کرگدن تنها

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘کرّوبی

پیام نوروزی کرّوبی (کامل)

دیدگاهی بگذارید »

(هَر چند با تأخیر ولی برای ثبت در تاریخ درج می شود.)

بسم الله الرحمن الرحیم

سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی‌زبانان و به کل آن‌هایی که نوروز را برگزار می‌کنند، تبریک می‌گویم و از خداوند منان، بزرگی، عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.

متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواری‌ها، سختی‌ها، تلخی‌ها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواری‌ها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای این‌که از آن‌ها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت میلیونی اعتراض کردند و به جای این‌که به خواسته‌های آن‌ها رسیدگی کنند، با آن‌ها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی‌سابقه‌ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه‌ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی‌سابقه‌ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته‌ها عمل نشد.

اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر این‌که اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می‌گوییم بگوید، فتنه‌گر است، آشوب‌گر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آن‌ها هم می‌دانستند که خواسته، خواسته‌های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می‌کنید.

ما می‌گوییم نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزش‌ها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمئنا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می‌گیرد و کشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.

اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می‌دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی‌نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال‌الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل این‌که همه جمعیت‌ها با همه اندیشه‌های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.

من در همین جا عرضم را خاتمه می‌دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مشاهده

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 24, 2010 در 12:09 ق.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , , ,

متن پیام نوروزی کرّوبی به هم راه پیوند های مشاهده و دریافت

دیدگاهی بگذارید »

بخش های بَرگزیده:

اگر شما نظام را سلیقه می گویید، نظام را فرد می گویید، نظام را یک دسته ی خاصی می گویید که یک جمع کوچکی را در درون خودش جا بدهد؛ مثلا روحانیونش آقای جنتی باشد، آقای یزدی باشد، آقای مصباح باشد، آقای حسنی ِ ارومیه باشد، آقای شجونی باشد، آقای طائب باشد، آقای رسایی باشد، آقای حسینیان باشد یا نفراتش قاضی مرتضوی باشد، محمود احمدی نژاد باشد، الهام باشد، نقدی باشد، مرندی باشد، جلال الدّین افغانی ِ قاتل یک بی گناه به خاطر شکار یک کبک باشد و از این قبیل افراد؛ اگر نظام این را بگویید؛ بله، ما مخالف این جور نظامی هستیم! … [در واکنش به خامنه ای که گفته بود همه باید در کِشتی نجات نظام باشند] وقتی روحانی وشخصیت های نظام به جنّتی، احمد خاتمی و محمود احمدی نژاد منحصر شود دیگر نمی توان شعار داد کِشتی نجات، باید گفت قایق نجات نظام!  … به جای رسیده گی به خواسته های افراد معترض با آن ها بَرخورد می کُنند؛ جمعی را به شهادت رساندند، جمعی در شکنجه کُشته شدند، هزاران انسان را به طور بی سابقه ای زندانی کردند، عدّه ی زیادی از مسئولین سابق نظام را در سطوح مختلف زندانی کردند، مطبوعات را تعطیل کردند، مطبوعاتی ها از کثرت زندانی ها متأسّف می شدند و به خواسته ها عمل نشد.

مشاهده در یوتیوب

دریافت

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 20, 2010 در 8:51 ب.ظ.

«ترین» های 1388

با 3 دیدگاه

من اصولن آدم خاطره بازی هستم، این را قبلن هم گفته بودم. یکی از بار هایی که داشتم خاطراتم را مرور می کردم به موارد مختلفی بَر خوردم که در یک سال گذشته از دید من پَس وَند «ترین» برای توصیفِ شان به کار رَفته است. دیدم بد نیست هر کدامِ مان تمام چیز هایی که در این یک سال از سَر گذرانده ایم مرور کُنیم و «ترین» هایش را جدا کُنیم و ضمنن به بقیه هم معرّفی اش کُنیم. این «ترین» ها می توانند در مورد هر چیزی و به هر گونه ای که می خواهید باشد.

اگر کَس دیگری هم دوست دارد در این بازی شرکت کُنَد، به من هم خبر دهد انتخاب هایش را بخوانم.

به یاد کاکا توفیق، شَست طلایی تقدیم می شود به؛

  1. داریوش اقبالی برای آهنگ «خون بازی»، به عنوان به ترین موسیقی سال (این پیوند به جایی ست که شباویز ِ عزیز این آهنگ را قرار داده، سپاس ویژه از او)
  2. میر حسین موسوی برای تمام کار ها و بیانیه ها و موضع گیری ها و «ایستاده گی» هایش، به عنوان با اخلاق ترین سیاست مدار سال
  3. مهدی کرّوبی برای مصاحبه اش با دروغ گزاری فارس، به عنوان سوتی ترین و در عین حال با حال ترین سیاست مدار سال
  4. شاهین نجفی برای تمام فعّالیت هایی که برای جنبش سبز در سال 88 انجام داد و به ویژه برای آلبوم Illusion، به عنوان به ترین رَپر سال؛ با تقدیر ویژه از «زد بازی» برای آهنگ درخشان «کوچه»
  5. حسین شریعت مداری برای تمام کار هایی که در سال 88 انجام داد – از مناظره ی تله ویزیونی اش با کواکبیان تا ستون گفت و شنود کیهان (با آن جُک های مسخره و بی معنی و خنک انتهایش) و سَر مقاله هایش که تمامن در حال کشف رابطه های پنهانی این و آن با آمریکا و اسرائیل است (به یاد بیاورید کشف رابطه ی پنهانی سایت بالا ترین با منوشه امیر را!) و «کیهان و خواننده گان»ش با آن پیام های واقعن خنده دار و سرطانش که بعید نیست تا پایان اِم سال از میان بَرداردَش (شخصن امید وار اَم تا بَرگزاری محکمه اش در پیش گاه عدل ملّت ایران زنده بمانَد) -، به عنوان بی وجدان ترین موجود سال
  6. سیّد علی خامنه ای برای تمام سَر کوب ها و تحقیر ها و باز داشت ها و جنایت ها و تجاوز ها و کُشتار ها، به عنوان بی ناموس ترین موجود سال
  7. محمود احمدی نژاد برای تمام موضع گیری ها و حرف زدن هایش که در نهایت به زیانش تمام می شود، به عنوان ا.ن ترین سیاست پیشه ی سال
  8. احمد عَلَم الهُدا برای سخن رانی اش در تجمّع 9 دِی، به عنوان گوساله ترین و بزغاله ترین روحانی سال (با پوزش از حیوانات گرامی)
  9. ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم به رنگ ارغوان، به عنوان به ترین فیلم سال؛ با تقدیر ویژه از اصغر فرهادی برای درباره ی اِلی، مسعود کیمیایی برای محاکمه در خیابان، بهرام بیضایی برای وقتی همه خواب ایم بهمن قبادی برای کَسی از گربه های ایرانی خبر ندارد و مازیار میری برای کتابِ قانون
  10. رضا پور حسین – مجری مناظره های انتخابات -، به عنوان شیر برنج ترین مجری سال (ایشان دارای تحصیلات دکترای روان شناسی و مدیر شبکه ی چاهار سیمای جمهوری اسلامی و مدیر هم آیش چهره های مانده گار هم هستند!). برای توصیف ایشان بین واژه های «مجری» و «کرونومتر» تَر دید داشتم!
  11. انتخابات 22 خُرداد برای جرقّه ی ابتدایی فَوَران خشم ملّت از ستم ها و نا کار آمدی های جمهوری اسلامی و رخ دادی که زنده گی همه را یک شخم اساسی زد، به عنوان به ترین و در عین حال بد ترین رخ داد سال
  12. حسین علی منتظری برای پرواز بد موقعش به سمت بهشت، به عنوان وقت نشناس ترین انسان سال
  13. اکبر هاشمی رفسنجانی برای تمام موضع گیری ها و سخن رانی هایش، به عنوان آب زیر کاه ترین و سیّاس ترین سیاست مدار سال
  14. تمام شهدای جنبش سبز ملّت ایران برای جان بازی عظیمِ شان، به عنوان عزیز ترین انسان های سال
  15. تمام اُسَرای جنبش سبز ملّت ایران – چه آن ها که مَردانه ایستادند و چه آن ها که در بی داد گاه ها حاضر شدند و نمایش حکومت را اجرا کردند؛ با تقدیر ویژه از مصطفا تاج زاده که حضورش را منوط به حضور احمد جنّتی و رسیده گی به شکایتش از او کرد ( که اخیرن آزاد شد و من آزادی اش را به هم سَرش تبریک می گویم)، به زاد نبوی که ایستاده گی اش در زندان همه را حیرت زده کرد و اوضاعش در زمان مرخصی و فیلمی که از یکی از جلسات ملاقات با او در دوران آزادی اش درآمد حال من یکی را به شدّت جا آورد، احمد زید آبادی که با انتقالش به رجایی شهر و شاخ شدن برای حکومتِ جور به تمام ما درس آزاده گی داد، مجید توکّلی که برای 16 آذر از شهرستان کوبید و به تهران آمد و حکومت را با حجابش بی آبِ رو تَر از پیش کرد و محمّد علی ابطحی که سوزاندنش ولی خیلی خاطرش را می خواهم (حتّا حالا که «وب نوشت»ش بی رَمَق شده و در فرند فید «به یاد قدیما» عکسی که با موبایل گرفته می گذارد و با دوستانش نِگَر بازی می کُنَد) – برای مصاحبت با انسانی (؟) به نام «باز جو»، به عنوان در رنج ترین انسان های سال
  16. محسن مخمل باف و محسن ساز گارا برای تمام توهّم ها (تقدیر ویژه از داستان اسرار زنده گی خامنه ای، اثر محسن مخمل باف!)، به قول ساز گارا «آکسیون» ها – واژه ای که تا پیش از این کَسی نمی دانست چی ست! -، رَه بَری ها، نامه ها، بیانیه ها، اسناد و سخنان که آرزو ها و اهداف خودِ شان را به گونه ای طرح می کردند که انگار تمام مَردُم در حال انجام دادن آن ها هستند، به عنوان «بابا دست از سَر ما بردارید!» ترین های سال
  17. ارتش سایبری ایران برای این که هم زمان که در فضای مجازی راه زنی می کُنَد و هر سایتی را که دستش می رسد هک می کُنَد، حتّا یک وب سایت درست و درمان هم ندارد (وب سایت)، به عنوان بی سَر و تَه ترین گروه سال
  18. بی بی سی فارسی برای پخش شبانه اش در ایّام مناظره ها و شب رأی گیری، تعقیب و خبر رسانی بی طرفانه و به شدّت با کیفیت از رخ داد های ایران، به عنوان به ترین شبکه ی خبری سال – با یادی از صدای آمریکا که هر چه قدر کوشید نتوانست به گَردِ پای بی بی سی برسد! -
  19. خانواده ی آقای کمالی برای تمام نوشته هایش – بدون حذف حتّا یک «واو»! – به عنوان مفرّح ترین وبلاگ سال؛ با تقدیر ویژه از کَسانی که پای نوشته هایش نِگَر می دهند و قربان صدقه ی هوش آقای کمالی – که با درایت مثال زدنی اش نقشه های دولت های استعمار گر را بَر مَلا می کُنَد و جوانان را آگاه می سازد! – می روند.
  20. «آق بهمن» برای تمام کوششی که در جهت خبر رسانی دقیق و سریع و منصفانه انجام می دهد و وبلاگ شخصی اش را به یک وب نوشت خبری – که انصافن برخی اوقات (به ویژه پیش از دست گیری اعضای خانواده اش) حتّا از وب سایت های خبری جلو می زد و یکی از منابع خیری من در این مدّت بوده – تبدیل کرده، به عنوان به ترین وبلاگ سال – با تقدیر ویژه از بخش «موسیقی سبز»ش -
  21. فیلم بردار فیلم حمله به کوی دانش گاه برای انتشار این سند مهم و کوششی که برای جلو گیری از شناسایی انجام داد، به عنوان به ترین فیلم خبری سال
  22. Osmosis، نویسنده ی وبلاگ «سیسموزا» برای نوشته ی «Momentum (در ستایش ریدن)»، به عنوان به ترین نوشته ی بُلَند وبلاگی
  23. MrBahrami، نویسنده ی وبلاگ «کوته نوشت» برای نوشته ی «داستان کوتاه: قول»، به عنوان به ترین نوشته ی میانه ی وبلاگی (منظور از میانه، حجم نوشته است)
  24. اسپایدر َمرد، نویسنده ی وبلاگ اسپایدرمَرد برای نوشته ی «شب فرا رسیده است…»، به عنوان به ترین نوشته کوتاه (مینی مال) وبلاگی؛ با تقدیر از MrBahrami، نویسنده ی وبلاگ «کوته نوشت» برای نوشته ی «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ»
  25. مشترکن میخائیل بولگاکُف برای مرشد و مارگریتا، کِن کِسِی برای پرواز بَر فراز آشیانه ی فاخته، کِرت وِنه گات جونیور برای گه واره ی گربه، دی بی سی پیِر برای تابستان گند ورنون، پُل آستِر برای مون پالِس، کورمک مَک کارتی برای جادّه و جایی برای پیر مَرد ها نیست؛ به عنوان به ترین رمان های خارجی
  26. رضا امیر خانی برای بیوتن و من ِ او، به عنوان به ترین رمان ایرانی؛ با تقدیر از فرهاد جعفری برای کافه پیانو
  27. بهرام بیضایی برای نمایش نامه های اتّفاق خودش نمی افتد!، ندبه، طومار شیخ شرزین، به عنوان به ترین نمایش نامه های سال
  28. جروم دیوید سَلینجر برای مرگش – که عالَم و آدم به مناسبت مردنش از کتاب هایش نَقل قول کردند و هولدن کالفیدش یکی از به ترین شخصیت هایی ست که من می شناسم – به عنوان مشهور ترین مرگ سال؛ خدایش بیامرزد که با این همه دوری از همه این چنین شناخته شده بود!
  29. دختری که در این عکس هست برای شجاعت الهام بخشش، به عنوان زیبا ترین عکس سال

    آموزنده...

    عکس در سیزده آبان 1388 گرفته شده است.

  30. احمد غلامی سَر دبیر ضمیمه ی روزانه ی «اعتماد» برای تمام داستان های کوتاهی که در ستون «آدم ها» می نوشت، به عنوان به ترین داستان کوتاه نویس؛ با تقدیر ویژه از او به خاطر داستان «فرشته»
  31. سازنده گان بازی Call Of Duty: Modern Warfare 2 به عنوان به ترین بازی کامپیوتری سال
  32. سَر دبیر و کار کنان وب سایت خبری، تحلیلی «کلمه» به عنوان به ترین وب سایت خبری سال؛ با تقدیر و یادی از «موج سبز آزادی»
  33. محمّد قوچانی برای سَر دبیری نشریات شهر وند اِم روز، ایران دخت، مِهر نامه و روز نامه ی اعتماد ملّی؛ به عنوان به ترین روز نامه نگار سال
  34. مانا نِیستانی برای این کارتون، به عنوان به ترین کارتونیست سال

    تکرار تاریخ

    عاشورای خونین

  35. مهدی سَحَر خیز برای این کار گرافیکی، به عنوان به ترین گرافیست سال؛ با تقدیر ویژه از Green Friend برای تمام کار های گرافیکی اش که در Facebook منتشر می کُنَد و چه به تَر است که در یک وبلاگ هم آن ها را قرار دهد.

    اصل ِ نگار گری اثر محمود فرش چیان است.

  36. سازنده گان انیمیشن 9 به عنوان به ترین انیمیشن سال؛ با تقدیر ویژه از سازنده گان UP برای 10 دقیقه ی نخستش و Mary&Max برای نو بودنش
  37. جنبش سبز علوی برای تقلید بسیار خنده دار و باسمه ای اش از جنبش سبز ملّت ایران، به عنوان مضحک ترین رفتار حکومت در سال ِ گذشته؛ با یادی از حماسه ی پُر شکوه (!) ساندیس خوران در روز نُهُم دی
  38. مَردُم تهران برای تظاهرات سکوت روز 25 خُرداد – تظاهراتی که با بزرگ ترین تظاهرات انقلاب 57 در آستانه ی سقوط رژیم پهلَوی قابل قیاس بود و تظاهرات عاشورای 57 در برابرش سَر ِ تعظیم فرود آورد – که با سکوتِ شان پاسخ محکمی به خامنه ای و تأیید باسمه ای اش بَر کودتای 22 خُرداد دادند و محکم ترین تو دهنی را در کُلّ دوران زنده گی اش به او زدند، به عنوان به ترین تظاهرات سال (که شخصن دلم برای چنین ابراز وجود پُر قدرتی تنگ شده)
  39. کَمپِین «ما همه مجید توکّلی هستیم» برای کم کردن روی حکومت و بی آبِ رو تَر کردنش که گمان می بُرد با پوشاندن لباس زنانه بَر تَن آقا مجید می تواند از عظمتش بکاهد، به عنوان هوش مندانه ترین حرکت سال که در عین حال از «گم کردن سوراخ دعا» هم بی بهره نبود.
  40. «تو» برای تمام عشق ورزی ها، تحمّل کردن ها، گفت و گو ها، بیرون رَفتن ها، با هم بودن ها، اِس اِم اِس بازی ها، قول دادن ها، مغرور بودن ها، کم حرف بودن ها و اصلاح شدن هایت، به عنوان عاشق ترین معشوق

و تَن دیس ویژه ی حُرّ اهدا می شود به محمّد نوری زاد که از خطاب قرار دادن خامنه ای با لفظ مولا به نامه های شجاعانه اش به او رسید و آزاده به زندان رَفت؛ با توجّه به غربتش که چون به اصلاح طلبان وابسته نبود – و در واقع پیش از این آن ها را می کوبید – حمایت چندانی از سوی احزاب اصلاح طلب از او صورت نگرفت.

نوشته شده توسط بامداد راد

مارس 11, 2010 در 1:33 ق.ظ.

بیانیه ی شیخ مهدی کرّوبی پس از 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

(شخصن تمایل دارم نوشته های مربوط به تحلیل جنبش سبز را پس از اعلام موضع آقایان موسوی و کرّوبی بنویسم – هر چند می دانم چه خواهم نوشت و در این چند روز خیلی به موضوع و متنش اندیشیده اَم -، چرا که فکر می کُنم در شرایط فعلی بالأخره نفر (یا نفراتی) باید موضع مشخّص جنبش را اعلام کرده و طبق آن راه کار ارائه شود. باید توجّه کرد که نقد – حتّا در مورد اندیشه های راه نما های جنبش – باید با قدرت پی گیری شود و به جای احساسی شدن و تند روی، باید به جذب حامیان بیش تَر از تمام طبقات اندیشید و در ضمن از بَرچسب زدن – کاری که جمهوری اسلامی استادِ آن است! – دوری کرد. حال که یکی از دو بیانیه ای که منتظرش هستم منتشر می شود، پس از بیانیه ی مهندس موسوی بحث های تحلیلی جنبش سبز آغاز خواهد شد.

در این بیانیه نکته ای مطرح شده که مدّت ها ست مطرح می شود و شخصن انتظار داشتم به عنوان یک تاکتیک ساده ولی مؤثّر خیلی زود تَر از این ها مطرح شود و آن هم بَرگزاری دو تظاهرات؛ یکی «سبز» و دیگری توسّط حامیان حکومت با امنیت کامل است – همان حماسه ای که 25 خُرداد در واکنش به حضور باسمه ای 24 خُرداد رخ داد و جهان را مبهوت کرد -. گر چه ترس و ضعف حکومت برای ما مُحرَز شده ولی این امر برای پیوستن مَردُمی که هنوز نمی دانند کدام طرفی اَند به جنبش سبز بسیار کار ساز است. به ویژه اگر در این تظاهرات، به جای شعار هایی که از دید من هنوز زود اَند که بیان شوند، دغدغه های اقتصادی و کار گری مطرح شود نور ِ عَلا نور خواهد شد. در مورد پیش نهاد دوم که به نوعی دگر گونی یکی از ساختار های نظام (شورای نگه بان) است، از دید من نوعی گام تکمیلی و رو به جلو در جهت طرح مجمع تشخیص مصلحت نظام بَرداشته شده که کمیسیون ملّی انتخابات را جای گزین شورای نگه بان می کُنَد. این طرح می تواند بسیار مؤثّر باشد و با هم راه شدن با مفاد پیش نهاد شیخ بسیار گام مثبت و رو به جلویی خواهد بود. اگر مجلس مستقل و رییس جمهور منتخب داشته باشیم، تنها دو نکته ی حل نشده باقی می مانَد؛ رَه بَری (ولایت فقیه) و دیگری استقلال قوّه ی قضاییه. با حلّ دو مشکل نخست، مشکلات دیگر هم روند ساده تَری را برای حل شدن در پیش خواهند گرفت؛ هر چند، مشکل ولایت فقیه بسیار پیچیده است و برای حلّ آن راه های عادی پاسخ گو نیست. در مورد دو مشکل بعدی، در آینده – آن گاه که بتوانیم جمعیتی همانند 25 خُرداد را بدون هراس به خیابان های ایران بیاوریم و مطالباتِ مان را مطرح کُنیم – صحبت خواهم کرد؛ همان موقع که همه برای بَرقراری یک «جمهوری» کامل آماده ایم و در واقع به هدف اصلی ِ مان رسیده ایم.

به شخصه، خیلی با کنایه هایی که در این بیانیه زده شده حال کردم که دو تای نخست به خامنه ای و آخِری به حکومت است. آن جا که از شیوه ی حکومت داری مولا علی (روحی فداه) مثال آورده، آن جا که مجلس را مستقل دانسته و با طرح مسئله ی آزادی مطبوعات کنایه ای عمیق به خامنه ای زده که با حُکم حکومتی جلوی تصویب لایحه ی آزادی مطبوعات در مجلس ششم را گرفت و دیگر آن جا که حاکمیت را ضعیف و ترسو خوانده.)

بسمه تعالی

مردم بزرگ و آزاده ایران!

از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناح‌های سیاسی و شخصیت‌ها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنه‌هایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیت‌خواه و خشونت‌طلب می‌کوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی خود، با بی‌اخلاقی تمام و وارونه‌سازی واقعیت و پنهان‌کردن وحشی‌گری‌های جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آن‌را به نفع خود مصادره کند.

جریان خشونت‌طلب می‌خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان امکان پذیر شد، برای پاک‌کردن آثار ناشی از زندانی‌کردن‌ها و جنایت‌ها و شکنجه‌ها و کشتارهای خیابانی بهره برد. می‌خواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشی‌گری‌های خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیروی‌های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده‌بودند. آن‌ها با هر حرکت و نشانه‌ای از عدم موافقت با وضع موجود، به‌شدت برخورد‌ می‌کردند و آن‌را خفه می‌کردند. طرفه آن‌که، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک‌های اشک‌آور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانه‌های داخلی نشان داده‌ نشد!

گویا چشمانشان، با پرده‌هایی از گمراهی پوشیده شده که گمان می‌کنند که توانسته‌اند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آن‌که بدون دعوت جریان‌های سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بی‌رمق یگان‌های نظامی و امنیتی تبدیل می‌شد و امکان چنین بهره‌برداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمی‌آمد.

همه ما می‌دانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقه‌تان به سیاست‌های سرکوب و پرکردن زندان‌ها که به‌دلیل علایق ملی و عشق‌تان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتک‌زدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی می‌دانید که ریختن خون بی‌گناهان با مبانی دین و اخلاق‌تان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیه‌السلام) برای تقویت حکومت خود زندان‌هایش را پرمی‌کرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاه‌های دانشجویی و بی‌حرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبوده‌است.

با این‌حال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن به‌کار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علی‌رغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر می‌شود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور ده‌ها‌هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها را ندانند؟ آیا فکر می‌کنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشان‌شان را نمی‌بینند؟ آیا تصور می‌کنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشده‌اند؟

مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آن‌که صف‌آرایی‌های دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، می‌هراسد و برای‌همین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل می‌کند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمی‌تابد و ملت را مجموعه‌ای از افراد طرف‌دار و تابع خود می‌داند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک می‌خواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادی‌تان، فارغ از ویژگی‌های جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت می‌شناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامی‌خواند.

لذا برای ازمیان رفتن پرده‌های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت‌خواه، براساس آموزه‌های مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همان‌طور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، می‌خواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین می‌کنیم و تضمین می‌دهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آن‌هم یک‌بار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بی‌فشار و تهدید روشن شود.

اما پیشنهاد دوم: درحالی‌که جریان تمامیت‌خواه می‌خواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاست‌های خشونت‌آمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد می‌کنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالت‌هایی که به‌نام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. این دخالت‌هاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل می‌شود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیه‌هایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم می‌شود، آن‌را امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانه‌ها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاه‌های سیاسی و … هم تامین می‌شود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینه‌های میلیاردی، چنان‌که در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.

والسلام

مهدی کروبی

سوم اسفند ۱۳۸۸

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 23, 2010 در 1:19 ق.ظ.

رنج نامه ی فاطمه کرّوبی به خامنه ای در مورد شکنجه ی پسرش

دیدگاهی بگذارید »

(قصد داشتم رشته نوشته هایی با عنوان «چه باید کرد؟» را در نگاه به گذشته ی جنبش و نقد، تحلیل و آسیب شناسی آن به منظور ادامه ی به تَر مسیر بنویسم که رنج نامه ی مادر علی کرّوبی – فاطمه کرّوبی – به خامنه ای منتشر شد. این نوشته ها به زودی درج خواهند شد.)

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله خامنه ای – مقام معظم رهبری

با سلام و احترام

در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی بیان کرد با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم. پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب حمایت کنم. همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر.

فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.

دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم. البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.

این رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم.

فاطمه کروبی

88/11/24

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 14, 2010 در 12:14 ق.ظ.

بیانیه ی شیخ مهدی کرّوبی در آستانه ی 22 بهمن

دیدگاهی بگذارید »

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ و سربلَند ایران

اکنون که در آستانه 22 بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

1 – همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز 22 بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب 57 عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. 22 بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

2 - در حالی به استقبال سالروز 22 بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت 25 خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

3 – در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای «فتنه» و عده ای دیگر «بحران» و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار «عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا» نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه 168 کشور دنیا قرار گرفته است.

4 – متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

الف) بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

ب) تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

پ) آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی.

ت) فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد.

ث) فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند. من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای شوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

آخرین کلام، لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین

مهدی کروبی

14 بهمن 1388

نوشته شده توسط بامداد راد

فوریه 3, 2010 در 11:54 ب.ظ.

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

جزئیات دیدار مهندس موسوی و شیخ مهدی کرّوبی

دیدگاهی بگذارید »

صبح اِم روز مهندس موسوی با شیخ مهدی کرّوبی ملاقات کرد. گر چه من انتظار داشتم با صدور بیانیه اعدام ها را محکوم کُنند ولی همین دیدار و محکومیتی که در گفتار ایشان هست جای امید واری ست. آن چه از دیدار آن ها منتشر شده در ادامه می آید:

آن ها با ابراز تأسّف نسبت به این اعدام ها خواستار رسیده گی قانونی به وضعیت باز داشت شده گان پس از کودتای 22 خُرداد شدند و گفتند: «به نظر می رسد کَسانی که اقدام به اعدام آن ها شد ماه ها قبل از جریان بَرگزاری انتخابات دست گیر شده و پرونده ی آن ها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته ی وکلای شان آن ها تنها توانسته اَند دیداری کوتاه با موکّلان خود داشته باشند و مراحل داد رسی برای آن ها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مَردُم جهت عدم حضور در راه پیمایی 22 بهمن است».

ایشان تأکید کردند: «باز داشت های گسترده ی فعّالان سیاسی، مطبوعاتی و دانش گاهی به اتّهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودِ شان غیر قانونی ست و این در حالی ست که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد».

مهندس موسوی و شیخ مهدی کرّوبی در ادامه با اشاره به خطبه های نماز جمعه ی دی روز تهران و گفته های احمد جنّتی از این تریبون افزودند: «متأسّفانه به جای آن که از تریبون نماز جمعه برای دعوت مَردُم به تقوا استفاده شود، خطیب نماز جمعه با توصیه به قوّه ی قضاییه مبنی بر این که اگر در 18 تیر ضعف نشان نداده بودید و دست گاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه ی روز عاشورا به وجود نمی آمد، مسئولان را به بَرخورد و کُشتار مَردُم و ترغیب می کُنَد و عمل کرد برخی مسئولان برای اعدام شهر وندان به اتّهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کُنَد. این جای بسی تأسّف است که تریبون نماز جمعه به جای گاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهر وندان تبدیل شده است».

ایشان تنها راه خروج مملکت از بحران و باز گشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و بَرگزاری انتخابات آزاد دانستند و تأکید کردند: «اکنون اکثریت مَردُم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آن ها نیز بَرگزاری انتخابات آزاد می باشد که متأسّفانه گویا صدای اکثریت مَردُم شنیده نمی شود».

کرّوبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فدا کاری ملت ایران است دانستند و افزودند: «به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهّم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکّر کشور را به سقوط می کِشانَد و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد».

کرّوبی و موسوی تأکید کردند: «اکثریت مَردُم تنها حقّ خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مَردُم نیز احساس خطر می کُنَد در حالی که شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راه کار خروج از بحران است».

در پایان ایشان از ملّت دعوت کردند در راه پیمایی بیست و دوّم بهمن حضوری گسترده داشته باشند.

من به شخصه امید وار هستم همین روند فعلی توسّط حکومت ادامه یابد چرا که همین کار ها باعث بیش تَر شدن خشم مَردُم و نا امیدی از اصلاح پذیری جمهوری اسلامی خواهد شد که به تنهایی برای پایان کار جمهوری اسلامی کفایت می کُنَد.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 30, 2010 در 2:40 ب.ظ.

مصاحبه ی کرّوبی با سایت حزب اعتماد ملّی (سَحام نیوز)

دیدگاهی بگذارید »

[در مورد گفته های اخیرش و بَرداشت های مبنی بَر عقب نشینی (تحلیل من)] برای من بسیار عجیب است که افراد صاحب نظر از عبارت صریح و روشن من چیز دیگری بَرداشت کردند. من از صاحب نظران می خواهم به مقدّمه و مؤخّره ی جمله ی من دقّت کُنند. من بَر اشکالات خود نسبت به انتخابات و نتایج آن که محصول تقلّب و مهندسی آرا بوده است، تأکید داشته و دارم؛ با این وجود، آقای احمدی نژاد رئیس دولت است که علا رغم تمامی اعتراضات مراحل کسب قوّه ی مجریه را طی و لذا باید پاسخ گوی عمل کرد خود باشد. در حال حاضر داخل و خارج، موافق و مخالف از او به عنوان رئیس دولت نظام یعنی کَسی که قوّه ی مجریه را در دست دارد، نام می بَرند. لذا آن چه در اختیار رئیس قوّه ی مجریه است را از او مطالبه می کُنند. این نکته ی جدیدی نیست و به هیچ وجه به معنای عقب نشینی از مواضع گذشته نیست. همان طور که در سایر کشور ها افرادی که قدرت را به دست می گیرند، صرف نظر از چه گونگی کسب آن، از آنان با عنوان مربوطه ی شان یاد می شود. اشکال من و مَردُم معترض در مشروعیت این قدرت هم چنان به قوّت خود باقی ست و هنوز هم معتقد اَم حقّ مَردُم در تعیین سَر نوشتِ شان در انتخابات دهم نا دیده گرفته شده است. اگر انتخابات سالم بَرگزار می شد و شورای نگه بان به واقع پاس دار قانون اساسی بود، نتیجه چیز دیگری بود و کشور و مَردُم این مقدار هزینه نمی دادند. همان طور که قبلن هم گفته اَم این دولت از آن جا که بَرآمده از رأی مَردُم نیست، قادر به ادامه ی کار نخواهد بود.

[در مورد گفته های جنّتی مبنی بَر سالم بودن انتخابات و مضحک و احمقانه بودن ادّعای تقلّب در انتخابات و خائن نامیدن آن ها که انتخابات را نا سالم می دانند] بله من هم اظهارات آقای جنّتی را خواندم. آقای جنّتی نزدیک به سی سال است در شورای نگه بان هستند و سال های زیادی را دبیر و نقش تعین کُننده ای در این شورا داشتند. آقای جنّتی و دوستان ِ شان این هنر را داشتند که جای گاه حقوقی شورای نگه بان در قانون اساسی را به این وضعیت اَسَف بار برسانند. ایشان ادّعای تقلّب را مضحک و مدّعی خیانت به کشور شدند اما کی ست که نداند آن که به این انقلاب، خون شهدا، امام و مَردُم عزیز ایران خیانت کرد ایشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جایی رسانده که بَرگزاری یک مراسم ختم هم باید با حضور پلیس ضدّ شورش و لباس شخصی ها انجام شود. انتصابی کردن انتخابات و ردّ صلاحیت های گسترده ی نیرو های با کفایت این کشور در انتخابات های متعدّد مانند خبره گان رَه بَری، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری و اعلام نتایج به دل خواه وحتّا جا به جایی پس از اعلام نتایج از شاه کار ایشان است که قطعن این خیانت نه تنها در نزد خود ایشان بَل که در نزد مَردُم پوشیده نیست. آقای جنّتی فریاد اِم روز مَردُم ایران پاسخی ست به خیانت شما به رأی مَردُم، قانون اساسی و آرمان امام و شهدا که اصل انتخابات را از اساس بی معنا کردید و جمهوریت نظام را به مسلخ بردید.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 28, 2010 در 12:26 ب.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

تفرقه افکنی؛ مراقب باشیم

با 2 دیدگاه

بحث هایی مطرح شده که شیخ مهدی کرّوبی احمدی نژاد را به عنوان ریاست جمهوری منتخب ملّت ایران به رسمیت می شناسد. این خبر در وهله ی نخست مرا بسیار نا امید کرد و می دانم دوستان بسیاری هم همین احساس را داشته یا دارند و احیانن دل ِ شان برای شهدا و آسیب دیده گان و اُسَرا به درد آمده و به کرّوبی توپیده اَند که چرا پشت مَردُم را خالی کرده و عقب نشَسته و از این قبیل.

پیش از ادامه ی بحث، اصل دو خبر را عینن بخوانید:

1. دروغ گزاری فارس:

حجّت الاسلام مهدي کرّوبي درباره ی قانوني بودن رياست جمهوري محمود احمدي نژاد گفت: «ریيس جمهور را به رسميت مي‌شناسم».

حجّت الاسلام مهدي كرّوبي در گفت و گو با خبر گزاري فارس در پاسخ به اين سؤال كه «آيا شُما رئيس جمهور قانوني و منتخب ملّت ايران را به رسميت مي‌شناسيد؟» اظهار داشت: «بنده اشكالات خود را هم چنان وارد مي دانم اما در خصوص سؤال شُما بايد بگويم بله، رئيس جمهور را نيز به رسميت مي‌شناسم».

2. سحام نیوز (پای گاه اطّلاع رسانی حزب اعتماد ملّی):

حسین کرّوبی فرزند مهدی کرّوبی در واکنش به خبر فارس نیوز به خبر نگار ما گفت: «آقای کرّوبی گفتند من کاملن بَر این عقیده که در انتخابات تقلّب روی داده و شبهه انگیز بوده محکم ایستاده اَم و اعتقاد دارم در شمارش آرا کاملن دخالت شده است، لیکن چون آقای خامنه ای حکم آقای احمدی نژاد را تنفیذ کردند به همین خاطر وی [احمدی نژاد] را رئیس دولت این نظام می دانم».

به زیرکی احمدی نژاد «رییس دولتِ این نظام» نامیده شده و تعمّدن نامی از «رییس جمهور منتخب ملّت» برده نشده. نیز، به جای عناوین پُر طَمطَراق برای نامیدن خامنه ای صرفن از او با عنوان «آقای خامنه ای» نام برده شده است. هم چنین دلیل پذیرش احمدی نژاد به عنوان رییس دولت (و نه رییس جمهور) امضای حُکم او توسّط خامنه ای عنوان شده و نه رأی مَردُم به او و این یعنی احمدی نژاد رییس دولت خامنه ای ست و نه رییس جمهور مَردُم.

می توانید برای تفریح بیش تَر این را هم بخوانید و کِیف کُنید که نظام ِ اسلامی برای نجات از سقوط به کجا رسیده که خبر را از سحام نیوز نَقل می کُند و متوجّه کنایه ی موجود در آن (رییس دولت) نمی شود، تا آن جا که حتّا این کنایه را در عنوان خبر هم ذکر می کُند و در عین حال بین مقدّمه ی خبر و شرح آن هم تناقض می آفریند! بخوانید:

حسين كرّوبي فرزند مهدي كرّوبي سخنان اِم روز وي را در گفت و گو با خبر گزاري فارس مبني بَر به رسميت شناختن ریيس جمهور منتخب مَردُم تأييد كرد.

به گزارش خبر نگار سرويس فضاي مجازي خبر گزاري فارس، پاي گاه اطّلاع رساني حزب اعتماد ملّي (سحام نيوز) نوشت؛ حسين كرّوبي فرزند مهدي كرّوبي در واكنش به موضع‌ گيري‌هاي شتاب‌ زده ی برخي از سايت‌هاي خبري نسبت به انتشار سخنان وي تأكيد كرد: «آقاي كرّوبي احمدي‌نژاد را ریيس دولت اين نظام مي‌داند».

من ماندم «واکنش به موضع گیری شتاب زده ی برخی از سایت های خبری» کجای خبر سحام نیوز بود و «به رسمیت شناختن رییس جمهور منتخب مَردُم» درست است یا «رییس دولت این نظام»؟!

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 26, 2010 در 2:02 ق.ظ.

نوشته شده در نگاه کرگدنی, جنبش سبز

برچسب خورده با ,

تحلیل ابوالفضل فاتح از اوضاع کنونی و ناگفته هایی از گفتار، رفتار و یاران مهندس موسوی

دیدگاهی بگذارید »

(توضیح من: ابوالفضل فاتح در زمان انتخابات مسئول کمیته ی رسانه و تبلیغات مهندس موسوی بود. او هم چنین مؤسّس خبر گزاری دانش جویان ایران (ایسنا) هم هست و از بدو تأسیس (1378) تا 1384 هم مدیر عاملش بود. از 1370 تا 1375 هم دبیر انجمن اسلامی دانش گاه تهران بود. شعار انتخاباتی مهندس موسوی؛ «هر ایرانی، یک ستاد» هم ادامه ی شعار فاتح در ایسنا بود که؛ «هر دانش جو، یک خبر نگار». کمیته ای که او مسئولش بود مبدع رنگ سبز برای حامیان مهندس موسوی بود که اکنون رنگ جنبش ما ست. ویژگی او نزدیکی اش به مهندس موسوی ست؛ تا جایی که مأمور می شود ساعاتی پس از انتخابات نامه ای سرّی را از مهندس موسوی به دفتر خامنه ای ببَرد. او تازگی یاد داشتی تحلیلی از وقایع اخیر و گزارشی از گفتار های منتشر نشده ی مهندس موسوی و هم چنین از یاران نزدیکش منتشر کرده. این یاد داشت هم در ادامه ی بیانیه ی هفدهم مهندس موسوی ست و در جای جای آن با خیر خواهی حکومت نصیحت شده که دست از روند تند کنونی بَردارد و به خواسته های به حق، قانونی و کمینه ی جنبش سبز جامه ی عمل بپوشانَد و از سقوط جلو گیری کُنَد.)

برای تاریخ

آن گاه که نادر شاه بر سریر قدرت نشَست، در تصوّرش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی بَرگزیده شد، در مخیّله ی ناصر الدّین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پُر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملّق پیشگان دربار پدید آورده اند. و این منحصر به دربار نبوده که گاه گریبان حلقه های روشن فکران و بیوت علما را نیز گرفته است. کَسانی بوده اند که سعایت این و آن را نزد مراجع و علما برده تا شاید رقیبی را از میدان به در برده یا آتش کین و حسدی را فرو نشانند. امّا هنر تاریخ آن است که وقتی از رخ داد ها فاصله گرفته و غبار ها فرو می نشیند، حقایق را بَرملا خواهد کرد.

اگر مَردُم دوران امیر کبیر برای مدّتی به دلیل تبلیغات حکومت تصوّر می کردند که امیر به مرگ طبیعی از دنیا رَفته،امروز احدی نیست که نداند حقیقت چه بوده است و شرم نثار چه کَسانی است. اگر با امیر چنان شد، اگر با میرزای جنگلی، اسد آبادی، فضل الله، مدرّس، مصدّق و کاشانی و نوّاب و شریعتی چنان رَفت، همه و همه از سوی جریانات و کَسانی بود که ملّت ما علیه آنان انقلاب کرد. افسوس بزرگ آن گاه خواهد بود که در نظام جمهوری اسلامی با بزرگان و عزیزان چنان رود که سنّت پیشینیان بوده است.

شاید بسیاری از مَردُم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مؤمنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سال های پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اَند. هم راهی آنان با میرحسین نه به ایّام انتخابات که به سال های دوری بَر می گردد که هیچ کدام باز گشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.

اگر روزی مباحث این عزیزان در محضر مهندس علنی شود، همه خواهند دید که چه دل های بی قرار خدمت به کشور و انقلاب و چه سرمایه های بزرگی حلقه ی نخست و پاک مهندس بوده اند. آن ها نه حلقه ی تملّق و دروغ و نه حلقه ی طمع و تطمیع و نه حلقه ی خشونت و تهدید و نه حلقه ی دروغ و تفسیق و نه حلقه ی نیرنگ و تزویر که حلقه ی شَرَف و صداقت، تقوا و فضیلت و انسانیت و مروّت بوده اَند. مَردُمانی به غایت خود ساخته و رشید. آنان نظام را به ارزش ها و کار کردش پای دار می دانستند و همّت خود را مصروف آن کرده بودند نه آن که نظام و آبِ روی دین را مصروف خود.

طُرفه آن که اِم روز همگی به قهر قدرت، باران تهمت و گوشه ی زندان را تجربه می کُنند. البته افسوس بزرگ تَر، ظلمی است که به مَردُم منتقد کوچه و خیابان و این عزیزان و شخصیت هایی چون مهندس و خاتمی و سیدحسن و هاشمی و کرِوبی و صانعی و … می شود و جان کاه تَر آن که این نه در دوران تباه قاجار و پهلَوی که در دوران انقلاب عزیزِ مان و به نام نظام عزیزی صورت می گیرد که به بهای صد ها هزار شهید برای بَر هم ریختن این سنّت های غلط پایه گذاری شده است.

به بسیاری از مدِعیان باید حق داد که متمسّک به شعار های اسلامی و انقلابی باشند، چرا که در غیر این صورت متاعی برای عرضه به مَردُم ندارند؛ نه سابقه ای نه لاحقه ای نه عمل کرد افتخار آمیزی و نه علم و هنر و حتّا ادبی،اما آنان حق ندارند یک انقلاب را از گذشته و هویت و مؤسّسانش جدا کُنند.

آنان برای نِیل به تَر فند خود که همانا مصادره ی انقلاب و نظامی است که در آن سهم نداشته اَند، جمهوریت و اسلامیت را توأمان نشانه رَفته، قانون اساسی را تحریف و با ایجاد دور های به ظاهر قانونی، مَردُم را دور زدند. شهیدان بزرگی چون بهشتی و مطهّری و حتّا امام عظیم الشّأن را از تربیت فرزندان و اهل بیت و شناخت نزدیکان و هم کاران عاجز معرّفی کردند و حتّا از جماران نگذشتند و عزم مؤسّسه یا همان فدک اهل بیت امام و انقلاب را کردند. و اینک چنان از خویشتن غرّه اَند که پا به وادی پیام بَران الهی گذاشته و نستجیربالله آنان را نیز از طعن خود بی نصیب نساخته اَند.

اِن شاء الله ده سال دیگر روشن خواهد شد که اینان کی ست اَند و که بودند و در مقابل دل سوزان واقعی کشور چه سودایی در دل و سَر داشته اَند. روزی به آقای مهندس موسوی عرض کردم که کشور ما از ما جَرای دکتر مصدّق و آیت الله کاشانی صرف نظر از آن که حق به چه میزان و با که بود، بهره ی چندانی نبُرد جز آن که دیکتاتوری شاه سال های بیش تَری بَر کشور سایه انداخت. این نگرانی هست که ما جَرای شُما و حضرت آیت الله خامنه ای نیز تکرار تاریخ شود و در پی آن دشواری ها افزون تر شود. گفت: «من همه ی تلاشم را کرده و می کُنم که چنین نشود و هر قدم مثبتی را پاسخ خواهم داد».

چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیش ناک دیدم. پرسیدم، گفت: «هر گاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورن به مَردُم اعلام خواهم کرد و باکی از آبِ روی خود ندارم. حتّا اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم». می گفت: «اگر به راه پیمایی می رَفتم برای آن بود که در کنار مَردُمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حقّ خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم این جا بنشینم و آنان را تنها رها کُنم. شاید حضور ما تند خویان را به ملاحظه وادار کُنَد».

پس از حوادث چند روز نخست پس از انتخابات و دست گیری ها و بَرخورد ها و خشونت های حیرت انگیز می گفت: «اگر چنین پیش برود، آینده آبستن تلاطم و بحران های سنگین و بسیاری است. جوانان این نسل متفاوت اَند. اگر بی تدبیری ها و بی مسئولیتی ها ادامه یابد، در آینده بسیاری به دست اندرکاران اِم روز اعتماد نخواهند کرد.اگر برای ما نیزآبِ رویی مانده باشد شاید بتوانیم به نفع امام وانقلاب و مَردُم و در عبور از دشواری های آن روز کمک کُنیم. در غیر این صورت بیم است که از همه عبور کُنند و این نگرانی بسیار بزرگی است».

آری این شانس بزرگ انقلاب و نظام ما ست که رَه بَران منتفدانش شخصیت هایی چون موسوی و خاتمی و کرّوبی اَند. شخصیت هایی که دست آخِر هر بحران و رخ دادی را هر چند بزرگ به نفع انقلاب اسلامی و مَردُم فیصله می دهند. و افسوس که کَسانی به خیال خود و چه بسا به عمد و توطئه می خواهند نعمت بزرگ این مصلحان را از مَردُم و کشور سلب کُنند و آن روز چه بسا اوضاع به دست کَسانی هم چون خودِ شان بیافتد که هر چه هزینه ها بیش تَر شود، خوشحال تَر خواهند بود و بیمی از هزینه های تحمیلی به مَردُم نخواهند داشت.

به یاد دارم پس از شهادت سیّد علی موسوی می گفت: «دل من برای انقلاب، مَردُم و جمهوری اسلامی می سوزد که گرفتار این همه بی تدبیری، دروغ و ظلم شده است. به جای شنیدن صدای مَردُم و پاسخ منطقی و قانون مند به آنان تعدّی می شود. برای خودم آبِ رویی قائل نیستم. از من می خواهند که مرز بندی هایم را روشن کُنم؛ چیزی که بر همگان روشن است. ما را چه به بیگانه، ما را چه به معاندان، ما را چه به ساختارشکنی؟ اِن شاء الله روزی ابعاد توطئه هایی نظیر پاره کردن تصویر حضرت امام و برخی وقایع تلخ عاشورا و ترور و قتل مردم بی دفاع آشکار خواهد شد. بگذار هرچه می خواهند بگویند و بکُنند. ما را وابسته و بی دین معرّفی کُنند، امّا خدایی هم هست. آن چه بود و هست سرمایه ای از امام و انقلاب است و فدای آن خواهد شد، ما چیزی نمی خواهیم جز آن چه برای آن انقلاب کرده ایم و این نظام برای تحقّق آن بنا شده. راه درست برای تصمیم گیرندگان توجه به حقوق مَردُم و وفا داری به ارزش های بنیادی اسلام و انقلاب است نه اتّهام افکنی و خشونت و دست گیری و تک صدایی».

این کجا و دروغ های رسانه های دروغ کجا. اِن شاء ا… روزی خواهد رسید که یکایک خبرها و اظهار نظرها در پیش گاه تاریخ مورد مداقه خواهد بود و آن روز بانیان تولید انبوه دروغ که تا مرز انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی خواندن مهندس و متّهم ساختن او به ترور مشکوک و ناجوان مردانه ی خواهر زاده اش پیش رَفتند، رسوا و شرم سار خواهند شد.

با آن که بسیاری از اعتراضات خود جوش بود، هم واره همگان را به پرهیز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و در هفده بیانیه ی خود ادب حضور و انتقاد سیاسی را به همگان آموختند و به شدّت مراقب سطح مطالبات بودند. همه ی امکان ارتباطی و تشکیلاتی اش با مَردُم را قطع کردند تا صدایش به درستی شنیده نشود و آن گاه اگر در گوشه و کنار داخل یا خارج با نماد سبز یا به نام سبز موضعی گرفته شد یا عملی انجام شد همه را به نام او نوشتند، حال آن که در مقابل با همه ی تشکیلات عریض و طویل، خود را از آن چه به نامِ شان و با لباسِ شان در خیابان یا زندان بَر خلاف قانون و اخلاق و علیه مَردُم انجام می شد، مبرّا می دانستند و مسؤلیتی متقبّل نمی شدند و یک سره همه چیز را تکذیب می کردند.

با آن که حلقه ی نخست مهندس افرادی شناخته شده و جریان اصیل سبز مواضع روشن و مشخّصی دارد و مهندس دید گاه های خود را از طریق بیانیه های رسمی بیان می کُنَد، هر آن چه که در داخل و خارج از سوی هر کَس و با هر انگیزه ای بیان می شود، به ناحق منتسب به ایشان می کُنند و سپس می خواهند مهندس در برابر هر یک موضع بگیرد با آن که می دانند نسبتی با مهندس ندارد. حال آن که از صبح تا شام، این سو و آن سو به نام دفاع از دولت و ولایت و حتّا اسلام، بی شمار عمل ناصواب صورت می گیرد و کَسی هم به خود زحمت تأیید و تکذیب نمی دهد که بمانَد بسیاری را هم تحت حمایت و پوشش قرار می دهند.

درایّام انتخابات و بعد از آن علا رغم مضایق رسانه ای، ایشان و ستاد با هیچ مقام خارجی یا رسانه ی فارسی زبان بیگانه گفت و گو نکردند و بَر عکس دیگران، هرگز پیغام و پسغامی نیز به دُوَل خارجی نفرستادند که اگر طیّ انتخابات دولت را در اختیار بگیرند چه خواهند کرد، امّا فتنه گرانی بودند که فتنه گری می کردند و به دروغ چهره ی دیگری از مهندس معرّفی می کردند. چه صحنه ها و سایت ها از جمله سایت «انتخاب دهم» که خودِ شان راه نیانداختند و چه مطالب که خودشان منتشر نکردند و چه شعارها که خودشان سَر ندادند و یا نسبت ندادند. کی ست که نداند شعار «جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان» و «توهین به اصل ولایت فقیه یا رَه بَری» ربطی به مهندس نداشت؟

به عنوان نمونه ی دیگر یادم هست که مصاحبه ای ساختگی از رییس ستاد آقای دکتر بهزادیان منتشر کردند که گفته است میلیارد ها از این و آن بودجه دریافت کرده، حال آن که کلّ بودجه ی ستاد به چهار میلیارد تومان نرسید، بودجه ای که در برابر هزینه های رسمی و غیر رسمی رقیب ارزنی هم محسوب نمی شد. یا یادم هست که مهندس از معدود مصاحبه با رسانه های غیر فارسی زبان خارجی، چند روز به انتخابات مصاحبه ی کوتاهی با تایمز لندن داشتند. هنوز که هنوز هست، خطّ و ربط تایمز در انتخابات ایران برایم روشن نیست. آن ها همچون سی اِن اِن ارتباط وثیقی با ستاد کاندیدای رقیب داشتند.

به هر حال در این مصاحبه ظاهرن نقل قولی به مهندس نسبت داده شده بود که ایشان گفته، قدرت رَه بَری پس از انتخابات با ادامه ی حضور مَردُم در خیابان مهار خواهد شد. آن را مستمسکی قرار دادند که بگویند ما برای بعد از انتخابات برنامه ای داشته ایم. بعدن نیز این مصاحبه گویا به نظر رَه بَری معظّم انقلاب رسیده بود. یکی دو روز بعد از انتخابات آقای مرندی با من تماس گرفتند و پرسیدند. گفتم چه گونه شما باور می کُنید که مهندس موسوی چنین بگوید. حتّا اگر کَسی بخواهد چنین بکُند عقل سیاسی اش حکم می کُنَد که چنین نگوید. در همان فضای شلوغ بعد از انتخابات حضوری نیز از آقای مهندس پرسیدم. قویّن تکذیب کرد و گفت من را که می شناسی. چرا باید چنین بگویم؟

می خواهم بگویم هم واره کَسانی بودند و هستند که بخواهند شکاف ها و بد بینی هایی را دامن بزنند و راه را برای اهداف شوم و استیلا طلبانه ی خود باز نمایند. کَسی برنامه ای برای بعد از انتخابات نداشت و ما خود را پیروز طبیعی انتخابات می دانستیم، امّا هر روز می شنیدیم که قرار است پس از انتخابات چنین شود و چنان شود و اِم روز می بینیم که احکام برخی دست گیری ها قبل از انتخابات صادر شده بود.

باز هم می گویم ما به اندازه ی بعضی با هوش نبودیم که تا این جای مسئله را ببینیم، چرا که در آن مشارکتی نداشتیم. آن ها نیاز داشتند برای جا انداختن اقدامات خطر ناک و تحلیل معیوب خود، شخصیت های مؤثّری را دست گیر کنند تا امکان مدیریت فضا کم شود و سپس صحنه هایی یا اعترافاتی را بسازند و یا آن چنان بَر برخی مردم سخت بگیرند که سطح مطالبات بالا رَوَد، شعاری بدهند و یا اقدامی بکُنند.

حتّا از این که احیانن پای معاندی باز شود، ذوق زده شوند که هان دیدید نگفتیم، این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید. و سپس این همه را سند کُنند که آری کودتای مخملی در بین بوده و تصمیم بر بَراندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی آن هم توسط مؤسّسان آن، عجبا. آری ظلم به نظام ناصواب است، امّا این صحنه سازی ها و این خشونت ها و رفتارها و سوء استفاده از قانون، ظلم به مَردُم و نظام بود نه انتقاد ها و دل سوزی های شخصیت هایی چون مهندس موسوی. اگر چنان ناجوان مردانه همه چیز و همه کَس را نمی پاشاندند، کم ترین ناهنجاری در این سو رخ نمی داد کما این که در تمام ایّام منتهی به انتخابات، صبح تا شام مَردُم به خیابان ها آمدند و آب از آب تکان نخورد. اما خودِ شان با آن همه امکانات در این چند ماه به اندازه ی بیست سال اشتباه یا ظلم کردند و بد ترین چهره از جمهوری اسلامی را معرّفی کردند و یک بار هم یک سوزن به خودِ شان نزدند.

اوج دل سوزی شخصیت هایی چون مهندس موسوی برای کشور و انقلاب و مَردُم آن جا هویدا می شود که وقتی می بینند برای باز کردن معبری باید آبِ روی خود را هزینه کُنند، دریغی به میان نمی آورند. پس از صدور بیانیه ی تاریخی، بزرگ و مصلحانه ی هفدهم که اِن شاء الله برکاتش روز به روز آشکار تَر خواهد شد، می گفت: «باید کاری می کردم، این کم ترین خواسته هایی بود که می توانستم برای خروج کشوراز بحران بیان کُنم. امید وارم درک شود». گفتم با خدا معامله کردید، گفت: «من کَسی نیستم، هیچ کَس. امّا امید وارم خداوند در این خیر و مصلحت مَردُم و کشور و نظام را قرار دهد. من دلم روشن است به یاری خدا».

گرچه مهندس در قلوب مَردُم جای دارد، یکی از مظلوم ترین و تنها ترین مردان انقلاب است. یارانش را گرفته، تشکیلاتش را منهدم، ارتباطاتش را قطع و به هر تهمتی او را رانده اند. اگر صدایش را بشنوی تغییری در آن نمی بینی، جز همان صدای نجیب و امید وار و آرام که نگران کشور است. او برای خود چیزی نمی خواهد و تنها به مَردُم می اندیشد. او می گوید: «مَردُم ما مَردُمان بسیار خوبی اَند. با آنان شفقت کُنید. بسیاری از امور به بود خواهد یافت». اِن شاء الله در گذر زمان حقایق به تدریج آشکار خواهد شد. چه سانسور و متّهمش کُنند و چه تحریفش، او سیمای صداقت و نجابت و شرف است و در پهنه ی تاریخ ما به عنوان مصلحی بزرگ و تعیین کُننده، پای دار خواهد ماند. حیف است که چنین نسل کُشی سیاسی و چنین مهمان کُشی هایی به نام نظام جمهوری اسلامی ثبت شود و آن چه با نخست وزیر امام و رؤسای جمهور بعد و مؤسّسان انقلاب و مَردُم منتقد رَفته است، قصّه ی تاریخ شود و سنّت های غلط گذشته را تداعی کُنَد. و همین طور حیف است که آبِ روی مدیریت انقلاب، گروی افراطی گری حلقه هایی شود که جز شرم نمی آفرینند.

امام عظیم الشّأن، قانون اساسی و نظامی بی آلترناتیو را برای این ملّت بزرگ معماری کرد. لذا با وجود انتقادهای وسیع و بعضن جدّی تَر به نحوه ی اجرای قانون اساسی و مدیریت کشور، هیچ عاقلی دل به نظام دیگری که مورد علاقه ی بیگانگان و غیر موحّدان باشد نخواهد بست. امّا روشن است که فاصله از مبنای مَردُمی و آزادی خواه انقلاب اسلامی و بستن باب اصلاح، سَر نوشت همین نظام بی آلترناتیو را خدای ناکرده با سعودی ها و عثمانی ها بیوند خواهد زد. مگر تاریخ حکومت های پس از پیامبر اعظم (ص) جز دوره های کوتاهی جز این بوده است؟

ترور های ناجوان مردانه و حساب شده ی اخیر در تداوم ترور معنوی شخصیت های ریشه دار به همراه شکاف آفرینیِ هدف مند و پروژه ای در سطوح تعیین کُننده و تأثیرگذار، شرایط خطیری را یاد آور می شود. نفوذی عمیق و خطر ناک صورت پذیرفته است. تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی هم نشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رَه بَری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کرّوبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از اِم روز بَر جای خواهد ماند.

نوشته شده توسط بامداد راد

ژانویه 17, 2010 در 2:21 ق.ظ.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.