نوشتههای برچسب خورده با ‘قوّه ی قضاییه’
بیانیه ی جبهه ی مشارکت در مورد اعدام های اخیر
(جبهه ی مشارکت پیش قدم شد و بیانیه ای در مورد این اعدام ها صادر کرد (در واقع این بیانیه نامه ای به رییس قوّه ی قضاییه است) و با طرح شبهه هایی تلویحن این اعدام ها را محکوم کرد و در ضمن حرف های خودش را هم زد – سیاسی کاری دست گاه قضایی و لزوم آزادی زندانیان و غیره -. اکنون نوبت مهندس موسوی ست که انسانیت و هم راهی اش با جنبش سبز را به اثبات برساند و با صدور بیانیه ای این اعدام های غیر قانونی را محکوم کُنَد.)
جناب آقای لاريجانی
رييس محترم قوّه ی قضاییه
با سلام
خبر اعدام 2 تن از زندانيان با اتّهام مجاربه موجی از حيرت و تعجّب در ميان شهر وندان ايرانی را بَرانگِیخت و در زمانی که فضای سياسی ملتهب کشور اميد وار به زدودن ابر های تيره ی نفرت و کينه می شد اين اقدام شائبه ی اثر پذيری دست گاه قضا را از تند روانی که ثابت کرده اَند به هيج وجه خواهان آرامش فضای سياسی کشور نيستند، تقويت کرد.
دست گاه قضا که به خاطر رفتار های شبهه ناک و غیر قانونی خود در بَرخورد با نيرو های سياسی خوش نام و خدوم که به نا حق و ظالمانه پس از انتخابات اخير باز داشت و زندانی شده اَند سخت در مظان اتّهام سياسی کاری و خروج از دايره ی عدل و انصاف قرار گرفته است اينک با صدور احکام شبهه ناک اعدام برای 9 تن و اجرای عجولانه ی آن برای 2 تن دیگر بيش از پيش مورد سؤال واقع خواهد شد.
حُکم اعدام برای هر کَسی که صادر شود مايه ی تأسّف است فارغ از اين که شخص مجرم واقعن مستحقّ چنين مجازاتی باشد یا خير، و ما بدون اين که ذرّه ای قرابت فکری يا عملی با اين افراد داشته باشيم اِم روز نگران آن هستيم که قوّه ی قضاييه تحت تأثير تريبون هايی که هر روز و شب فرمان خون ريزی و اعدام بيش تَر صادر مي کُنند قرار گيرد.
شُما نيک می دانيد که حُکم اعدام تنها حُکمی ست که در صورت اجرا غير قابل جبران است و لذا قانون گذار عامدانه با طرّاحی بوروکراسی طولانی از صدور حُکم تا اجرای آن کوشيده است تا امکان خطا در صدور چنين حُکمی را به حدّ اقل کاهش دهد و لذا اجرای عجولانه ی حُکم اعدام آقايان رحمانی پور و علی زمانی جای سؤال و ابهام فراوان دارد.
به هر حال اينک که اين جوانان طبعن با توشيح جناب عالی اعدام شده اَند لازم است برای روشن شدن اذهان عمومی که سخت ملتهب است و به خصوص طرف داران انقلاب اسلامی که چنين رفتاری را با اساس انقلاب مغاير می دانند جهت تنوير افکار عمومی و زدودن شائبه های موجود و خنثا کردن تبليغاتی که اساس نظام را هدف قرار داده است و بيش از همه حيثيت خودِ قوّه ی قضاييه را در معرض خطر قرار داده است به سؤالات فراوانی که ايجاد شده است و ما بخشی از آن ها را باز گو می کُنيم پاسخ دهيد تا چنان چه صدور و اجرای اين احکام منطبق بر قانون و عادلانه بوده است آرامش به فضای سياسی باز گردد و چنان چه معلوم شود خدای نا خواسته اين احکام نا درست بوده است از هم اکنون مشخّص نماييد چه کَسی مسؤليت این فاجعه را خواهد پذيرفت تا ديگر نيازی به تشکيل کميته های ويژه نظير جنايت کَه ريزک نباشيم.
1 – آن افراد در چه زمانی دست گير شده اَند؟ و علّت دست گيری آن ها چه بوده است؟
2 – اين افراد که طبق قرائن چند ماه قبل از انتخابات دست گير شده اَند با چه منطقی در داد گاه حوادث انتخابات شرکت داده شده اَند؟ و اعترافات آن ها چه ارتباطی با انتخابات داشته است؟
3 – نحوه ی اخذ اعترافات از آن ها چه گونه بوده است؟ و غیر از اعترافات چه مدارک مستند و محکمه پسندی در اثبات جرائم آن ها وجود دارد؟
4 – آيا مراحل قانونی داد رسی عادلانه در مورد آن ها رعايت شده است؟ آيا به وکيل تعيينی دست رسی داشته اَند؟ آيا وکيل آن ها توانسته است با آن ها ملاقات کُنَد؟ آيا فرصت کافی برای مطالعه ی پرونده به متّهمان و وکلای آن ها داده شده است؟
5 – آيا ادّعای موجود در مورد فريب متّهمان توسّط باز جويان و وعده ی سَبُک شدن حُکم در صورت ارائه ی اعترافات ساخته گی صحت دارد؟ و اگر چنين باشد آيا اساس چنين داد گاهی مخدوش نمی باشد؟
6 – آيا اعتراف در داد گاه نمايشی با کار گردانی متّهم اصلی جنايت کَه ريزک که خودِ مسئولان جديد قضايي از معترضين اصلی آن بوده اَند می تواند به عنوان مبنايي برای صدور چنين احکام سنگينی قرار گيرد؟
7 – آيا حدّ اقلّ رأفت اسلامی در مورد اين متّهمان و خانواده ی آن ها يعنی امکان بَرگزاری آخِرين ديدار آن ها قبل از اجرای حُکم فراهم شده است؟
جناب آقای لاريجانی
اين سؤالات و شايد ده ها سؤال ديگر که بی پاسخ مانده، سبب شده است که افکار عمومی صدور و اجرای چنين احکامی را امری سياسی و بدون منطق حقوقی و خدای نا کرده تحت فشار های سياسی و به منظور ايجاد رُعب تلقی کُنند.
جناب آقای لاريجانی
ما شائبه ی آن را داريم که در صدور و اجرای اين احکام اصول متعدّد قانون اساسی و از جمله اصول 168، 32، 35، 38، 165 و بسياری از موادّ آيين داد رسی کیفری يک سره نا ديده گرفته شده است و عدم پاسخ گويی به اين ابهامات سبب خسارات غير قابل جبران برای کشور و نظام خواهد شد.
من آن چه شرط بِلاغ است با تو می گويم تو خواه از سخنم پند گير و خواه مَلال
جبهه ی مشارکت ایران اسلامی
10 بهمن 1388
حماسه ی مجید توکّلی در بی داد گاه؛ اطّلاع رسانی کُنید!
(من: وبلاگ «سال های سبز» در نخستین نوشته اش، روایتی خواندنی از جلسه ی داد گاه «مجید توکّلی» منتشر کرده که آن چنان غرور آمیز است که بی اختیار اشک را از چشم جاری می کُند. این حماسه و قهرمانش – مجید توکّلی – آن قدر بزرگ اَند که نباید کَسی بمانَد که از این شجاعت و دل آوری آگاه نباشد. من آن روایت را نَقل می کُنم و چون اعتقاد دارم این روایت بسیار نزدیک به واقعیت است بخش های انتهایی آن را که نگارنده سوگند یاد کرده این نوشته عین حقیقت است نمی آورم و در ضمن اندکی هم متن را ویرایش کرده اَم که امید وار اَم نویسنده دل گیر نشود.)
قضيه از اين قرار است كه چند روز پيش يكي از هم سايه گان ِ مان كه نمي خواهم حتّا شغلش را بگويم تا مشكلي براي پسرش پيش نيايد و به اين بسنده مي كُنم كه اصلن سياسي نيست، داشت برايم دردِ دل مي كرد و با تأثّري عجيب از اتّفاقي كه چند روز پيش فرزندش شاهد آن بوده است صحبت مي كرد. او مي گفت فلاني پسرم تعريف مي كرد كه چند روز پيش در شعبه ی 15 [داد سرا] بوديم كه سه تا از دست گير شده گان جنبش سبز را پيش قاضي صلواتي آوردند. از اين سه نفر دو نفر ِ شان را نمي شناختم امّا سومي را مي گفتند كَسي است كه چادر سَرش كرده و شعار مي داده كه موقع فرار كردن او را گرفته اَند (فهميدم اين شخص سوم همان مجيد توكّلي بوده است). هم سايه ی مان ادامه داد كه پسرش گفته است وقتي آن كه چادر سَرش کرده بود آمد جلوي قاضي و قاضي از او پرسيد اتّهامات را قبول دارد يا نه، مَرد با صداي بُلَند و در حالي كه سينه اش را صاف كرده بود گفت: «من وجدان نداشته ی همه شما ها را در اين بي داد گاه بزرگ گواه مي گيرم كه به آن چه كرده اَم و آن چه شما نگذاشتيد تمامش كُنم افتخار مي كُنم». قاضي گفت: «مي خواستي چه كار كُني؟». گفت: «مي خواستم رو سياهي بزرگِ تان را به ملّت ثابت كُنم». هم سايه ی مان از قول پسرش مي گفت كه قاضي گفت: «اين مزخرفات را نمي خواهد ادامه بدهي!»، كه مجيد توكّلي عكس خامنه اي را نشان داد و گفت: «مزخرف آن چهره ی بالاي سَرِ تو ست كه نوكري اش را مي كُني، مزخرف آن نظام دروغين و آلوده ی شُما ست!» كه قاضي گفت: «دهنت را ببند!» و داد زد: «بندازيدش بيرون!». نفر دوم جوانكي بود كه وقتي قاضي صلواتي به او گفت: «مي خواستيد چه كاركُنيد در روز عاشورا؟» گفت: «آقاي قاضي مي خواستيم…» و دراين لحظه به سَمت قاضي يورش بُرد و يقه ی قاضي صلواتي را گرفت كه بزند! هياهويي عجيب بُلَند شد و طَرَف را در داد گاه گرفتند زير مشت و لگد. هم سايه ی مان اين را كه تعريف مي كرد گفت به پسرم گفته اَم اين را براي هيچ كَس تعريف نكُند امّا خودم دلم نيامد و نتوانستنم پيش اين و آن نگويم چون با خودم گفتم آن بنده ی خدا كه اين جور از جانش گذشته چه قدر الآن دلش مي خواسته كه بقيه بدانند چه طور جلوی این ها ایستاده… هم سايه چيز هاي ديگري هم گفت كه متأسّفانه اگر بگويم نا خواسته مشخّصاتش معلوم مي شود. بنا بَر اين به همين بسنده مي كُنم… و اميد وار اَم توكّلي هر جا كه هست بشنود كه اين دل آوري اش انعكاس يافت.
درخواست آزادی مجید توکّلی؛ امضا کُنید!
مجید توکّلی در روز دانش جوی اِم سال در دانش گاه امیر کبیر سخن رانی کَرد و پس از آن باز داشت شد. اقدام پَست حکومت – پوشاندن لباس زنانه بَر تَن او – باعث شد عدّه ی زیادی با لباس زنانه – عمدتن رو سَری – عکس وفیلم منتشر کُنند. امّا در این میان آن چه زیاد مورد توجّه واقع نشد آزادی مجید توکّلی بود و اکثرن به بحث حجاب اجباری توجّه کردند. من در یاد داشتی نوشتم که طبق معمول سوراخ دعا را گُم کرده ایم و به جای آن که هدفِ مان آزادی او باشد برای مخالفت با حجاب اجباری و بیان این که حجاب اَبَدَن مایه ی شرم ساری نیست که پوشاندن لباس زنانه بَر تَن یک اَبَر مَرد بخواهد شأن او را بکاهد حرکتی صورت داده ایم.
در این مدّت اقدامی برای آزادی اش صورت نگرفت امّا اکنون نامه ای نوشته شده خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوّه ی قضاییه. در این نامه اشاره شده که انتقاد حقّ دانش جو ست و دانش گاه باید از تعرّض بیگانه مصون باشد و درخواست شده مجید توکّلی آزاد شود. نامه نسخه ی انگلیسی هم دارد.
این نامه امکان امضا دارد، بنا بَر این اگر دانش گاهی (دانش جو، استاد یا فارغ التّحصیل) هستید در امضای آن تا این سایت مسدود نشده درنگ نکُنید. ضمنن دیگران را هم با خبر کُنید؛ قدرت این نوع درخواست ها در تعداد امضا هایی ست که پایِ شان هست. همین طور اگر نسخه ای از آن را در دانش گاه بچرخانید و استاد هایِ تان هم آن را امضا کُنند که چه بِه تَر! طبیعتن هر چه تعداد امضا ها از داخل کشور بیش تَر باشد تأثیر بیش تَری خواهد داشت.
درنگ نکُنید!
