نوشتههای برچسب خورده با ‘منتظری’
مراسم چهلّم آیت الله منتظری؛ اطّلاعات تکمیلی
پیش از این در نوشته هایی – اطّلاعیه ی بیت آیت الله منتظری در مورد مراسم چهلّم ایشان و طرح «چهلّم سبز در مساجد سبز» – به موضوع چهلّمین روز درگذشت آیت الله منتظری پرداخته اَم که درخواست می کُنم آن ها را بخوانید.
الآن این پوستر را دیدم و این جا آوردمش. همین اوّل بگویم نمی دانم منظور از واژه ی «صادقیه» در این تصویر چی ست ولی با این پوستر اطّلاعات طرح «چهلّم سبز در مساجد سبز» دچار دگر گونی می شود. به این ترتیب که امام زاده صالح (واقع در میدان تجریش)، حسینیه ی دار الزّهرا (واقع در ولنجک، میدان دانش گاه شهید بهشتی، خیابان بیضاوی غربی، کوچه ی کیوان)، حسینیه ی ارشاد (واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به سه راه ضرّاب خانه) به اماکنی که قرار است در آن ها این طرح بَرگزار شود افزوده می شود. هم چنین قرار شده که روز جمعه از ساعت 15 اِلا 17 در بهشت زهرای تهران تجمّع بَرگزار شود. مراسم قم هم در اطّلاعیه ی بیت آیت الله منتظری آمده است.
چهلّم سبز در مساجد سبز!
پیش از این اطّلاعیه ی بیت آیت الله العظما منتظری را به مناسبت چهلّمین روز درگذشت ایشان درج کرده اَم. چون همه امکان حضور در آن مراسم را ندارند و از طرفی امکان درگیری در آن مراسم هست و مطمئنّن مراسم به شکلی محدود و کاملن کنترل شده بَرگزار خواهد شد، این طرح که مفادش در ادامه می آید، راه کار مناسبی برای گرامی داشت یاد مرجعی ست که طرف دار حقوق انسان ها؛ بدون توجّه به مرام و مسلکِ شان بود و برای مقام دنیا، اخلاق را نفروخت.
بَرنامه از این قرار است که روز پنج شنبه، هشتم بهمن ماه مقارن با چهلّمین روز درگذشت آیت الله منتظری همه گی نماز جماعت مغرب و عِشا را در مساجدی که در پایان اعلام می شوند اقامه می کُنیم. می توان هنگام حضور در مسجد پیراهن سبز پوشید یا شال سبز بَر گردن انداخت یا خانم ها می توانند رو سَری یا مقنعه ی سبز بَر سَر کُنند و مانتوی سبز بپوشند تا حضور ِ مان پیدا تَر باشد.
رعایت چند نکته ضروری ست:
1. نباید هیچ گونه اقدام تنش زایی انجام داد. شعار دادن اصلن نباید صورت بگیرد که مبادا بهانه برای سَر کوب مهیّا شود. هم چنین هیچ گونه تغییری در بَرنامه ی عادی نماز گزاردن در مسجد نباید صورت بگیرد. همه ی این ها برای نا کام گذاشتن کَسانی ست که قصدِ شان فقط سَر کوب است. تنها حضور ما لرزه بَر اندام حکومت خواهد انداخت (تظاهرات عظیم سکوت در 25 خُرداد را به یاد بیاورید!). فراموش نکُنید جنبش سبز یک جنبش مسالمت آمیز بدون خشونت است. حضور در مسجد برای اقامه ی نماز حقّ ما ست و ما می خواهیم از این حق استفاده کُنیم و بدون هیچ کار اضافه ای برای آیت الله منتظری گرامی داشت بَرگزار کُنیم.
2. اگر فرد کم تَر مذهبی ای می خواهد در این طرح شرکت کُنَد به تَر است آداب حضور در مسجد را رعایت کُنَد تا بهانه برای متهّم کردن ِ مان به بی خدایی و بی دینی ایجاد نشود.
3. اگر شد می توان بدون هیچ گونه حاشیه ای مراسم دعا خوانی دسته جمعی را پس از نماز بَرگزار کرد. در شب های جمعه دعای کمیل می خوانند.
4. در تمامی مساجد پای گاه های بسیج وجود دارد و حتمن در بَرگزاری نماز هم بسیجیان حاضر خواهند شد و به احتمال بسیار زیاد اینان شعار های خودِ شان را سَر خواهند داد. اگر چنین اتفّاقی رخ داد هرگز در پاسخ به شعار های آن ها شعار ندهید. اگر کَسی شعار داد او را ساکت کُنید و از بروز درگیری و تنش جلو گیری کُنید. سکوت ما به ترین پاسخ برای آن ها ست و بیش از هر کار دیگری آن ها را مأیوس خواهد کرد. شعار دادن آن ها برای تحریک ما ست. اگر ما تحریک شویم بهانه برای سَر کوب به آن ها داده ایم و این همان چیزی ست که آن ها می خواهند؛ درگیری و سَر کوب. اگر ساکت بمانیم آن ها به این هدف شوم نخواهند رسید.
5. کوشش کُنید از مراسم عکس و فیلم تهیه کُنید و آن ها را انتشار دهید.
بهانه برای درگیری به آن ها که حیاتِ شان برای سَر کوب است ندهید. ما در برابر چنین قساوتی که نظیرش را در عاشورای خونین دیدیم، تنها با آرامش و متانت است که پیروز می شویم. خشونت، تلفات را به شکل وحشت ناکی افزایش می دهد و سَر کوب را به شکل فزاینده ای بالا می بَرد و مهم تَر از همه ما را با آن ها یکی می کُند.
مساجد پیش نهادی:
تهران:
- مسجد قُبا (خیابان شریعتی، جَنب حسینیه ی ارشاد، خیابان قُبا)
- مسجد جامع شهرک غرب (شهرک غرب – بلوار فرح زادی – ابتدای فاز ۳ – نبش خیابان بَدَخشان)
- مسجد الجواد (میدان هفتِ تیر)
مشهد:
صحن امام خمینی حرم آقا امام رضا (روحی فداه) – این صحن خانواده گی ست.
شیراز:
مسجد قُبا (آتشی ها) – مسجد آیت الله سیّد علی محمّد دست غیب
قم:
بیوت آیات عظام منتظری و صانعی (بلوار شهید محمّد منتظری)
نجف آباد:
مسجد جامع
در سایر شهر ها انخاب نخست، مسجد جامع شهر است. اگر مسجد دیگری که سبز است (مثلن پیش نماز طرف دار جنبش سبز است) را مناسب تشخیص می دهید آن جا را برای اقامه ی نماز انتخاب کُنید و به اطّلاع بقیه برسانید (می توانید در همین نوشته نِگَرِ تان را ابراز کُنید تا نام مسجد در این فهرست لحاظ شود).
جُز حضور پُر شمار و آرام و اطّلاع رسانی گسترده نیاز دیگری نداریم، قدرت در جمعیتِ زیاد است، پس؛ اطّلاع رسانی کُنید!*
*: فِیس بوک، توییتر، نوشتن در وبلاگ، نامه، تله فون، اِس اِم اِس، هم راه بردن اشخاص دیگر هم راه با خود به مسجد و بالا ترین
مراسم چهلّم آیت الله العظما منتظری
بیت آیت الله العظما منتظری در مورد چهلّمین روز درگذشت ایشان اطّلاعیه ای صادر کرد:
(من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا)
چهل روز از رحلت جان گداز عبد صالح خداوند، اسطوره ی مجاهدت و مقاومت، بزرگ مَرد عرصه ی فقاهت، حضرت آیت الله العظما منتظری (رضوان الله تعالاعلیه) میگذرد.
چهل روز پیش، آن فقیه بزرگ وار، مشتاق و سبک بار، ندای (فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی) حق را لبّیک گفت و امّتی را ناباورانه، عزا دار و داغ دار خویش نمود؛ و اینک در چهلّمین روز فَراغش به سوگ مینشینیم .
به سوگ مینشینیم به یاد آن قلب همیشه تپنده ی تاریخ، که در برابر تمامی جور و ستمی که بر او میرَفت اسوه ی صبوری و پای مردی و استواری بود، امّا تحمّل و توان مشاهده ی کوچک ترین ظلمی را در حقّ هیچ انسانی نداشت، هر انسان با هر مسلک و عقیده و مرام؛ او کرامت انسانی را بسیار ارج مینهاد. به پیروی از مولای خود حضرت علی (ع)، پُست و مقام را تا زمانی ارزش مند میدانست که بتواند حقّ مظلومی را بستاند و پناه بی پناهی باشد یا باطلی را از جامعه بزداید.
چهل روز است که روح پر فتوح آن عزیز به معراج رَفته و در جوار رحمت الاهی مأوا گرفته است.
ضمن عرض تقدیر و تشکّر از حضرات مراجع عظام و علمای اَعلام، دانش گاهیان و روشن فکران و کلّیه ی اقشار ملّت بزرگ وار که با ارسال پیام و بزرگ داشت آن مرجع عالی قدر، مقام والای علم و حُرّیت را ارج نهادند، مراسم اربعین آن فقید سعید را با توجّه به تضییقاتی که متأسّفانه وجود دارد، بدین گونه به اطّلاع میرسانیم:
زمان: جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۹ مطابق با سیزدهم صفرالمظفّر، ساعت ۳ اِلا ۵ بعدازظهر
مکان : قم ، بلوار شهید محمّد منتظری، دفتر و بیت فقیه عالی قدر
بیت آیت الله العظما منتظری (رضوان الله تعالا علیه)
ختم عزا
اِم روز و هم زمان با بیستمین روز درگذشت آیت الله العظما حسین علی منتظری عکس او که زیر عنوان «عزای عمومی» در بالا و سمت راست، وبلاگ را آراسته بود بَرداشته می شود. همان طور که بار ها گفته اَم، مَردی که آزاده زندگی کُنَد هرگز نمی میرد. بنا بَر این بَرداشتن عکس به معنای از یاد بردن او نیست، او همیشه در قلب ملّت ایران زنده و جاوید است.
بد نیست به همین مناسبت پیام خانواده ی شریعتی را به مناسبت درگذشت او بخوانیم:
«اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان يظهر علمه»
درگذشتِ عالمِ مَردُمی آيتالله حسينعلیمنتظری، از برجستهترين فقهای جهانِ اسلام و تشيّع، همرزم طالقانی بزرگ و از پی او، بيدارترين وجدانِ نظامِ برخاسته از انقلابِ مردمِ ايران، در اين روزهای سوگِ خون و سورِ پيام، موجی از اندوه همگانی، به ويژه در دلِ مبارزانِ راهِ آزادی و کرامتِ انسان برانگيخت. ارج مندترين درسِ مکتبِ منتظری فداکردن موقعيت برای استظهارِ آنچه حقيقت میدانست بود. زمانِ فرخنده ی ارز يابی ميراثِ اخلاقی و انسانی و تاريخی آيتالله منتظری، فراسوی آراء و اظهارات و اقداماتِ آن بزرگ وار در مقاطعِ گوناگونِ تاريخِ انقلاب، هنوز فرا نرسيده است. تاريخِ آينده ما، امّا، بیترديد سخنان و درسهای آموزنده و انسان سازِ ارج مندی برای گفتن خواهد داشت. و با اين اميد و انتظار.
خانواده شريعتی، در اين لحظهی حسّاس در سَر نوشتِ ميهن، بَر خود واجب میداند تا از اين طريق مراتبِ هم دردی و قدر دانی عميقِ خويش را خطاب به فرزندان و دوست دارانِ آن چهرهی صادق و صميمی و سنّتِ او، ابراز دارند. با درود و بدرود، ستايش و نيايش برای آسايش و آمرزش آن روح پرفتوح.
خانواده ی شريعتی
پی نوشت: من هم محارب و مفسد فی الأرض هستم. اگر فساد در زمین اینی ست که ما برای آن می کوشیم، پس این همه خون ریزی و شکنجه و سَر کوب چی ست؟! باشد، اغتشاش گر و عامل بیگانه و فریب خورده بودیم، محارب و مفسد فی الأرض هم شدیم!
پرواز
یک. اِم روز جسم آیت الله العظما منتظری را دفن کردند. عمدن روی واژه ی جسم تأکید دارم چون همان طور که دی روز هم نوشتم، آیت الله نمُرده (کَسی مُرده که وجودش برای هیچ کَس مهم نباشد، مثل پیشوا). این موضوع اِم روز هم ثابت شد، چه طور می شود مَردی که این قدر در دل انسان ها جا دارد که از نجف آباد و سپاهان و تهران و شیراز و اَلَخ برای مشایعت جسمش تا قم می کوبند و می آیند و انواع خطر ها از باز داشت و کتک و گاز اشک آور و حتّا مرگ (در حرم حضرت معصومه (س)، صدای تیر اندازی آمد) را به جان می خرند و شب پیش از آن را در ماشین و با مصیبت به صبح می رسانند، مُرده باشد؟ این مَرد پرواز کرد، رها شد. آن چه نامش را عشق می نامند و مَرام و مَردانگی و غیرت، همه و همه اِم روز در قم خودش را نشان داد. این بدرقه برای کم تر کَسی در تاریخ ثبت شده، بدرقه ای این چنین شکوه مند و بزرگ. از اخبار و حواشی آن همه تا حالا با خبر شده اند و می دانند کامیون حامل پیکر پاک او به سختی به حرم رسید و همه شعار های بدیعی می دادند و در خیابان منتظری با بسیجی ها دَر گیر شدند و از زمین و آسمان فیلم می گرفتند از جماعت عزا دار و دور بین های «شهر وند – خبر نگار» ها را ضبط می کردند. برای من پرسش اساسی این است که آیا در مملکت اسلامی ایران، حضور در مراسم تشییع پیکر یک مرجع تقلید (ولو مخالف حکومت) این قدر برای حکومت گران تمام می شود که لشگر لباس شخصی و پلیس ضدّ شورش به سوی مقرّ روحانیون روانه کُند و گلّه ی سگ هایش را به جان مَردُم عزا دار که اطراف بیت آیت الله حاضر بودند روانه کُند که جماعت عزا دار را آزار دهند و اگر درب بیت باز نمی بود الآن معلوم نبود چند نفر دست گیر شوند؟ یا این قدر از دست این روحانی بزرگ و ساده خشم گین اَند که حتّا به عکسش هم رحم نمی کُنند (این عکس پاره کردن با آن یکی که تنها دور بین صدا و سیما پخشش کرد فرق دارد. همه آن را دیدند و فریاد زدند: «معلوم شد، معلوم شد عکس رو کی پاره کرده!». جلوی چشم همه به بَنِر تصویر منتظری هم رحم نکردند!)؟ یا این قدر حضور فعّالان سیاسی در این مراسم زیان بار بود که می بایست اتو بوسِ شان را در تهران متوقّف کُنند و اتو بوس تبریزی ها را در راه متوقّف کُنند و از هر دو اتو بوس گروهی را باز داشت کُنند و احمد قابل را در راه بگیرند و نگذارند به تهران بیاید و الآن معلوم نباشد که کجاست و در چه شرایطی؟ آن چه خنده دار بود، فیلم برداری روحانیون جوانی بود که معلوم بود تا حالا از بس غرق در بحر علوم دینی بوده اند دست به این جور لوازم که استفاده از آن ها لابد از دیدِ شان مکروه است نزده بودند و معلوم نبود به چه کَلَکی حاضر شده اند چنین ناشیانه از زنان و دختران مَردُم فیلم بگیرند! من به این ها که آبِ روی هر چه دین دار است برده اند عرض می کُنم؛ برادران، دین و دنیا و آخرتِ تان چنین ارزان بود؟ وای بَر شُما!
دو. سوختگی عمیق آقایان و به ویژه پیشوای جائر (یادش به خیر، آن زمان که آیت الله این فتوا را در مورد خامنه ای داد چه قدر در دل شجاعت این پیر آزاده را ستودم) را از این بدرقه ی با شکوه درک می کُنم. پیشوا! من که می دانم داری آتش می گیری از این حضور با شکوه، ولی بدان که اگر تا پیش از پیروزی جنبش سبز ملّت ایران جان نا پاکت را مَلَک الموت تحویل گرفت، اطرافیانت مجبور خواهند بود از لبنان و فلسطین مزدور وارد کُنند تا مراسمت خالی نباشد. این همه نفرت و کینه در وجود تو از کجاست؟ این سرشت پلید تو از کجا آمده که حتّا نمی توانی ساده و بدون بغض و کینه، رحلت یکی از بزرگ ترین مراجع تاریخ را یاد آوری کُنی؟ از ابتدای پیامت که مدل پادشاهان گفته ای «اطلّاع یافتیم» و نه اثری از ناراحتی در آن هست بگیر تا پایانش که اشاره به اختلاف او با خمینی کرده ای. این را می خواهم بگویم که دوران تو به سَر آمده و برای حرف تو کَسی تره هم خُرد نمی کُند. آیت الله از آن آزمون بزرگ سَر بلند بیرون آمد که جان انسان ها را به حکومت کردن نفروخت و حصر خانگی را به کاخ زور و تزویر ترجیح داد و تو هر چه قدر هم تلاش کُنی مرجعیت منتظری را بپوشانی، او مرجع بوده و هست و خواهد بود و کَسی به این توجّه نمی کُند که او را به جای «مرجع عالی قدر»، «فقیه» نامیده ای. حقیقتن اِم روز چه زیبا شعار دادند که: «خامنه ای می دونه، به زودی سَر نگونه!».
سه. توی این هیر و ویری، محمّد نوری زاد را هم گرفتند و چون نمی توانست وثیقه ی تعیین شده را بپردازد فرستادندش زندان. جرمش هم مانند آیت الله گفتن حقیقت بود که آقای لاریجانیِ قاضی القُضات، نباید بدون سند و مدرک و کتره ای، روی انسان ها صفت بگذاری. که آقای خامنه ایِ ستم گر، مَردُم نمی خواهندت، چرا به زور می خواهی مَردُم تو را بخواهند؟ بیا و آخرتت را آباد کُن! که آقای صدا و سیما، اهانت به خودِ خمینی پوشش می دهی و یارانش را آزار می دهی و پاره کردن عکسش که کار خودت بوده را هم نشان می دهی و آن را حربه می کُنی که فتنه به پا کُنی و مَردُم را بکوبی؟ محمّد آقا! زندان رفتنت مبارک! آزاده بودی، آزاده تر شدی. خودت نوشتی که: «به اصلِ روییدن بها می دهی، چه در کوه پایه ای پُر گُل و چه در مُرد آبی که نیلوفر های آن دیدنی است». پس در زندان هم با رویش سبزت، پلیدی و سیاهی استبداد را به سخره بگیر.
چهار. عکس های خبرگزاری مِهر از مراسم اِم روز آن چنان دقیق و منصفانه و زیبا گرفته شده که حیفم آمد یادی از آن نکُنم. از عکّاس شجاع این عکس ها، محمّد اخلاقی که به راستی «اخلاقی» این رخ داد مهم را به تصویر کشید به سهم خودم سپاس گزاری می کُنم. عکس ها: یک، دو، سه، چهار و پنج.
همه می آیند و می روند، کاش زندگی و مرگِ مان بتواند تصویری هر چند کم رنگ از زندگی و مرگ آیت الله العظما منتظری باشد. نمی گویم خدا بیامرزدش که آمرزیده است این بزرگ مَردِ آزاده و ستم نا پذیر و ساده زیست.
پی نوشت: اِم شب، «یلدا»ست. گر چه غم گینیم، امّا دلیل نمی شود یکی از کهن ترین آیین هایِ مان را فراموش کُنیم. اگر این اتّفاق نیافتاده بود، نوشته ای با زمینه ی «خاطره بازی» در این مورد می نوشتم امّا حالا به همین بسنده می کُنم که: «یلدا مبارک!». از این اِس اِم اِس های لوس به شدّت نفرت دارم که جملات شاعرانه درباره ی این گونه جشن ها در آن ها به وفور است، خواهش می کُنم از این خُزعبَلات به هم نفرستید که هم لوس است و هم جیب مخابرات را پُر تَر از پُر می کُند! یک تبریک ساده خیلی زیبا تَر است (شوخی کردم! من کی باشم که برای ملّت تعیینِ تکلیف کُنم؟ این فقط یک توصیه بود!)
پی پی نوشت: نشد کامل به محرّم بپردازم. این رخ داد (پرواز روح آیت الله منتظری) آن قدر تکان دهنده بود که نمی توانستم به چیزی غیر از آن بپردازم. شرمنده!
منتظری نمُرده!
1. دی شب آیت الله العظما منتظری که فخر تمام روحانیون و مراجع شیعه هست، دَر گذشت (اصلن این فعلِ درَ گذشت را قبول ندارم! تنها به این دلیل این را این جا نوشتم که جمله کامل شود. مگر می شود مَردی تا این حد با مَردُم باشد و دَر دل آن ها جا داشته باشد و مُرده باشد؟! اویی که تا این حد بزرگ بود که علیه اعدام های سال 1367 ایستاد و به قیمت آن رَه بَری و دَر دست گرفتن سُکّان کشور را رها کرد، اویی که حصر خانگی را در عوض حرف های حقّی که بَر خلاف حکومت بود و حرف دل آزادی خواهان بود تحمّل کرد، اویی که این روز ها تک و تنها به ترین حرف ها را زد و شجاعانه ترین موضع گیری ها را کرد و باعث دل گرمی همه ی ما و یک پشتی بان مستحکم برای جنبشِ مان بود مگر می شود مُرده باشد؟! مگر می شود دلِ ما هنوز به این گرم باشد که یک مرجع تقلید بزرگ نامش حسین علی منتظری است و همه ی هَمّ و غمّش ملّتش است و به طمع امتیاز ها و پول و امکانات حکومت مَجیز حکومت را نمی گوید و عمل به این دستور دشوار قرآن را سَر لوحه ی کارش قرار داده که: «یکی یکی و دو تا دو تا قیام کُنید!» و آن وقت بگوییم مُرده؟! من که قبول ندارم! آیت الله در دل من و تمام مَردُم آزاده ی ایران زنده است و فقط جسمش چون پیر شده بود، توان تحمّل روح بزرگش را نداشت و قلبش از حرکت ایستاد، همین! و گر نه حیات مادّی چه ارزشی دارد اگر کَسی روحت را دوست نداشته باشد؟! این آیت الله مرگش هم مانند زندگی اش ویژه بود؛ نمُرده ولی همه می گویند مُرده؛ آن یکی آیت الله (خ.ر)؛ مُرده ولی همه می گویند زنده است! منتظری حتّا با این کار هم به همه ی ما درس داد، در ماهی که مولایش با خدا عشق بازی کرده بود رَفت؛ زندگی اش را مانند مولایش وقف آزادگی کرد و همانند او در ماه محرّم از این دنیای پلید پَر کِشید. روحش با حسین (روحی فداه) که هم نامش بود محشور می شود…).
2. اِم روز در دانش گاه صنعتی شریف تظاهراتی به همین مناسبت برگزار شد. این تظاهرات از حدود ساعت 12:15 آغاز شد و 13:35 هم تمام شد. از حوالی تعاونی شروع شد و تدریج شلوغ شد و سپس وارد مسجد شد. پیش از ورود به مسجد رو به روی درب آن تجمّع کردیم و یک بار فاتحه خواندیم. عدّه ای هم خرما توزیع می کردند. پس از ورود به مسجد در صحن آن نشَستیم و فاتحه خواندیم (فاتحه را بلند و دسته جمعی خواندیم. انگار داریم شعار می دهیم!) و با این که میکرو فون نداشتیم، یکی از بچّه ها سوره ی الرّحمان را خواند و بعد همه صلوات فرستادند و بعد از آن به سمت درب اصلی حرکت کردیم. در آن جا هم یک بار دیگر فاتحه خواندیم و کمی در آن جا ایستادیم. در تمام مراحل حرکت و ایستادن و نشَستن شعار هم می دادیم که در انتها شعار ها را ذکر می کُنم. بعد به سمت شمال حرکت کردیم و رو به روی سلف نشَستیم و دو باره فاتحه خواندیم. پس از آن اعلام شد که فردا ساعت 6 صبح از جلوی دانش گاه اتو بوس برای قم و شرکت دانش جو ها در مراسم تشییع پیکر حرکت می کُند و شماره ای برای اعلام حضور کَسانی که می خواهند شرکت کُنند اعلام شد. همین جا بد نیست ذکر شود پیکر آیت الله روز دو شنبه (30 آذر) از جلوی منزلش به سمت حرم حضرت معصومه (س) تشییع می گردد. شعار هایی هم که می دادیم (یکی دو تا شعار، تَک و توک داده شد که آن ها را نمی آورم) هم از این قرار بود: منتظری زنده است، همیشه پاینده است؛ عزا عزاست اِم روز، روز عزاست اِم روز، روحانی آزاده، پیش خداست اِم روز؛ لا اله الّا الله و چون همیشه؛ الله اکبر! یک پلاکار هم در دست یکی از دانش جو ها بود که بسیار مختصر و مفید، هر چه لازم بود بیان کرده بود: «سعدیا، مَرد نکو نام نمیرد هرگز؛ مُرده آن است که نامش به نکویی نبَرند!».
3. فردا باید منتظر یک تظاهرات عظیم در قم باشیم. رحلت آیت الله منتظری تا پیش از ولادت جنبش سبز هم به دلیل مواضع او برای حکومت یک دغدغه بوده، حالا و با این اعتراضات مَردُمی نورِ علا نور! هر گونه اقدامی از سوی حکومت در جهت سَر کوب تظاهراتی که فردا هم زمان با مراسم تشییع جنازه ی آیت الله در قم برگزار خواهد شد، به زیان حکومت تمام خواهد شد. اگر بخواهد سَر کوب کُند نمی تواند چرا که عزا داری برای مرجع تقلید امری خلاف حکومت نیست و علاوه بَر آن در صورت انجام این کار تمام حوزه های علمیه (یا دست کم مراجع و عدّه ی کثیری از روحانیون) به شدّت به این عمل حکومت اعتراض خواهند کرد و حکومت را در وضع بسیار بدی قرار خواهند داد. توجّه کُنید آیت الله مرجع تقلید بوده، حتّا اگر مخالف حکومت بوده باشد عدّه ی کثیری مقلّد او بوده اند و عدّه ی کثیر تری او را به عنوان یک انسان شجاع و آزاده قبول دارند. حتّا پیش از انقلاب هم شاه نمی توانست زیاد به پای مراجع بپیچد، این حکومت که جای خود دارد! اگر هم سَر کوب نکُند یک تظاهرات میلیونی، در شهر قم، مقرّ حکومت برگزار خواهد شد که پایه های حکومت را در آستانه ی تاسوعا و عاشورای سبز بیش از پیش سُست خواهد نمود. کاش هر چه زود تر مهندس موسوی، آقایان کرّوبی و خاتمی اعلام کُنند فردا در قم حضور خواهند یافت و مَردُم را هم به حضور در این مراسم دعوت کُنند. یک بیانیه از مهندس موسوی در ساعات پیشِ رو می تواند یک تظاهرات برنامه ریزی نشده و بسیار موفّق را برای جنبش سبز به ارمغان بیاورد.

