کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘مجید توکّلی

حماسه ی مجید توکّلی در بی داد گاه؛ اطّلاع رسانی کُنید!

با 3 دیدگاه

تا پیروزی نهایی ایستاده ایم!

راه مجید توکّلی ِ اَبَر مَرد تا آخِر ادامه دارد...

(من: وبلاگ «سال های سبز» در نخستین نوشته اش، روایتی خواندنی از جلسه ی داد گاه «مجید توکّلی» منتشر کرده که آن چنان غرور آمیز است که بی اختیار اشک را از چشم جاری می کُند. این حماسه و قهرمانش – مجید توکّلی – آن قدر بزرگ اَند که نباید کَسی بمانَد که از این شجاعت و دل آوری آگاه نباشد. من آن روایت را نَقل می کُنم و چون اعتقاد دارم این روایت بسیار نزدیک به واقعیت است بخش های انتهایی آن را که نگارنده سوگند یاد کرده این نوشته عین حقیقت است نمی آورم و در ضمن اندکی هم متن را ویرایش کرده اَم که امید وار اَم نویسنده دل گیر نشود.)

قضيه از اين قرار است كه چند روز پيش يكي از هم سايه گان ِ مان كه نمي خواهم حتّا شغلش را بگويم تا مشكلي براي پسرش پيش نيايد و به اين بسنده مي كُنم كه اصلن سياسي نيست، داشت برايم دردِ دل مي كرد و با تأثّري عجيب از اتّفاقي كه چند روز پيش فرزندش شاهد آن بوده است صحبت مي كرد. او مي گفت فلاني پسرم تعريف مي كرد كه چند روز پيش در شعبه ی 15 [داد سرا] بوديم كه سه تا از دست گير شده گان جنبش سبز را پيش قاضي صلواتي آوردند. از اين سه نفر دو نفر ِ شان را نمي شناختم امّا سومي را مي گفتند كَسي است كه چادر سَرش كرده و شعار مي داده كه موقع فرار كردن او را گرفته اَند (فهميدم اين شخص سوم همان مجيد توكّلي بوده است). هم سايه ی مان ادامه داد كه پسرش گفته است وقتي آن كه چادر سَرش کرده بود آمد جلوي قاضي و قاضي از او پرسيد اتّهامات را قبول دارد يا نه، مَرد با صداي بُلَند و در حالي كه سينه اش را صاف كرده بود گفت: «من وجدان نداشته ی همه شما ها را در اين بي داد گاه بزرگ گواه مي گيرم كه به آن چه كرده اَم و آن چه شما نگذاشتيد تمامش كُنم افتخار مي كُنم». قاضي گفت: «مي خواستي چه كار كُني؟». گفت: «مي خواستم رو سياهي بزرگِ تان را به ملّت ثابت كُنم». هم سايه ی مان از قول پسرش مي گفت كه قاضي گفت: «اين مزخرفات را نمي خواهد ادامه بدهي!»، كه مجيد توكّلي عكس خامنه اي را نشان داد و گفت: «مزخرف آن چهره ی بالاي سَرِ تو ست كه نوكري اش را مي كُني، مزخرف آن نظام دروغين و آلوده ی شُما ست!» كه قاضي گفت: «دهنت را ببند!» و داد زد: «بندازيدش بيرون!». نفر دوم جوانكي بود كه وقتي قاضي صلواتي به او گفت: «مي خواستيد چه كاركُنيد در روز عاشورا؟» گفت: «آقاي قاضي مي خواستيم…» و دراين لحظه به سَمت قاضي يورش بُرد و يقه ی قاضي صلواتي را گرفت كه بزند! هياهويي عجيب بُلَند شد و طَرَف را در داد گاه گرفتند زير مشت و لگد. هم سايه ی مان اين را كه تعريف مي كرد گفت به پسرم گفته اَم اين را براي هيچ كَس تعريف نكُند امّا خودم دلم نيامد و نتوانستنم پيش اين و آن نگويم چون با خودم گفتم آن بنده ی خدا كه اين جور از جانش گذشته چه قدر الآن دلش مي خواسته كه بقيه بدانند چه طور جلوی این ها ایستاده… هم سايه چيز هاي ديگري هم گفت كه متأسّفانه اگر بگويم نا خواسته مشخّصاتش معلوم مي شود. بنا بَر اين به همين بسنده مي كُنم… و اميد وار اَم توكّلي هر جا كه هست بشنود كه اين دل آوري اش انعكاس يافت.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 25, 2010 در 1:51 ق.ظ.

خبر فوری؛ حُکم مجید توکّلی

با 11 دیدگاه

(نَقل از صفحه ی فیس بوک علی توکّلی، برادر مجید توکّلی)

روز سه‌ شنبه شعبه ی 15 داد گاه انقلاب حُکم مجید توکّلی را اعلام کَرد: در مجموع 8 سال و نیم زندان (5 سال برای اجتماع و تبانی، 1 سال برای تبلیغ علیه نظام، 2 سال برای توهین به رَه بَری، 6 ماه برای توهین به رییس‌جمهور)، 5 سال ممنوعیت فعالیت سیاسی، 5 سال ممنوع‌ الخروج از کشور.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 20, 2010 در 2:07 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با

درخواست آزادی مجید توکّلی؛ امضا کُنید!

با یک دیدگاه

مجید توکّلی در روز دانش جوی اِم سال در دانش گاه امیر کبیر سخن رانی کَرد و پس از آن باز داشت شد. اقدام پَست حکومت – پوشاندن لباس زنانه بَر تَن او – باعث شد عدّه ی زیادی با لباس زنانه – عمدتن رو سَری – عکس وفیلم منتشر کُنند. امّا در این میان آن چه زیاد مورد توجّه واقع نشد آزادی مجید توکّلی بود و اکثرن به بحث حجاب اجباری توجّه کردند. من در یاد داشتی نوشتم که طبق معمول سوراخ دعا را گُم کرده ایم و به جای آن که هدفِ مان آزادی او باشد برای مخالفت با حجاب اجباری و بیان این که حجاب اَبَدَن مایه ی شرم ساری نیست که پوشاندن لباس زنانه بَر تَن یک اَبَر مَرد بخواهد شأن او را بکاهد حرکتی صورت داده ایم.

در این مدّت اقدامی برای آزادی اش صورت نگرفت امّا اکنون نامه ای نوشته شده خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوّه ی قضاییه. در این نامه اشاره شده که انتقاد حقّ دانش جو ست و دانش گاه باید از تعرّض بیگانه مصون باشد و درخواست شده مجید توکّلی آزاد شود. نامه نسخه ی انگلیسی هم دارد.

این نامه امکان امضا دارد، بنا بَر این اگر دانش گاهی (دانش جو، استاد یا فارغ التّحصیل) هستید در امضای آن تا این سایت مسدود نشده درنگ نکُنید. ضمنن دیگران را هم با خبر کُنید؛ قدرت این نوع درخواست ها در تعداد امضا هایی ست که پایِ شان هست. همین طور اگر نسخه ای از آن را در دانش گاه بچرخانید و استاد هایِ تان هم آن را امضا کُنند که چه بِه تَر! طبیعتن هر چه تعداد امضا ها از داخل کشور بیش تَر باشد تأثیر بیش تَری خواهد داشت.

درنگ نکُنید!

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 19, 2010 در 11:58 ق.ظ.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.