کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘دروغ

تفرقه افکنی؛ مراقب باشیم

با 2 دیدگاه

بحث هایی مطرح شده که شیخ مهدی کرّوبی احمدی نژاد را به عنوان ریاست جمهوری منتخب ملّت ایران به رسمیت می شناسد. این خبر در وهله ی نخست مرا بسیار نا امید کرد و می دانم دوستان بسیاری هم همین احساس را داشته یا دارند و احیانن دل ِ شان برای شهدا و آسیب دیده گان و اُسَرا به درد آمده و به کرّوبی توپیده اَند که چرا پشت مَردُم را خالی کرده و عقب نشَسته و از این قبیل.

پیش از ادامه ی بحث، اصل دو خبر را عینن بخوانید:

1. دروغ گزاری فارس:

حجّت الاسلام مهدي کرّوبي درباره ی قانوني بودن رياست جمهوري محمود احمدي نژاد گفت: «ریيس جمهور را به رسميت مي‌شناسم».

حجّت الاسلام مهدي كرّوبي در گفت و گو با خبر گزاري فارس در پاسخ به اين سؤال كه «آيا شُما رئيس جمهور قانوني و منتخب ملّت ايران را به رسميت مي‌شناسيد؟» اظهار داشت: «بنده اشكالات خود را هم چنان وارد مي دانم اما در خصوص سؤال شُما بايد بگويم بله، رئيس جمهور را نيز به رسميت مي‌شناسم».

2. سحام نیوز (پای گاه اطّلاع رسانی حزب اعتماد ملّی):

حسین کرّوبی فرزند مهدی کرّوبی در واکنش به خبر فارس نیوز به خبر نگار ما گفت: «آقای کرّوبی گفتند من کاملن بَر این عقیده که در انتخابات تقلّب روی داده و شبهه انگیز بوده محکم ایستاده اَم و اعتقاد دارم در شمارش آرا کاملن دخالت شده است، لیکن چون آقای خامنه ای حکم آقای احمدی نژاد را تنفیذ کردند به همین خاطر وی [احمدی نژاد] را رئیس دولت این نظام می دانم».

به زیرکی احمدی نژاد «رییس دولتِ این نظام» نامیده شده و تعمّدن نامی از «رییس جمهور منتخب ملّت» برده نشده. نیز، به جای عناوین پُر طَمطَراق برای نامیدن خامنه ای صرفن از او با عنوان «آقای خامنه ای» نام برده شده است. هم چنین دلیل پذیرش احمدی نژاد به عنوان رییس دولت (و نه رییس جمهور) امضای حُکم او توسّط خامنه ای عنوان شده و نه رأی مَردُم به او و این یعنی احمدی نژاد رییس دولت خامنه ای ست و نه رییس جمهور مَردُم.

می توانید برای تفریح بیش تَر این را هم بخوانید و کِیف کُنید که نظام ِ اسلامی برای نجات از سقوط به کجا رسیده که خبر را از سحام نیوز نَقل می کُند و متوجّه کنایه ی موجود در آن (رییس دولت) نمی شود، تا آن جا که حتّا این کنایه را در عنوان خبر هم ذکر می کُند و در عین حال بین مقدّمه ی خبر و شرح آن هم تناقض می آفریند! بخوانید:

حسين كرّوبي فرزند مهدي كرّوبي سخنان اِم روز وي را در گفت و گو با خبر گزاري فارس مبني بَر به رسميت شناختن ریيس جمهور منتخب مَردُم تأييد كرد.

به گزارش خبر نگار سرويس فضاي مجازي خبر گزاري فارس، پاي گاه اطّلاع رساني حزب اعتماد ملّي (سحام نيوز) نوشت؛ حسين كرّوبي فرزند مهدي كرّوبي در واكنش به موضع‌ گيري‌هاي شتاب‌ زده ی برخي از سايت‌هاي خبري نسبت به انتشار سخنان وي تأكيد كرد: «آقاي كرّوبي احمدي‌نژاد را ریيس دولت اين نظام مي‌داند».

من ماندم «واکنش به موضع گیری شتاب زده ی برخی از سایت های خبری» کجای خبر سحام نیوز بود و «به رسمیت شناختن رییس جمهور منتخب مَردُم» درست است یا «رییس دولت این نظام»؟!

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 26, 2010 در 2:02 ق.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

فرار شاه

با یک دیدگاه

چند وقت پیش در تاکسی نشَسته بودم و مطابق معمول در تاکسی بحث سیاسی جریان داشت. بحث به جمهوری اسلامی و پهلَوی رسید و نظرات متفاوتی از هر سو ابراز شد. من چیزی نمی گفتم و تنها گوش می دادم. از یک دید گاه (که گمانم راننده آن را بیان کرد) خیلی خوشم آمد. آن جمله این بود: «الهی محمّد رضا شاه با حضرت محمّد محشور بشه!». احتمال این که سی سال پس از سقوط جمهوری اسلامی نظیر این جمله در مورد خامنه ای یا هر شخص دیگری که در رأس این نظام هست بیان شود چه قدر است؟

مَردُم؛ شاد از خروج شاه

این تصویر هم تحریک آمیز است، نیست؟

می خواندم که در آستانه ی بهمن ماه و جشن های پیروزی انقلاب تله ویزیون تصاویری را از آن دوران که جنبه ی محرّک دارند پخش نخواهد کرد. این تصاویر شامل دستان خونین، خون های ریخته شده بَر زمین، حمله، تخریب، آتش سوزی، مبارزه های خیابانی، مقابله با نیروهای گارد، شعارنویسی، بَر عكس گرفتن عكس ‌ها، سنگر بندی وسط خیابان ها، ساخت كوكتل مولوتوف و حضور زنان و مردان در كنار یك دیگر در تظاهرات ها ست. هم چنین پخش برخی شعار های معروف نیز ممنوع شده و پخش نخواهند شد. احتمالن این ممنوعیت به سرود های پُر شور انقلابی نیز خواهد رسید. لابد فکر کرده اَند که با این کار تمام پارازیت ها و انسداد های اینترنت و محدودیت های رسانه ای و دروغ پراکنی های گسترده بی اثر می شود و همان فیلم های موبایلی اِم روز را تمام مَردُم می بینند، منتها با کیفیت پایین و قدیمی و سیاه و سفید و در ضمن سی سال عقب تَر! آن وقت ممکن است یک دفعه هوس کُنند (!) همگی یک بار دیگر همان کار را تکرار کُنند چون تمام ستم ها نعل به نعل دارد تکرار می شود.

هر روز روشن تَر از روز های پیش نزدیک شدن گام به گام حکومت به سقوط را می بینم. ترس از سقوط آن چنان در جای جای حکومت رخنه کرده که حتّا از تصاویر انقلابی که اینان به حکومت رسانده می ترسند. خودِ شان می دانند خون شهدای مظلومی که در راه آزادی ریخته شد و بخش اسلامی انقلاب آن را به نا حق برای خود مصادره کرد، خون آن ها که بیش تَر از آزادی های اجتماعی می خواستند و دوست داشتند آزادی سیاسی را نیز تجربه کُنند و خون های دیگر و ستم های دیگر و سَر کوب ها و شکنجه ها و باز داشت های دیگر بود که کمر پهلَوی را تا کرد. با این همه خون می ریزند و ستم می کُنند و همان اشتباهات محمّد رضای بی تدبیر را انجام می دهند؛ چه، از قدرت و سَر کوبِ شان مست اَند. نمی دانند همین خون نا بود کُننده را اکنون هم دارند می ریزند؟ نمی دانند ستم دامن ستم گر را خواهد گرفت؟ این طور به نظر می رسد که می دانند و گر نه از پخش این فیلم ها جلو گیری نمی کردند. می دانند مَردُم ظرفیت مشخّصی برای تحمّل ستم دارند و پس از آن خونِ شان به جوش می آید. این کار، یک نشانه ی آشکار از سقوط زود هنگام حکومت است. این کار یعنی آن چنان حکومت از مَردُم می ترسد که حتّا اجازه نمی دهد فیلم های انقلابی که خود زاییده ی آن انقلاب است پخش شود. یعنی آن قدر حکومت هراس دارد که نمی تواند اجازه دهد هر گونه تصویری که مَردُم را به فکر قیام می اندازد به آن ها نشان داده شود.

—–

محمّد رضا پهلَوی؛ خروج از ایران.

کَسی فکر می کرد شاهی که زیر دستانش پایش را در انظار می بوسیدند، روزی چنان خوار شود که از کشور بگریزد؟

اِم روز، بیست و ششم دِی ماه است؛ روزی که محمّد رضا پهلَوی از مملکت خارج شد. محمّد رضای مست از قدرتِ سَر کوب که گمان می کرد تنها راه نجات از سقوط سَر کوب و کُشتار است، با شدّت به این کار ها دست زد. به زندان انداخت، کتک زد، در 17 شهریور حمّام خون به راه انداخت، تجسّس کرد و هر چه از دستش بَر می آمد کرد تا «شاه» بمانَد. تاریخ نشان داد که نمی شود با این کار ها جلوی سیل خشم گین مَردُم ایستاد. او نتوانست حتّا با حکومت نظامی و آوردن تانک به خیابان جلوی سیل خشم گین مَردُم را بگیرد، جلوی مَردُم را با این کار های مضحک نظیر پخش نکردن فیلم های انقلاب می خواهند بگیرند؟ گاهی فکر می کُنم تا چه حد می توان بی عقل و ترسو و ضعیف رفتار کرد؟ یعنی این قدر می ترسند که کار را از سَر کوب به پخش نکردن چنین تصاویری رسانده اند؟ این قدر ترسو و ضعیف بودند و ما نمی دانستیم؟

روزی خواهد رسید که افراد نخست مملکت (یکی از بلایای جمهوری اسلامی تبدیل یک فردِ نخست مملکت – شاه – به چندین شاه کوچک بود که هر یک برای خود تصمیم می گیرند و نوعی «ملوک الطّوایفی» به راه انداخته اَند) در پیش گاه ملّت آزاده ی ایران محاکمه خواهند شد. این یک قانون طبیعی است و گریزی از آن نیست. «تاج» با آن شکوه از دست مَردُم گریخت، «عمّامه» که تازه چند صباحی ست شکوهی باسمه ای به دست آورده که جای خود دارد! همان گونه که اِم روز گروه کثیری از مَردُم اذعان دارند که پهلَوی به مملکت خدمت کرد و تنها ایرادش بستن فضای سیاسی بود و جمهوری اسلامی به مملکت خیانت کرد و تنها فایده اش چند سال نخست دوران اصلاحات بود که کمی آزاد بودیم، روزی خواهد رسید که این قضاوت جنبه ی واقعی به خود خواهد گرفت و سَران نظام جمهوری اسلامی در پیش گاه عدالت به سزای اعمالِ شان خواهند رسید. اَبَدَن هم با این کار های خنده دار نمی توان از این قانون طبیعی فرار کرد.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 16, 2010 در 12:44 ب.ظ.

دروغ گویی فرمان دِه انتظامی استان قزوین!

دیدگاهی بگذارید »

حمله

این ها گفته های فرمان دِه انتظامی استان قزوین پس از حمله ی مسلّحانه به شیخ مهدی کرّوبی در سفرش به قزوین است که با تلخیص از دروغ گُزاری فارس نَقل می شود. اصل خبر در این جا قابل دست رسی ست.

در اين ميان نه تنها درگيري وجود نداشت بَل كه با تدابير انديشيده شده حتّا يك گلوله نيز تيراندازي نشد و تجمّع اعتراضي، بدون تنش پايان يافت…برخي كه به دنبال دروغ‌ پراكني و شايعه‌ سازي هستند با اظهارات غير واقعي و كاذب از تير اندازي به سوي خود روي كرّوبي سخن مي‌گويند حال آن كه هيچ يك از حاضران در تجمّع مذكور نه تنها تير اندازي به خود روي كروبي را تأييد نمي‌ كُنند بَل كه هيچ گونه تير اندازي ای را تأييد نمي‌ كُنند…نه تنها هنگام خروج كرّوبي بَل كه از ابتداي تجمّع تا پايان هيچ گلوله‌ اي چه از سوي نيرو هاي پليس و يا افراد ديگر شلّيك نشده است و اين ادّعا شايعه و دروغ‌ پراكني ای بيش نيست.

حمله

حمله

شیخ هم دی شب در خانه ی عماد الدّین باقی گفته: «اين نوع اقدامات نه تنها در اراده ی وي خللي ايجاد نمي كُنَد بَل كه عزمش را در احقاق حقوق معطّل مانده ی مَردُم جدّي تَر مي كُنَد» و به گردانندگان جريان تماميت خواه اعلام کرد كه: «تا آخرين قطره خون ازاين راه و هدف مقدّس برنخواهد گشت» و این گونه اقدامات را جاهلانه خوانده. هم چنین به خاطر اهمال محافظانش در محافظت از وی، تیم محافظانش را مرخص کرده! من هر بار فکر می کُنم نهایت شجاعتش را دیده ام ولی می بینم نه، باز هم شجاع تَر از پیش رفتار می کُنَد و درس شجاعت به ما می دهد. درود بَر تو شیخ! (عکس ها از این جا بَرداشته شده اَند)

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 9, 2010 در 10:58 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.