کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘محرّم

اربعین شهدای سبز

دیدگاهی بگذارید »

عاشورای 61 هجری بَر زمینه ای از عاشورای 1388 هجری

عاشورا؛ غیر از نام ها چیز دیگری دگر گون شده؟

فردا – جمعه، شانزدهم بهمن ماه – چهلّمین روز شهادت مظلومانه ی تعدادی از هم وطنان ِ مان در عاشورای خونین است. با شنیدن نام «چهلّم»، نا خود آگاه یادِ چهلّم های پیاپی سال 1356 می افتم که هر کدام در بزرگ داشت شهدای شهر دیگری صورت می گرفت و هر کدام هم با به خاک و خون کشیدن مَردُم هم راه بود. چهلّم های تضعیف کُننده پهلَوی از تظاهرات قم شروع شد که عدّه ای در آن شهید شدند و چهلّم شهادت تظاهرات کُننده گان قم در تبریز بَرگزار شد و سَر کوب باعث چهلّم دیگری شد این چهلّم ها و سَر کوب ها و کُشتار ها باعث ضعیف شدن شاه و دست گاهش شد. آن موقع هم اگر شاه به حرف مَردُم گوش می داد روزی مجبور نمی شد از مملکتی که خودش پادشاهش بود خارج شود. اکنون هم چنین چهلّمی فرا رسیده و باید هر چه پُر شکوه تَر بَرگزار شود تا حکومت بداند خون شهید پای مال نخواهد شد.

ضمنن، امید وار اَم آغای «ولی امر مسلمین جهان» (زرشک!) هر چه زود تَر و پیش از آن که دیر شود، به حرف مَردُم گوش دهد و آمرزش اِلاهی رابرای خود بخرد. مبادا روزی مجبور شود از کشور خارج شود و در حالی که خودش را «رَه بَر مسلمانان جهان» می داند هیچ جایی نداشته باشد برود.

قرار بَر این شده که ساعت نُه صبح بَر مزار شهدای عاشورای خونین گردِ هم بیاییم. نشانی مزار شهید سیّد علی موسوی – خواهر زاده ی مهندس موسوی – قطعه ی 9، ردیف 34، شماره ی 39 بهشت زهرا است و سایر شهدای جنبش سبز نیز در قطعه های 257 و 302 دفن شده اَند. وقتی مهندس موسوی این قدر با مرام است که به خاطر آن که برای سایر شهدای جنبش سبز امکان بَرگزاری مراسم وجود نداشته از بَرگزاری مراسم برای خواهر زاده ی شهیدش صرف نظر می کُنَد، نباید فردا که برای گرامی داشت یاد شهید عاشورای خونین – که شهید تمام ملّت است – تنها بمانَد.

فردا نیروی انتظامی و بیش از آن لباس شخصی و چماق به دست حاضر خواهند بود و آماده برای هر رفتاری. امّا اگر ما بهانه به دستِ شان ندهیم، می توانیم بدون هیچ درگیری و احیانن خسارتی یاد یاران ِ مان را گرامی بداریم و کار ِ مان را انجام دهیم و پیامِ مان را با حضور پُر شمار ِ مان به حکومت بدهیم. باید توجّه کُنیم؛

  1. ممکن است هنگام ورود به بهشت زهرا با محدودیت تردّد مواجه شویم (یعنی ایست باز رسی). برای عبور از آن تا پیش از رسیدن به مزار شهدا، هر گونه نماد یا عکسی که مربوط به جنبش سبز است را مخفی کُنید.
  2. چهلّم شهدا، مصادف با اربعین مولا حسین، روحی فداه، هم هست. اگر با پوششی مناسب ایّام عزا داری سالار آزاده گان در بهشت زهرا حاضر شویم خیلی به تَر است.
  3. خیلی ها برای اربعین نذر می کُنند. می توان نذری را برای توزیع به بهشت زهرا آورد و ظرفش را  - مثلن سینی حلوا یا خرما را – با روبان مشکی و سبز آراست.
  4. خیلی از عزا داران که برای اربعین نذر می کُنند نمی توانند در بهشت زهرا حاضر شوند. توزیع نذری با نماد های سبز – مثلن در ظروف یک بار مصرف سبز یا با روبان سبز – یکی از کار های بسیار خوبی ست که در گرامی داشت شهدای سبز می توان انجام داد. این کار را می توان در هیئت ها هم انجام داد.
  5. این نکته خیلی مهم است. نباید هیچ گونه تشنّجی در مراسم صورت بگیرد، حضور ِ آرام و پُر شمار ما کفایت می کُنَد و هیچ نیازی به شعار دادن – و در نتیجه سَر کوب و خسارت – نیست. باور کُنید سَر کوب گر ها بیش از همه چیز، از سکوت و آرامش ما نفرت دارند و هر کاری می کُنند این سکوت و آرامش بَر هم بخورد تا بتوانند به مقصودِ شان که همانا سَر کوب است برسند.
  6. در شهر های دیگر، حضور آرام در همین ساعت و بَر مزار شهدای سبز – یا شهدای انقلاب 57 – وحدت و هم دلی را در سَراسَر کشور در آستانه ی 22 بهمن نشان می دهد و حکومت را بیش از پیش از اتّحاد ما؛ قوی ترین سلاح ِ مان، می ترسانَد.

شهدای سبز برای آزادی ما شهید شدند. نباید اجازه دهیم خانواده های ِ شان تنها و غریبانه یادِ شان را گرامی بدارند.

پی نوشت: گمان می کُنم تصویر بالای نوشته را – که شاه کاری ست – از وبلاگ مهدی سَحَر خیز بَرداشته اَم. نگار گری هم اثر جاودان استاد محمود فرش چیان، «عصر عاشورا» ست.

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 4, 2010 در 5:06 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با , , ,

نامه ی شیخ مهدی کرّوبی به ملّت آزاده و عزا دار ایران

با 2 دیدگاه

(من: در مورد این نامه تحلیلی نخواهم داشت چون متن نامه به میزان کافی گویا هست و در همان مسیری ست که بیانیه ی هفدهم مهندس موسوی در آن گام بَر می دارد و در آن مورد تحلیلی کرده اَم. خلاصه اش این است که بیانیه ی مهندس موسوی و این نامه هر دو آخِرین فرصت را به حکومت برای جلو گیری از سقوط می دهند و اگر حکومت به این راه برد ها عمل نُکند سقوط خواهد کَرد (کرّوبی حتّا در این نامه اعتقادش به ولایت فقیه را نیز بیان کرده – آن چه مهندس موسوی با زیرکی به آن اشاره نکرد – تا بهانه ای به دست حکومت ندهد. با این که نامه ی کرّوبی لحن شدید تَری نسبت به بیانیه ی مهندس موسوی دارد امّا بیانیه ی مهندس موسوی هوش مندانه تَر است)؛ چرا که این راه برد ها خواسته های کمینه ی جنبش سبز هستند و در صورتی که به آن ها عمل نشود، رَه بَران جنبش دیگر نخواهند توانست مَردُم را از طرح مطالبات بیشینه ای باز دارند؛ چه، نمی توانند پاسخی به این بیان بدهند که وقتی حکومت به کم ترین خواسته های ما بی محلّی می کُند و آن ها را اجرا نمی کُند – خواسته هایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح اَند – چرا باید به آن وقت داد و در جهت اصلاح آن کوشید؟ در این شرایط که من می بینم اثری از تلاش حکومت برای پاسخ به این درخواست ها نیست (حکومت چنان از نمایش نهم دِی ماه مست است و چنان به نیروی سَر کوبش مغرور که ابدن وَقعی به خواسته های ما نخواهد گذاشت) و من از این پس منتظر سقوط حکومت خواهم بود. به این حرف ایمان دارم که حکومت جمهوری اسلامی اگر به همین روند ادامه دهد پس از  مدّت کوتاهی سقوط خواهد کرد.)

بسمه تعالی

ملّت آزاده و عزا دار ایران؛

آن چه در عاشورای حسینی بر این مُلک و دیار رَفت، مایه ی نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آن چه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بی رحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت. خشونت برخی نیرو های حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمی زاد بدان جا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودروی انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه ی آن ها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رأی خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دل خراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتار ها نبوده است و آن چه بر عزا داران حسینی رَفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وا دارند اما با فیلم ها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کِشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

حوادث باز داشت گاه ها و ماجرای کَه ریزک و خشونت به زنان و دست گیری های فلّه ای و داد گاه های فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مَردُم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آن جا ست که طلب کار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه ی جماران یورش می بَرند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مَردُم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مَردُم می اندازند و مَردُم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کَسی را روانه ی زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت الله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را باز داشت می کُنند آن هم در دانش گاه و در سَر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانش جو و دانش گاه باقی نگداشته اَند و دانش گاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چه گونه در شانزدهم آذر ماه به دانش گاه قشون کِشی کردند و دانش جویان را روانه ی زندان ساختند.

مَردُم ایران چه شیعه و چه سنّی هم واره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آن چنان که مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کَسی سَرزده باشد نیز محکوم است و پُر واضح است که ارتکاب چنین اتّهامی باید در داد گاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند امّا آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مَردُمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متّهم می کنند؛ انگار ندیده اَند که شهیدان ما در عاشورای اِم سال لباس سیاه بَر تَن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدّس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ی ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اَند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند امّا تا به کی؟

همه ی این ها را انجام می دهند و جالب است که آن قدر احساس ترس و تنهایی می کُنند که علما و چهره ها را در تنگ نا قرار می دهند تا بیایند و با مظالمِ شان هم راه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هم آهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طرّاحی شده ی دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رأی خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الأرض است. تقسیم مردم به شهر وند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبِ رویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفّر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چه گونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کُنند. کار ما بدان جا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه ی مدرّسین اطّلاعیه می دهد و یک مرجع عالی قدر، آیت الله العظما یوسُف صانعی را از مرجعیت سلب می کُنَد. جامعه ی مدرّسین فعلی گویا تصور می کُنَد از همان جای گاهی رفیعی بَرخوردار است که جامعه ی مدرّسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب بَرخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده ی جامعه ی مدرّسين در غیاب اساتید گران قدر بَر اين خیال خام‌ اَند که یک مرجع را با یک اطّلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دست غیب به خاطر اظهار نظری حمله وَر می شوند و مَردُم را با توسّل به زور از مسجد بیرون و خانه ی خدا را پلمپ می کُنند. به نام مذهب، حکومت می کُنند و با این حال چنین آبِ رو از مذهب می بَرند.

در این آشفته بازار اگر چهره ای هم چون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیش نهادهایی را برای عبور از بحران پیش نهاد می کُنَد پاسخ او هتّاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندر کاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سَر کوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفن با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آن که خروج از بحران در گرو اجرای کلّیه ی اصول قانون اساسی است؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوّه ی قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ هم چنان که امام بزرگ وار نیز فرمودند «قوّه ی قضائیه قوّه ای است مستقل و هیچ مقامی حقّ دخالت در آن را ندارد» و «قضات نیز نباید گوش به هیچ کَس بدهند». ما کجا و توصیه ی حضرت امام کجا!

آری، عدّه ای بر این گمان اَند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بَر زمین خواهد افتاد. من امّا شهادت می دهم که ارعاب ها و تهدید های روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته اَم سست تَر نکرده که راسخ تَر کرده است و به واسطه ی ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده ی هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر این جانب راه خروج از بحران دامن گیر فعلی توجّه به موارد ذیل خواهد بود:

1- اعتراف و توبه ی ظالمان و بخشش مَردُم: آنانی که مسبّب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کُنند نه آن هایی که برای احقاق رأی خود شهید داده اَند. آن هایی باید توبه کُنند که چوب حراج بر ثروت ملّی کشور زده اَند و از کیسه ی مَردُم حاتم بخشی کرده اَند و مَردُم را در فقر و تنگ دستی رها کرده اَند. آن هایی باید توبه کُنند که افراد بی صلاحیت را تأیید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مَردُم را از حقّ انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رأی مَردُم جواز صادر کردند و اعتراض مَردُم را با گلوله سَر کوب نمودند. آن هایی باید توبه کُنند که دانش جویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ی ظالمان اوّلین راه باز گشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغ دیده است. مَردُم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کُنندگان را که به گناه خود اعتراف کُنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آن ها را فراموش نخواهند کرد. نه کَسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلم های رَفته بر مَردُم خواهد بود.

2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مَردُم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهّد ایم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقّادی، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملّت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فلّه ای باز داشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیئت منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین داد رسی هر اتّهامی را بَر آن ها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادی های مصرّح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رأی مردم قائل نیست. بَر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه ی غیر خشونت آمیز برای باز گرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش بُرد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندر کاران امور از افزایش خشونت استقبال می کُنند چه آن که آن ها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سَر کوب بگشایند. از این رو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ی ما بوده است و خواهد بود.

4- ریشه یابی و علّت یابی حوادث اخیر: دست گاه های امنیتی به تَر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتّفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علّت ها رفت نه نتیجه. کلام خدا ست که «فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد». اگر خشونتی از سوی برخی از مَردُم سَر زده است باید دید که چه بَرخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارِ شان سکوت بود صورت گرفت که آن ها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه ی خشونت برهنه و ظلمی نیست که بَر آن ها روا شده است؟ دست گاه های امنیتی به جای آن که در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره ی باز داشت ها بیافزایند به تَر آن است که ریشه ی این مظالم و خشونت ها را شناسایی کُنند؛ که از دید گاه این جانب ریشه ی این اتّفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بَر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه ی آغازی در نادیده گرفتن رأی و حقّ مَردُم بود.

5- من مهدی کرّوبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کُنم تا مشخّص شود که این انقلاب را چه کَسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بَر مَردُم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولت های غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ی ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدّ انقلاب و بَرگشته از اسلام بخوانیم. امّا تنها یک مناظره ی واقعی که مَردُم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کَسی با حق است و چه کسی بَر حق؛ چه کَسانی از منافع ملّي، عزّت و سَر بُلَندی مَردُم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کَسانی هنوز بر آن آرمان ها پای بند هستند. در این میان داوران اصلی مَردُم خواهند بود و چه داوری به تر از مَردُم؟

مهدی کرّوبی

21 دِی ماه 1388

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 11, 2010 در 7:13 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با , , ,

مستند عاشورای خونین + دریافت

با 8 دیدگاه

در مورد وقایع عاشورای خونین مستندی ساخته شده. من از طریق نامه، پیوند های آن را در  یوتیوب دریافت کردم و چون دوستی که این مستند را به من معرّفی کرده آن را دیده و می گوید خوب از آب در آمده من بی درنگ آن را برای دریافت روی 4Shared قرار دادم. اکنون وظیفه ی همه ی ما ست که در برابر هجوم رسانه های دروغ پرداز جمهوری اسلامی اقدام مؤثّری انجام دهیم. واقعیت این است که در اینترنت به اندازه ی کافی موج به پا کرده ایم و قدرتِ مان را به رخ حکومت کشیده ایم (آخِرینِ این موج ها طوفان پیامک برنامه ی نود بود) و حالا نوبت فعّالیت مؤثّر تَر در فضای جامعه و آگاه کردن هر چه بیش تَر مَردُم از جنایاتی ست که حکومت در حقّ جنبش مظلوم سبز انجام داده و هنوز هم دارد انجام می دهد. باید بپذیریم همه ی مَردُمی که بالقوّه سبز هستند از اینترنت و ماه واره آن چنان استفاده نمی کُنند ولی آن ها هم باید از اهداف مترّقی ما با خبر شوند و به ما بپیوندند. با فعّالیت در جامعه است که این قوّه ی عظیم به فعلی عظیم تَر تبدیل می شود و پیروزی نزدیک تَر!

از همه ی دوستان (به ویژه دوستان سبز شهرستان ها) خواهش می کُنم این مستند را به شکل سی دی در جامعه توزیع کُنند. وقتِ آگاهی ست، درنگ نکُنید! آن چه جنبش به آن نیاز دارد فراگیری بیش از پیش است و ابزار آن فعّالیت در فضای جامعه است.

مشاهده ی قسمت نخست در یوتیوب

مشاهده ی قسمت دوم در یوتیوب

دریافت قسمت نخست از 4Shared

دریافت قسمت دوم از 4Shared

پی نوشت: این وب سایت هم می گوید مستندی با نام «ظهر روز دهم» ساخته و برای دریافت آماده کرده. چون فعلن هیچ کدام را ندیده ام مطمئن نیستم همینی باشد که من قرار داده ام. برای احتیاط پیوند های آن سایت را هم قرار می دهم.

مشاهده ی  مستند «ظهر روز دهم» در یوتیوب

دریافت مستند «ظهر روز دهم« به صورت کامل از RapidShare

دریافت بخش نخست مستند «ظهر روز دهم» از MediaFire

دریافت بخش دوم مستند «ظهر روز دهم» از MediaFire

دریافت نسخه ی ویژه ی موبایل مستند «ظهر روز دهم» از MegaUpload

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 6, 2010 در 2:52 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, بار گذاری, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

مراسم ختم یکی از شهدای عاشورای خونین

با 2 دیدگاه

مراسم ختم امیر ارشد تاج میر یکی از شهدای عاشورای خونین، پسر شهین مهین فَر (گوینده ی رادیو و تله ویزیون) فردا (سه شنبه، پانزدهم دِی ماه)، از ساعت 14 تا 18 در نشانی زیر بَرگزار می شود:

میدان قیام (به سمت شمال)، ابتدای خیابان ری، حیابان شهید دیّانی، کوچه ی باغ، رو به روی حسینیه ی هدایت، شماره ی 14

اگر بخواهید با مترو به آن جا بروید، باید ایست گاه مولوی پیاده شوید، تا میدان قیام راهی نیست. اگر هم اصولن منطقه را نمی شناسید از نقشه ی زیر کمک بگیرید.

نقشه

برای بزرگ نمایی کلیک کُنید!

اطّلاع رسانی کُنید. شرکت در مراسم ترحیم شهدای سبز، کم ترین کاری ست که می توانیم برای گرامی داشت یادِ شان انجام دهیم.

«آق بهمن» زمان و مکان مراسم را اطّلاع داد.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 5, 2010 در 12:36 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

حواشی آتش گرفتن خیمه ی عزا در دانش گاه شریف

با 2 دیدگاه

قبلن در مورد این رخ داد توضیح داده ام و بیانیه ی «ستاد حامبان میر حسین موسوی در دانش گاه صنعتی شریف» را قرار داده ام. همان گونه که آن جا گفتم این موضوع ابزاری برای تحت فشار گذاشتن جنبش سبز در این دانش گاه است و نشانه ی این موضوع همین اِم روز آشکار شد که گروهی به همین مناسبت ابتدا جلوی دفتر ریاست دانش گاه تجمّع کردند و یکی شان سخن رانی می کرد و بقیه شعار می دادند و در ادامه تا هم کف اِبنِ سینا راه پیمایی (در واقع عزا داری) کردند. همان ها که خیمه را برای بهره برداری های سیاسی آتش زدند اِم روز بانی تظاهراتی برای محکوم کردن این عمل زشت شدند!

بیانیه ی انجمن اسلامی دانش جویان دانش گاه صنعتی شریف پیرامون آتش گرفتن خیمه ی عزا داری حضرت امام حسین (ع)

این روز ها التهاب در فضای جامعه ی ایران بالا گرفته است و خطر تشنّج و تشنّج آفرینی برای از بین بردن وجه مسالمت آمیز اعتراضات مَردُم ایران احساس می شود.

در این میان متأسّفانه عصر چهار شنبه ی هفته ی گذشته خیمه ی عزا داری حضرت امام حسین (ع) در ساختِ مان اِبنِ سینای دانش گاه آتش گرفت. بدون شک خیمه ی عزا داری و تمامی اماکن مذهبی از حرمت والایی برای دانش جویان بَرخوردار است و انجام چنین اقدام و اقداماتی از این قبیل که نتیجه ای جز افزایش تشنّج در سطح دانش گاه در بَر نخواهد داشت و موجب سوء استفاده ی نا اهلان می شود، در میان دانش جویان جایی ندارد. هوش مندی دانش جویان خوش بختانه مانع افزایش آنش سوزی خیمه شد و بِلا فاصله پس از آتش گرفتن پرده های خیمه، آتش خاموش گشت.

انجمن اسلامی دانش جویان دانش گاه صنعتی شریف ضمن محکوم کردن آتش گرفتن خیمه ی عزا داری حضرت امام حسین (ع) از دانش گاهیان می خواهد تا با حفظ آرامش خود از تشنّج موجود کنونی در فضای جامعه و دانش گاه ها بکاهند تا مجال استفاده ی نا اهلان از فضای پُر تنش فراهم نشود.

انجمن اسلامی دانش جویان دانش گاه صنعتی شریف

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 2, 2010 در 10:19 ب.ظ.

نوشتار میهمان؛ نگاهی به راه پیمایی چهار شنبه

با 2 دیدگاه

(این بار هم در مورد تظاهرات فرمایشی و نمایشی چهار شنبه نوشته ای ننوشتم و گویی «شباویز» فکر مرا خواند و نوشته ای در این باب نگاشت و افتخار انتشارش را به این جا داد. از عنوان تازه اش که این نمایش را بالماسکه نامیده پیدا ست نوشته ی خوبی ست. من که محظوظ شدم!)

بالماسکه تزویر

دانش آموزان ممتازی گشته ایم برای حکومت نااهلان و یزیدیان، از نشانه ها درمی یابیم طوفان حوادثی چون سونامی از راه خواهد رسید. بالماسکه حضور اداری، آموزشی و نظامی و نیز اجباری مسخ شدگان قدرت و وابستگان حکومت و ناچاران به اطاعت از مافوق را که حتما مشاهده نمودید، وقتی تصویر رهبر متزلزل و نه چندان محبوب ملت، لگدمال خروش سبزها شد، و مایه گذاشتن از محبوبیت رهبر فقید کشور نیز کمکی به ترمیم این بنیان های سست ننمود، ناجوانمردان این بار از عزیزترین اسوه های دینی و شریف ترین فرزندان پیامبر گرامی اسلام مایه گذاشتند تا کراهت چهره های پلیدشان را در پس وهن به مقدسات، جلوه و جمال تازه ای بخشند؛ لذا از مردمی که بینش شان متحجر مانده و تفکرشان نیز مهجور از کنه واقعیت های وقوع یافته، موذیانه بهره جستند تا  پاسدار تمثال های فرو غلطیده بر خاک ضحاکی گردند که شیفتگی قدرت و پیشوایی اش، حکم می راند بر، به خاک غلطاندن غریو خروشان نسلی که دیگر ساده نمی توان فریبش داد. نسل شجاع برخاسته از فرو خوردن بیش از سی سال تحقیر و سرکوب، تهدید و تجاوز، تزویر و تقلب، سرقت و ارعاب، کینه و عناد، ریاکاری و مردم فریبی، قانون گریزی و قاعده شکنی… نسلی که چون پیشوایش آن مرد سبز نینوا، آموخته که در راه حق و هدف با وضو پای در میدانی نابرابر نهد و جان شیرین را بی پروا به مسلخ برد. نسلی که بی دریافت مزد و مواجب، هزینه ای به سنگینی تمام زندگی اش می پردازد. نسل برخاسته از زنان و مردانی که سی سال این استخون در گلو و این خار در چشم را با متانت تحمل نمود و آن روز که قانون شکنان بار دیگر بیرحمانه، قاعده بازی را نادیده گرفتند به جنبش افتاد و سبز گردید و رشد نمود و امروز نمی توان با لشکرکشی خیابانی مانع از بلوغ دمکراتیک این مردمان زیر تیغ ظلم زیسته، گردید. نمی توان در پس مانور قدرت، رهبری خرد و خفیف شده توسط مردمش را عظمتی دیگر بار داد و به بهانه باور ولایت مندی انسان های فریب خورده، بزرگان این دیار را مزورانه به بند کشید. این مردم به امر رهبران سبزشان جان برکف نگرفتند که امروز با دستگیری شان پا پس نهند. مادران این نسل از کودکی در گوش شان داستان مردی از تبار نیکوترین آفریده های مزدای بی همتا را نجوا نموده اند که بیعت با یزید زمان را برنتافت تا نامش باحریت و آزادگی تا مانایی این دنیا، ممزوج گردد!

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 2, 2010 در 1:11 ق.ظ.

بیانیه ی 17 مهندس موسوی

با 9 دیدگاه

بالأخره همان طور که منتظر بودم مهندس موسوی بیانیه ای صادر کرد. متن کامل بیانیه به نَقل از کلمه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست. جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها، خشونت ها، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است.

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که «بکشید ما را، ما نیرومند تر می شویم». بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید.

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود. ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند. ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است. جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند. درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم.

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند. و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم.

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است.

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد. و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند. بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از آب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم:

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد. مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت. و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند.

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند. پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد. تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است. آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید.

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد. به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد. ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود. مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد. و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.

میرحسین موسوی

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 1, 2010 در 5:27 ب.ظ.

اوضاع نظامی تهران و تکرار تاریخ

با یک دیدگاه

کامیون های جنگی برای سَر کوب مَردُم بی دفاع

گمرک بندر عبّاس - برای بزرگ نمایی کلیک کُنید

یک. میدان توحید از ساعت 14 اِم روز پُر از نیرو های ضدّ شورش بود. یک اتو بوس، دو مینی بوس، سه وَن که همه پُر از پلیس بودند و سه بنز به هم راه یک کامیون که نمی دانم چه کار بُردی دارد (شکلش مانند اینی بود که عکسش را می بینید ولی رنگش سفید با خطوط سبز بود و آرم نیروی انتظامی هم روی آن بود) و چندین موتور که روی همه مأمور نشَسته بود و همگی دستِ کم باتون داشتند در میدان حاضر بودند. تا ساعت 18 که آخِرین مشاهده ام بود، مأموران آماده باش بودند. هم چنین از حدود ساعت 15 نیرو های ضدّ شورش از فرمان دهی راه نمایی و رانندگی واقع در تقاطع آزادی و رودکی به سوی میدان های ولی عصر و انقلاب و هفتِ تیر گُسیل می شدند.

دو. میدان های ولی عصر و هفتِ تیر هم همین اوضاع را داشتند. در گیر هایی در آن جا بوده و یکی از دوستانم گفت در میدان هفتِ تیر با وجود آن که چندان در گیری ها گسترده نبوده پلیس برای متفرّق کردن گروه های کوچک مَردُم گاز اشک آور شلّیک کرده. در میدان ولی عصر در گیری ها تا ساعت 19 ادامه داشته و به صورت تعقیب و گریز بوده. گروه های پراکنده شعار داده و می گریختند. افراد زیادی باز داشت شده اند و باتون بی محابا بَر اندام مبارزان می نشَسته.

سه. باز هم هِلیکوپتِر و باز هم ارعاب و باز هم لابُد حضور «پیشوا» در این هِلیکوپتِر! حضرت آقا! ببین از ترست چه کار می کُنی! می دانی این ترس چه قدر خنده دار است که خانمی در میدان انقلاب از یک ضدّ شورش می پُرسد دلیل این حضور گُسترده ی نیرو چی ست (و بَر خلاف گذشته زیاد خبری از لباس شخصی و پلیس معمولی نبود) و او از آن خانم به حدّی می هراسد که نا جوان مردانه با باتون می زندَش (این مشاهده چنان نا راحت کُننده بود که یک لحظه گمان کردم آن پلیس اصلن انسان نیست)؟! می دانی این ترس چه قدر عیان نشان می دهد به سوقط نزدیک هستی؟ مگر قدرت چه قدر شیرین است که حاضر نیستی دست برداری از کُشتار و سَر کوب و باز داشت و نا جوان مَردی؟ آبِ رویت را بخر و دست بکِش و تسلیم تصمیم ملّت شو پیش از آن که دیر شود.

نمایش جمهوری اسلامی؛ تکرار تاریخ!

تاریخ تکرار می شود؛ برای وضوح بیش تر کلیک کُنید

چهار. قابل توجّه عزیزانی که فکر می کُنند این حکومت ظلم و جور با این ژانگولِر های مانند تظاهرات فرمایشی و نمایشی دی روز از سقوط نجات می یابد؛ نخست این که این بچّه بازی ها که به زور و بخش نامه ای و با وعده ی ساندیس و کیک و با اتو بوس از هر جا توانستند آدم جمع کردند و آوردند هیج گونه نمی تواند مانع سقوط یک حکومت زور گو و سَر کوب گَر شود چون خون به ناحق ریخته شده دامان خون ریز را می گیرد. و دوم توجّه تان را به دو عکس بالا و پایین که مربوط به روز نامه ی اطّلاعات 21 فَروَردین 1357 است جلب می کُنم. در این تاریخ حکومت پهلَوی برای این که نشان دهد آن گروهی که در مخالف با شاه در 29 بهمن 1356 به خیابان آمده بودند «اندک» هستند و «هَرج و مَرج طلب» و «آشوب گر» و ای کار ها «دسیسه ی بی گانه» است و جوانان باید «آگاه» شوند و «آزادی این نیست که معدودی بخواهند با اعمال شرورانه آزادی اکثریت را سلب کُنند» (دقیقن همان گونه که رسانه های رسمی در مورد ما سخن می گویند) و اَلَخ، تظاهرات نمایشی ای نظیر همان که دی روز بَر گزار شد در تبریز بَر گزار کرد و جالب آن که حکومت پهلَوی شجاع تَر بود و نخست وزیر را برای سخن رانی فرستاد (و نه این که امام جمعه ی مشهد را برای سخن رانی به تهران بیاورَد و او آن چه لایق نام نهادن خودش است به ما بگوید). در این تظاهرات از جمع 600 هِزار نفری تبریز، 400 هزار نفر حاضر بودند! به دوستان حامی حکومت توصیه می کُنم کمی از تاریخ عبرت بگیرند و پیش از آن که دیر شود به جبهه ی حق بپیوندند. با سپاس از «مصائب آنّا» که این عکس ها را منتشر کرده. به همه توصیه می کُنم شرح خبر را بخوانند (دقّت تصویر بالا ست و واژه ها واضح اَند)؛ دلیل این توصیه ام به مخالفان حکومت امید واری به پایان خوش و پیروزیِ نزدیک و به موافقان حکومت توصیه به دست کشیدن از راه نا درستِ شان است.

چرا از تاریخ درس نمی گیریم؟

تکرار تاریخ؛ برای مشاهده در اندازه ی واقعی و خواندن متن خبر کلیک کُنید

نوشته شده توسط بامداد راد

دسامبر 31, 2009 در 8:33 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با , , ,

سیّد علی موسوی؛ روایت شهادت و تدفین

با یک دیدگاه

قاتل سیّد علی موسوی

تصویر تقریبی قاتل سیّد علی موسوی - برای مشاهده در اندازه ی واقعی کلیک کُنید

یک. در عاشورای سبز که حجم نِگَر های نوشته ی مشاهدات عینی از  عاشورای سبز زیاد بود، یک نِگَر که حاوی یک خبر بسیار مهم بود از دستم در رَفت و اعلام آن تا الآن به تأخیر افتاد. آن خبر، حاوی اطّلاعات دقیقی از عاملان شهادت سیّد علی موسوی بود که اکنون با ذکر نام گوینده در این جا درج می شود. این خبر را «میر احمد زمانی» اعلام کرده و نشانی پُست الکترونیکی اش نزد من محفوظ است.

دی روز (عاشورا) ساعت سه و نیم یک پاترول مشکی به شماره ی 752م 87 ایران 22 که 7 یا 8 نفر سرنشین داشت و درقسمت عقب آن یکی از سَر نشینان مجهّز به یک کلت کالیبر 45 بود در خیابان ستارخان زیر پل ستارخان با سرعت وارد پیاده رو شد و خوش بختانه به مردم بَرخورد نکرد و در ادامه در خیابان به ضرب و شتم مردم و شکستن شیشه ی عقب اتوموبیل ها کرد. راننده یک مرد 40 ساله ی ریشو و بسیار عصبانی بود. شنیده ام که شهید موسوی توسّط تیراندازی از یک پاترول به شهادت رسیده و بعد این اتوموبیل از روی جسد عبور کرده. نمی دانم آیا این پاترول همان اتوموبیل بوده یا نه. بدنه ی پاترول در سمت چپ آن نشان دهنده ی تصادف بود. این ها مشاهدات شخصی من بود که درمحل بودم و شماره ی اتوموبیل را ثبت کردم.

دوم. این شهید در قطعه ی 9، ردیف 34 و شماره ی 39 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است. سایت روی داد گزارشی از مراسم خاک سپاری این عزیز منتشر کرده که چون دست رسی به آن سایت ممنوع (!) است بخش عمده ای از آن که اختصاص به شرح مراسم دارد در این جا درج می شود:

حدود 200 نفر از فامیل دور و نزدیک موسوی جمع شده بودند. تعدادی مرد و زن به ظاهر عزا دار هم از بچّه های اطّلاعات سپاه وارد فامیل عزادار شدند تا جمعیّت را از داخل کنترل کنند. ساعت 8:30 پیکر شهید را آوردند و نیم ساعت اجازه ی عزا داری به خانواده داده شد، بعد پیکر سیّد علی موسوی را به غسّال خانه بردند. تقریبن یک پادگان لباس شخصی و نیروی انتظامی و گارد ضدّ شورش دور فامیل چیده بودند. در غسّال خانه به سرعت شهید را شست و شو دادند و فامیل را به محوّطه ی پشت غسّال خانه بردند تا بتوانند نماز بخوانند. در این لحظه میرحسین را آوردند. یک گروه 15 نفره از دور و نزدیک از تک تک فامیل عزا دار عکس و فیلم برداشتند. موقع نماز دوربین ها روی میرحسین زوم کردند و تمام نماز را فیلم برداری کردند. دستور داده بودند فامیل حقّ برداشتن عکس ندارند و دوربین دو نفر از فامیل توقیف شد. و چند زن جیغ زدند: «ای خدا نمی گذارند عکس نمازِ مان را بگیریم. در کربلا هم این طور نبود». مأموران درون جمعیّت هیس هیس کردند. موقع نماز کار مندان یونیفورم پوش غسّال خانه و کار مندان اداری بهشت زهرا از اتاق هایِ شان بیرون آمده بودند و با احترام و اشتیاق به مهندس نگاه می کردند. بعد از نماز فقط شعار لا اله الّا الله داده شد. یک شهید دیگر را هم آورده بودند. تعدادی از مردم که بی خبر سَرِ خاک اقوام خود بودند با دیدن مهندس موسوی که جلوی جمعیّت حرکت می کرد به سمت موسوی دویدند و پشت سَرِ او راه افتادند تا سَرِ خاک رسیدیم جمعیّت سه برابر شد. موقع خواندن زیارت عاشورا وقتی نوبت به لعن معاویه و یزید رسید آمین ها و گریه ها بلند تَر شد به خصوص وقتی که به جمله ی «امتاً قتلتک و امتاً ظلمتک و امتاً سمعت و راضیاً به» رسید (گروهی که تو را کشتند و گروهی که به تو ظلم کردند و گروهی که شنیدند و راضی بودند). چون بیشتر فامیل تُرک بودند یکی از فامیل دو بیت شعر از حیدر بابا خواند که همه با شنیدن آن زار می زدند، من معنی آن را نفهمیدم چون ترکی نمی دانم امّا از چشم های مهندس گوله گوله اشک می آمد. مأموران و بچّه های درون جمعیّت ساکت بودند اما مراقب همه بودند. در بیرون بهشت زهرا و یک گوشه دورتَر گارد ویژه آماده باش بود. نیروی انتظامی رفتار متفاوتی نسبت به لباس شخصی ها داشت. فامیل از میرحسین می پرسیدند: «کی مراسم می گیرند؟». مهندس موسوی گفت: «خون شهید ما از بقیه ی شهدا رنگین تَر نیست. هر وقت همه ی شهدا را پس گرفتیم یک مراسم جمعی می گیریم». بعد جمعیّت را متفرّق کردند و مهندس موسوی و خانم ره نورد به سَر مزار خواهر دکتر ره نورد رفتند و از آن جا به خانه برگشتند.

سوم. برای کاری به میدان انقلاب رفته بودم. مانند 13 آبان که میدان انباشته از پلیس بود، اِم روز هم پلیس در میدان حاضر و آماده باش بود. جَرَس هم نوشته که چندین خود روی زرهی سنگین – که ویژه ی سَر کوب تظاهرات شهری هستند و تا کنون مشاهده نشده اند – به هم راه نفرات نظامی پشتی بانی از کرج به سوی تهران گُسیل شده اند. اِم روز قرار است ساعت 15 تظاهراتی به یاد شهدای سبز عاشورای خونین بَر گزار شود، اگر توانستم شرحی از آن خواهم نوشت.

نوشته شده توسط بامداد راد

دسامبر 31, 2009 در 12:43 ب.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

آتش گرفتن خیمه ی عزا در دانش گاه شریف

با یک دیدگاه

(توضیح من: در ایّام محرّم در هم کف ساختِ مان اِبنِ سینا در دانش گاه صنعتی شریف که محلّ بَر گزاری تعداد زیادی از کلاس ها ست و یکی از ساختِ مان های مهم و بزرگ دانش گاه محسوب می شود، یک هیئت به نام «حسینیه ی امام خمینی» برای عزا داری مولا حسین با برزنت درست کرده بودند. روز چهار شنبه، حدود ساعت 17 این خیمه آتش گرفته. من شک ندارم این کار هم مثل پاره شدن عکس آیت الله خمینی و اهانت به مراسم عاشورا یک قرآن بَر نیزه کردن دیگر است و بانیان این کار (که برای نجات حکومت دروغ حاضر به هر کاری هستند و با این کار ها به سقوط نزدیک تَر می شوند) قصد سَر کوب دانش جویان دانش گاه شریف را دارند و از این موضوع برای این کار بهره برداری خواهند کرد.)

در پی این عمل زشت و پَست، «ستاد حامیان مهندس موسوی در دانش گاه صنعتی شریف» بیانیه ای صادر کرد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

باسمه تعالی

إنَّ الحسین مِصباحَ الهُدی وسفینةَ النَّجاة

با خبر شديم كه متأسّفانه خيمه ی أبا عبدالله (حسينيه ی دانش گاه شريف) كه افتخار تمام مسلمين و مظلومين تاريخ است در دانش گاه صنعتي شريف آتش گرفته است و براي دانش جويان دانش گاه كه همگي دوست دار و پيرو سالار شهيدان مي باشند غم و اندوهي فراوان به به بار آورده است. در همين زمينه و بدين طريق ما فعّالين ستاد انتخاباتي مهندس ميرحسين موسوي در انتخابات خُرداد ماه به شدّت اين عمل را محكوم نموده و اعلام مي داريم كه بدون شك اين عمل شنيع نمي تواند كار دانش جويان دانش گاه صنعتي شريف كه افرادي مؤمن و متعادل هستند باشد و احتمالن عدّه اي تفرقه انداز كه براي رسيدن به اهداف شوم خود از هيچ كاري اِبا ندارند در اين زمينه نقش اصلي را ايفا نموده اند.

ستاد حاميان مهندس موسوي، دانش گاه شريف

نوشته شده توسط بامداد راد

دسامبر 31, 2009 در 1:28 ق.ظ.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.