.

امّا پیام بَر مصطفا (ص)، در تمام طول حیات درخشان و الاهی خود، رأفت خاصّی نسبت به زنان ابراز داشتند. اگر سیره ی پیام بَر (ص) رَه نمای مدّعیان اسلام است، به پا خیزید و یک‌ بار هم که شده پی رَوی از او را به اثبات رسانید … و رأفت محمّدی پیشه کُنید …

به یُمن و مبارکی بیست و دوّم بهمن، تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی، همه ی زندانیان سیاسی را آزاد کُنید … و این اقدام را با آزادی زنان زندانی کلید بزنید.

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 1:47 ق.ظ.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.