کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘روح الله خمینی

متن کامل نامه ی سیّد حسن خمینی به عزت الله ضرغامی

با 3 دیدگاه

بسمه تعالی

جناب آقای عزت الله ضرغامی

رییس سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی

با تبریک سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، لازم است نکاتی را پیرامون برنامه‌های صدا وسیمای جمهوری اسلامی در ایام دهه فجر یادآوردی نمایم. خوش داشتم این مطالب را مثل سابق و به طور شفاهی متذکر شوم ولی احساس می‌کنم اثر سخنان شفاهی کم شده و عمق تاثیرگذاری برنامه‌های تلویزیون به گونه‌ای است که محتاج تذکر کتبی است.

چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف‌آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی (س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسیله آن‌چه در این برنامه پخش می‌شود، شخصیت واقعی امام را نمی‌شناسد و تنها با شخصیت دست ساخته‌ صداوسیما آشنا می‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقیقت امام که به فرموده‌ رهبری انقلاب همه هویت جمهوری اسلامی است، فاصله دارد.

در شرایطی که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌های بیگانه، هر لحظه چهره‌ای خشن و غیرانسانی و صد البته غیرواقعی از انقلاب شکوهمند اسلامی می‌سازند، انتظار بیهوده‌ای نیست اگر چشم انتظار تبیین شخصیت جامع امام و امت امام در صداوسیما باشیم و ابعاد بلند معرفتی و ماهیت انسانی انقلاب را که بی‌شک در میان همه انقلاب‌های قرن حاضر، بیشترین ارزش‌های اسلامی و بشر دوستانه را آفریده، تصویر نماییم.

جای تاسف است که در صداوسیما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ی به جوهره اسلامی و روح بلند مذهب شیعه اثنی عشریه آفریده شد، چشم پوشیده می‌شود و بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ نمایی غلط و تحریف گونه قضایای گذشته همت می‌گمارید و به غلط درصدد مشابه‌سازی تاریخی هستید.

اینجانب جناب‌عالی را از علاقمندان امام راحل می‌شناسم و به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به این اشتباه فاحش صداوسیما و تصمیم گیرندگان چنین موضوعاتی، اعتراض جدی دارم و معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته‌های زندگی امام را بیان کنند.

امیدوارم احتیاجی به تصدیع بیشتر نباشد و دوستان واقعی امام وظیفه خویش را در قبال امام و تحلیل انقلاب اسلامی به انجام برسانند.

سید حسن خمینی

88/11/15

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 7, 2010 در 7:47 ب.ظ.

بیانیه ی ستاد 88 در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

بسم الرّب الصّدّیقین

به نام خدای راست گویان

«ما اميد داريم که ايران اوّلين کشوري باشد که کوچک ترين فرد ايراني بتواند آزادانه و بدون وجود کم ترين خطر به بالا ترين مقام حکومتي انتقاد کُنَد و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد» (آیت الله خمینی؛ صحيفه ی نور، جلد پنجم، صفحه ی 532)

سي و يکمين سال گَرد انقلاب اسلامي را در شرايطي گرامي مي داريم که آن چه در روز هاي پس از کودتاي انتخاباتي اخير بَر اين سَر زمين رَفته است، در تبايُن آشکار با آرمان هاي بنيان گذار کبير انقلاب اسلامي قرار دارد.

حکومتي که آیت الله خمینی بنيان گذاشت، قرار بود که بزرگ ترين نگاه بان خواست و مطالبات مَردُمي باشد. قرار بود تجسّمي عيني از حکومت عدل علي (ع) باشد که در آن حاکم اسلامي، مرگ خويش را به خاطر باز شدن خلخالي از پاي زني يهودي در قلم رو حکومتش روا مي داند. قرار بود مصداق «اسلامي» باشد که به گفته ی آیت الله خمینی در آن «ديکتاتوري اصلن وجود ندارد». قرار بود در آن «شخص اوّل حکومت اسلامي با آخرين فرد مساوي باشد». انقلاب ما قرار بود پايه گذار حکومتي باشد که به گفته ی بنيان گذار کبيرش «بدون رضايت مَردُم هيچ اساس ندارد». امّا در سي و يکمين سال گَرد انقلاب عظيم مَردُم ايران براي نِيل به آزادي و سَر نگوني ديکتاتوري فردي، مردان انقلاب، ياران و هم راهان آيت الله خميني تنها به جرم اين که به تأسّي از امام کبير انقلاب، به نا ديده گرفته شدن خواست و مطالبات جامعه از سوي حاکميت اعتراض کرده بودند، به بند کشيده شده اَند و فرزندان خميني ِ کبير، اينک به جرم فرياد کردن آرمان هاي بنيادين انقلاب و آموزه هاي پدر معنوي خود، در گوشه ی زندان ها به سَر مي بَرند و خون جوانان اين سَر زمين، تنها به جرم پي گيري اصل اصيل باور هاي رَه بَر کبير انقلاب در «ميزان» بودن رأي ملّت، به زمين ريخته مي شود و درد ناک تَر آن که اين فجايع از سوي کَساني صورت مي گيرد که شعار «وا اماما»ی شان، گوش ها را سخت مي آزارد. تشنه گان قدرت، اِم روز برای التیام این عطش سیری نا پذیرخود راهی جز اتّکا به سَر کوب خواست عمومی جامعه ، دست یازیدن به شیوه هایی چون اعدام های عجولانه با هدف ارعاب مَردُم و سپردن زمام امور به دست عناصر بی هویت و سَر سپرده نمی یابند و این اراده ی شوم، سَر نوشتی جز تباهی برای سَر زمین ِ مان در بَر نخواهد داشت و اعتراض به همین شیوه های قدرت طلبانه است که قدرت طلبان و چاکران قدرت را چنین بَر آشفته است.

22 بهمن، به عنوان سال روز پيروزي خون بر ديکتاتوري فردي سلطنتی، سال روز استيلاي ستم دیده بَر ستم گر، سال روز سَر نگوني رژيم مطلقه و جاي گزيني حکومتي مبتني بر خواست عمومي جامعه، نمادي ست از مبارزه ی هميشه گي ملّت آگاه ايران براي نِيل به آزادي و دموکراسي که «آزادي»، سوداي جاودان مَردُم ايران، از مشروطه تا اِم روز بوده است.

بيست و دوّم بهمن هشتاد و هشت به عنوان سَمبُلی از اين مبارزه ی هميشه گي مَردُم ايران، به روزي تاريخي در نفي آن چيزي تبديل خواهد شد که هيچ نامي جز انحراف از آرمان هاي هويت بخش انقلاب 57، بَر آن نمي توان نهاد. در راه پیمایی 22 بهمن حضور خواهیم داشت تا مسیری را که پدران ِ مان متجاوز از 3 دهه پیش به پیشوایی خمینی، در رویارویی با استبداد علنی پیمودند، بپیماییم و یک بار دیگر مرگ دیکتاتوری، آزادی زندانیان سیاسی، طَرد دولت بی هویت و غارت گر بیت المال و حفظ شأن روحانیت معظّم و شخصیت های محبوب ملّی را خواستار شَویم.

ستاد ملّي جوانان حامي خاتمي و موسوي، ضمن تسلیت اربعین حسینی با دعوت از عموم مَردُم ايران براي حضور در راه پيمايي 22 بهمن و اعتراض به انحراف انقلاب از پايه هاي هويتي آن، با تأکيد مجدّد بَر به رسميت نشناختن دولت کودتا، از مَردُم آگاه مي خواهد که در اعتراض به آن چه که در روز هاي پس از کودتاي انتخاباتي خرداد 88 بَر اين سَر زمين رَفته است، در راه پيمايي اِم سال حضوری اعتراضی داشته باشند و نفی دیکتاتوری عریان و باز گشت به اصول هویتی انقلاب سال 57 را فریاد کُنند.

ستاد ملّي جوانان حامي خاتمي وموسوي (ستاد 88)

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 6, 2010 در 2:37 ق.ظ.

اسلام را وارونه نشان ندهید!

با یک دیدگاه

(توضیح: این ها بخشی از سخنان روح الله خمینی در دیدار با گروهی از مَردُم و پاس داران کرج است که در تاریخ نُهُم خُرداد ماه 1358 در روز نامه ی اطّلاعات چاپ شده.)

اکنون که جمهوری اسلامی بَرقرار شده، خطر زیاد است. برای قشر روحانیت خطر از همه بیش تَر است – برای این که این ها نمونه ای از اسلام هستند برای سایر قشر ها – و مَردُمِ دیگر هم برایِ شان همین معنی وجود دارد. یک وقت طوری نشود که کمیته ها و پاس داران و سایر قشر ها در سَر تا سَر کشور خودِ شان را آزاد بدانند که هر کاری می خواهند بکُنند و هر طوری که می خواهند رفتار کُنند، این است که اگر کمیته ها روی موازین اسلامی عمل نکُنند و اگر دولت و ارتش با دقّت عمل نکُنند و اعمالِ شان را با اسلام تطبیق ندهند، یک صورتِ زشتی از اسلام در خارج منعکس می شود و می گویند حالا هم که دولت اسلامی شده، حالا هم که جمهوری اسلامی شده است، پاس دار های اسلامی می ریزند خانه های مَردُم را غارت می کُنند. در یک مورد که این کار انجام شود کافی ست که بگویند همه می کُنند، وقتی دو مورد واقع بشود که بی جهت به خانه های مَردُم بریزند و غارت گری بکُنند، کافی ست که بگویند پاس داران اسلامی کارِ شان غارت گری ست. اگر در یک یا دو کمیته در محلّی بَر خلاف مقرّرات شرع عمل بشود کافی ست که بگویند کمیته های اسلامی هم خلاف مقرّرات عمل می کُنند. اگر در دو مورد بَر خلاف مقرّرات اسلام کَسی زندانی شود کافی ست که بگویند حبس اسلام هم مثل حبس ساواک می باشد. الآن یک تکلیف بسیار بزرگی به عهده ی همه ی ما ست. من که یک طلبه هستم و شُما آقایان همه با هم تکلیف داریم که کوشش کُنیم وجهه ی اسلام را آن طور که هست نمایش دهیم نه آن طور که خلفایی مثل معاویه و یزید و بسیاری از خلفای اُمَوی و بنی عبّاس جلوه می دادند. الآن ما در یک امتحان بزرگ واقع هستیم، الآن خدا ما را امتحان می کُنَد که آیا ما در این زمان که پُست و قدرتی به دستِ مان آمده است، چه می کُنیم؟ آیا ما همان انسانی هستیم که قبلن بودیم، یا طبق مقرّرات عمل می کُنیم؟ اسلام را جوری نمایش ندهیم که بگویند اسلام این است، خدای نخواسته در قشر معمّمین و علما مطلب خلافی واقع نشود که مَردُم بگویند نمایندگان اسلام این ها هستند، نمایندگان اسلام هم بَر خلاف اسلام عمل می کُنند، این مثل سایر گناهان نیست، این یک گناه بزرگی ست که ما اسلام را در خطر انداخته ایم و اسلام را بَر خلاف آن چه که هست نمایش داده ایم و به خاطر همین من از همه ی کمیته ها، از همه ی پاس داران، از همه ی معمّمین و اهل منبر و محراب و همه ی مسلمان ها با کمال عجز و تواضع استدعا می کُنم که این اسلام را که الآن به دست شما افتاده است وارونه نشان ندهید، همان طورکه هست عرضه کُنید. این مسئله مهم است و آقایان توجّه کُنند و همه ی ملّت موظّف اَند که بَر این مطلب نظارت کُنند، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم  و کج گذاشتم ملّت موظّف است که بگوید پاست را کج گذاشتی، متوجّه باش و خودت را حفظ کُن. با رَفتن شاه ظلم تمام نمی شود، اگر بنا باشد که ظالم ها بروند و ما یک دسته ی دیگر جای آنان بنشانیم و همان کار ها را به اندازه ای که قدرت داریم انجام بدهیم آن وقت ما هم همان رژیم هستیم. وضع شهر بانی باید تغییر کُنَد، نه این که فقط لفظش تغییر بکُند وضعش هم همان طور، ارتش ها، وزارت خانه ها، ادارات همین طور باشد. بازار هم همین طور باشد، بازار باید اسلامی باشد نه بازار چپاول گری و قاچاق.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 17, 2010 در 1:15 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.